صفحات

۱۳۹۴ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

سیداحمد هاشمی: با زور و حبس و حصر مشکلی حل نمی شود

فرشته قاضی
فرشته قاضی
سیداحمد هاشمی، زندانی سیاسی و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که بیش از ۳ سال از مرخصی محروم بود در شرایطی برای تشییع و تدفین پیکر همسرش به مرخصی آمد که طی دو ماه گذشته حتی از ملاقات و تماس تلفنی با او هم محروم بود. او در مصاحبه با روز می گوید که اعلام برائت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان شرط لازم برای مرخصی از سوی بازجوی او عنوان شده؛ مساله ای که به علت مخالفت آقای هاشمی، او را به مدت ۳ سال از مرخصی محروم کرده است. سیداحمد هاشمی که طی ۳ سال گذشته برای اولین بار و تنها ساعاتی پس از درگذشت همسرش به مرخصی آمده در مصاحبه با روز می گوید که با زور و حبس و حصر مشکلی حل نمی شود و صاحب نظر و اهل فکر با زندان دست از عقیده اش برنمی دارد. دکتر مریم ایمانی، همسر سیداحمد هاشمی، قرآن پژوه و استاد گروه دین و فلسفه دانشگاه خوارزمی بود که روز گذشته بر اثر ابتلا به بیماری سرطان درگذشت. آقای هاشمی، مشاور وزیر و مدیرکل سابق بازرسی وزارت کشوراز تیرماه ۹۱ در زندان به سر می برد. او ساعاتی پس از مراسم تشییع پیکر همسرش در مصاحبه با روز می گوید: تقریبا کمتر از ۲ ماه قبل مشخص شد که ایشان مبتلا به سرطان بدخیمی هستند. خیلی وضع و حال بدی داشتند. من هم آنجا دسترسی به تلفن نداشتم و نمی توانستم تلفن و با ایشان صحبت کنم. ایشان هم با وضعیتی که داشت نمی توانست به ملاقات من بیاید. جسته گریخته گاهی وقت ها که یکی از بستگان به ملاقات می آمد، به من خبر می داد که حال ایشان چطور است و.. متاسفانه من بالای سرشان نبودم، نتوانستند هیچ از امکانات حمایتی من برخوردار شوند. سیداحمد هاشمی توضیح می دهد: من ناراحتی قلبی و کلیوی و مشکل آرتروز دارم، از اول هم به اقایان اعلام کرده بودم اما با توجه به شرایط ام به من مرخصی ندادند. حتی آذرماه یک درخواستی نوشتم که برای بیماری قلبی ام مرخصی می خواهم ولی باز هم توجهی نشد متاسفانه. به کرات هم اخوی یا خانم مراجعه داشتند، بخصوص اخوی که کارهای حقوقی را دنبال می کردند؛ به کرات وعده و عید دادند ولی مرخصی ندادند. این اولین مرخصی است که بعد از سه سال به من داده اند که آمده ام جنازه خانم ام را ببینم و دفن کنم. این مرخصی هم برای ۷۲ ساعت است،درخواست کرده ایم ببینیم تمدید می کنند، یانمی کنند، بالاخره بنده صاحب عزا هستم. کسی نیست؛ دو بچه دارم که توان چنین کاری را ندارند و دانشجو هستند. بنده باید به عنوان صاحب عزا باشم و مراسم را برگزار کنم و.. باید ببینیم چی می شود آیا موافقت می کنند یا نمی کنند. مرخصی به عنوان یکی از بدیهی ترین حقوق قانونی هر زندانی، برای سیداحمد هاشمی مشروط به اعلام برائت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی شده بود: تقریبا چند ماه از زندان من گذشته بود، نزدیک عید سال ۹۲، که بازجوی ما آمد و به من گفت نمی خواهی مرخصی بروی؟ گفتم کسی که از زندان خوش اش نمی آید اگز امکان اش باشد می رویم چرا نرویم. گفت شرط اش این است که از فتنه تبری بجویی. گفتم فتنه چیست؟ گفت همین موسوی و کروبی. گفتم من آنها را فتنه گر یا فتنه جو نمی دانم. گفت شما تند هستی، اینطور باشد من اصلا اجازه نمی دهم مرخصی بروی. گفتم اجازه نده من در رابطه با سواستفاده های مالی آقای احمدی نژاد، آقای رحیمی، آقای بقایی، اقای مشایی و خلاف هایی که داشتند در دوران بازجویی برای شما توضیحات مفصلی داده ام،شما الان به همان نتیجه نرسیده اید که همه چیز برملا شده الان هم از این حرف هایی که می زنی به زودی پشیمان می شوی و به حقانیت ما پی می بری. اتفاقا چند ماه بعد آقای روحانی رای آورد و مشخص شد رویکرد مردم چیز دیگری است. بهرحال اینها را گفتم ولی گفت من نمی گذارم مرخصی بروی. گفتم نگذارید من که اصلا درخواست مرخصی به شما نداده ام که موافقت بکنید یا نکنید، من اصلا درخواست نمی دهم و حاضر نیستم. این وضعیت برای سیداحمد هاشمی در حالی است که محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدی نژاد که به دلیل فاسد مالی محکوم به زندان شده، تنها ۱۰ روز پس از زندانی شدن به مرخصی آمد و محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد که مرخصی او به خاطر بیماری همسرش بوده. سیداحمد هاشمی می گوید: بعضی ها به قول معروف تافته جدابافته هستند ضمن اینکه قوه قضائیه برای بعضی ها امکانات بیشتری می دهد ؛ بعضی ها مساوی ترند انگار و شرایط برای بقیه محدود است. ما البته سعی نکردیم که به خاطر یکسری کارهای جزئی بیاییم و اعتراض بکنیم چون حرف ما بالاتر از اینها بود و می گفتیم به ما ظلم شده و ما بی جهت در زندان هستیم ولی کسی توجهی نکرد. او درباره حکم و اتهامات خود توضیح می دهد: من جزو مدیران وزارت کشور بودم که بعد از بازنشستگی در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی فعال شدم و فعالیت ام از اوایل ۸۵ که بازنشسته شدم شروع شد، به خاطر سوابق ام در بحث های انتخاباتی فعالیت داشتم اول انقلاب هم عضو این سازمان بودم و در این شرایط بهتر این بود که فعال باشم. منتهی وقتی مباحث ۸۸ پیش آمد علیرغم اینکه من در انتخابات هیچ مسئولیتی هم نداشتم، صرفا به خاطر سوابق انتخاباتی من که در وزارت کشور قبلا از مسئولین و دست اندرکاران ستاد انتخابات بودم مرا بازداشت کردند، و گفتند همه کاره کمیته صیانت از آرا تو هستی. گفتم البته من یک پیش نویسی برای صیانت از آرا برای تشکیلات خودمان یعنی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشته بودم که کاملا براساس قانون بوده و اصلا ارتباطی به مسال انتخاباتی دیگران نداشته و اصلا خلاف قانونی هم نبوده. منتهی اینها دنبال یکسری بهانه هایی بودند و بنده را بازداشت کردند و دو اتهام اصلی که به من زدند و ۵ سال حکم دادند، گفتند اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور. در حالیکه من در وزارت کشور از سال ۶۴ تا سال ۸۵ اکثرا مدیرکل بودم و گاهی وقت ها مشاور وزیر و همیشه در آنجاسمت های بالای مسئولیتی داشتم. اگر من مشکل امنیتی داشتم که در وزارتخانه به من مسئولیتی نمی دادند. من با ۶ وزیر در دوره های مختلف کار کرده ام و همه به من اعتماد داشتند و مسئول بودم. بنابراین معلوم است که اتهام بی جا است. یک اتهام دیگر گفتند تبلیغ علیه نظام. گفتم شما یک جا بیاورید من یک سخنرانی کرده باشم، یک میزگردی تشکیل داده باشم و.. من آدم اجرایی بودم و کار اجرایی می کردم. به هر حال ما اسیر شدیم و ۳ سال از این ماجرا گذشته و ۲ سال دیگر هم باید در حبس باشیم. نوشتن جزوه ای حاوی قوانین انتخاباتی برای ناظران ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی در انتخابات خرداد ۸۸ مبنای اتهامات سیداحمد هاشمی بوده؛ از او در همین زمینه سوال می کنم،می گوید: این جزو همان دستور العملی بوده برای نمایندگان نامزدها؛ یعنی ناظران در انتخابات، آن موقع از چیزی که ما تهیه کرده بودیم ستاد آقای مهندس موسوی استفاده کرده بود؛ در انتخابات های قبلی هم نامزدهای اصلاح طلب استفاده کرده بودند. ما که اختصاصی برای خودمان ننوشته بودیم. نوشته بودیم که هر کسی بخواهد استفاده کند؛ یک چیز کاملا قانونی بود که نامزدها اجازه دارند طبق قانون ناظرانی در پای صندوق ها داشته باشند. بگذریم که در عمل هیچ کدام از اینها را اجازه ندادند یا اذیت کردند یا برخلاف قوانین با آنها رفتار کردند. همین را دستمایه کردند که این از اساس مخالف است و ما را زندانی کردند. بنده هنوز معتقدم آن چیزی که ما تهیه کردیم براساس قانون بوده. سیداحمد هاشمی می افزاید: من برای خودم هیچ چیزی نمی خواهم، هیچ وقت هم چیزی نخواسته ام، اما احساس می کنم بسیاری از زندانیان سیاسی از دلسوزان و کسانی هستند که نمی خواستند برای خودشان از این نمد کلاهی درست بکنند و دنبال این بودند که خدمتی بکنند. اگر رویکرد فکری شان متفاوت بوده، که نباید به اینها انگ بزنند و بلافاصله و به عنوان رقیب بخواهند حذف بکنند. الان اکثر اینها بزرگان هستند؛ بزرگان دانشگاه، تحصیلکرده و افراد باسواد و اهل فکر که بی جهت دارد وقت شان آنجا تلف می شود. چون کسی که اهل فکر و صاحب نظر باشد دست از افکارش که برنمیدارد. شما باید استدلالی داشته باشید که او را مجاب کند، اگر ندارید با زور و حبس و حصر که مشکلی حل نمی شود. فقط جامعه بیشتر نسبت به این قضیه عکس العمل نشان می دهد. کما اینکه می بینیم و مشخص است که مردم چه فکرهایی دارند و این رفتارها را نمی پسندند.

via RSS