صفحات

۱۳۹۴ بهمن ۸, پنجشنبه

roozonline.com: Latest News - 15 new articles



roozonline.com: Latest News - 15 new articles

In This Issue...


درس بزرگ" رقاصه"

هوشنگ اسدی

  فردین و فروزان را نماد ابتذال می دانستیم که پدیده حرامزاده " فیلمفارسی"  را برای تحمیق " توده ها" بر شانه می برند.دوبال روشنفکری ایران ، انگار صف های طولانی مقابل سینما را نمی دیدند . یکی الگویش " مادر"  پودفکین بود و دیگری برای " خواهر" برایان دو پالما یقه می درید. و همان ها که در صف های بی پایان " سنگام" و" گنج قارون" می ایستادند، در روزهای بهمنی دیگر " خواهر و مادر" سرزمین پدری را یکی کردند و همه زیبایی ها یکشبه پلشت شدند و مردانگی فردین و رقص و آواز فروزان نماد فساد و تباهی. روزگاری دیگر آمد و زندگی دیگر شد و مردمان و هنرمندان سرنوشت دیگری یافتند و در کوره سوزان "انقلاب" فرو افتادند تا عیارشان روشن شود. بسیاری  تسلیم شدند و دیگرانی به نوکری استبداد نو خاسته برخاستند. و از قضای روزگار دو نماد فساد و تباهی از تبار کسانی بودند که بقول جلال  احمد به" قدرت مسلط زمانه "نه" گفتند". سلطان پرده نقره ای بودند و درهای خانه های خود را بستند؛بروی شهرت، بروی مردمان و بروی زمانه. آخر ، شاعر همان روز ها خبر داده بود که " روزگار غریبی" است و " دهانت را می بویند که مبادا گفته باشی عشق". فردین باز سینمایی داشت و در غیاب خود گاه حاضر بود ، تا برشانه های مردم رفت و قدرت زمانه دید که مرد به انزوا رفته نه تنها فراموش نشده که " اسطوره" شده است. و شانس نیاورد که ببیند که برخی "بزرگان" که دیروز دستبوس شهبانو بودند، امروز نعلین استبداد را برق می اندازند. فروزان که مانند ایرن ،نه درها، حتی پنجره ها و روزنه ها را بسته بود؛ ماند و ماند تا چاقوی ضامندارِ دستهِ سفید" قیصر"در ضیافت قدرت غلاف شد  و تفنگ گل محمد در " سردار عارف" قرار گرفت. وفروزان روزی در خلوت خود، پر کشید و رفت و تا اسطوره اش از خاکستر عزلت خود خواسته بگیرد، بیصدا در گوشه دوری از قبرستان شهر زیر گلهای سفید به سفر ابدی رفت. حتما می دانست که اگر باید در قبری بخسبد که کمترین قدر شناسی از او بود، باید از عمله و اکره قدرت اجازه بگیرند. و تازه اگر کسانی که نمی دانند هنر را با "ه" می نویسند یا "ح" او را هنرمند بشناسند و لایق دفن در قطعه هنرمندان، امنیتی ها از راه می رسند و پیکر هنرمند از خود می کنند و افتخار آخر ستاره درخشان سینما این می شود که حجت السلام دعایی بر جنازه اش نماز میت بخواند؛ همان که بر سپان شاعر و همای بازیگر رفت و از جمله"تدبیر" های دولت اعتدال است. پس؛  فروزان  به هیئت بانویی در آمد که در قبر را هم بروی استبداد بست. خانم ها! آقایان! شعر"دایره مینا" – نام یکی از فیلم های فروزان- را که بلافاصله بعد از سفر درس آموزش  گفته ام به "رقاصه " ای تقدیم می کنم که بروزگار هراس و تسلیم که مدعیان درگاه قدرت می بوسند، درس بزرگی به همه ما داد. دایره‌ی مینا دایره مینا خط می زند صبح و فروزان را گل های مانده در ایوان را *** در زمستان های طولانی منتظر ماندیم: "یکی می آید... یکی می آید"...- حتی شعرش شعر ش را بر چهار راه‌ها می نوشتیم: "کسی از آسمان توپخانه در شب آتش بازی می آید و سفره را می اندازد و نان را قسمت می کند و پپسی را قسمت می  کند و باغ ملی را قسمت می کند و شربت سیاه سرفه را قسمت می کند و روز اسم نویسی را قسمت می کند و نمره مریضخانه را قسمت می کند و چکمه های لاستیکی را قسمت می کند و سینمای فردین را قسمت می کند درخت های دختر سید جواد را قسمت می کند و هر چه را که باد کرده باشد قسمت می کند و سهم ما را هم می دهد من خواب دیده ام..." بانوی شعر خواب دید و خوابید... *** و ما دیگر بیدار ماندیم کسی آمد و سهم ما را هم داد سینمای فردین ممنوع شد فروزان  ممنوع شد عشق ممنوع شد و همه جام های شراب هزارساله را از دیوان های پارسی در شیشه های سیاه سرفه ریختند ***  و دایره مینا خط می زند فردین و فروزان را و باز می کند بندهای آهن و سیمان را پنج بهمن 1394

    


Sponsor message
powered byad choices

دایره‌ی مینا

هوشنگ اسدی

دایره مینا خط می زند صبح و فروزان را گل های مانده در ایوان را *** در زمستان های طولانی منتظر ماندیم: "یکی می آید... یکی می آید"...- حتی شعرش شعر ش را بر چهار راه‌ها می نوشتیم: "کسی از آسمان توپخانه در شب آتش بازی می آید و سفره را می اندازد و نان را قسمت می کند و پپسی را قسمت می  کند و باغ ملی را قسمت می کند و شربت سیاه سرفه را قسمت می کند و روز اسم نویسی را قسمت می کند و نمره مریضخانه را قسمت می کند و چکمه های لاستیکی را قسمت می کند و سینمای فردین را قسمت می کند درخت های دختر سید جواد را قسمت می کند و هر چه را که باد کرده باشد قسمت می کند و سهم ما را هم می دهد من خواب دیده ام..." بانوی شعر خواب دید و خوابید... *** و ما دیگر بیدار ماندیم کسی آمد و سهم ما را هم داد سینمای فردین ممنوع شد فروزان  ممنوع شد عشق ممنوع شد و همه جام های شراب هزارساله را از دیوان های پارسی در شیشه های سیاه سرفه ریختند ***  و دایره مینا خط می زند فردین و فروزان را و باز می کند بندهای آهن و سیمان را پنج بهمن 1394

    


Sponsor message
powered byad choices

ستاره‌ای فروزان که افول نکرد

نام اصلی‌اش "پروین خیربخش" بود اما مردم و دوستداران‌اش به نام "فروزان" او را می‌شناسند. بازی‌گری که کارش را با دوبله آغاز کرد و کمی بعد وقتی جلو دوربین سینما ایستاد، تبدیل به ستاره‌ی محبوب مردم شد. فروزان در کنار فردین ستاره‌های فیلم "گنج قارون" شدند. یکی از پرمخاطب‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما. فروزان نماد زن ایرانی بود. زیبا و خوش‌چهره که می‌توانست آواز بخواند، البته به یاری صدای "الهه" و دیگران، برقصد و دل‌بری کند. تصویری متفاوت با آن‌چه سنت و مذهب از زن در جامعه ساخته بودند. او اما به همین تصویر و چارچوب مورد پسند تماشاگر عام کفایت نکرد. از مرز ستاره بودن گذشت تا هنر بازی‌گری‌اش را نشان بدهد. ستاره‌ی "گنج قارون" و فیلم‌های خوش‌باش افول کرد اما فروزان در سینما ماند و با موج نو همراه شد. در دشنه‌ به کارگردانی فریدون گله مقابل بهروز وثوقی نقش یک فاحشه‌ی سودازده را بازی کرد. برای بازی در بابا شمل به کارگردانی علی حاتمی جایزه‌ی بهترین بازیگر نقش اول زن را از جشنواره سپاس در سال ۱۳۵۱ گرفت و در اثر بعدی علی حاتمی یعنی "قلندر" هم جلو دوربین رفت. سینمای متفاوت ایران بیش‌ از همه او را با نقشی که در فیلم داریوش مهرجویی بازی کرده، دایره مینا، به جا می‌آورد؛ نقشی جدا از آن تصویر کلاسیک شده‌ی محبوبِ دلبر. یک پرستار بیمارستان که در سکانسی تاثیرگذار کنار یک جنازه هم اشک می‌ریزد و هم با پسر جوان فیلم، سعید کنگرانی، معاشقه می‌کند. همین فیلم آخرین تصویر به نمایش در آمده از فروزان بر پرده‌ی سینماهای ایران می‌شود. دایره مینا پس از توقیفی چند ساله در سال ۱۳۵۷ به نمایش در می‌آید و پس از آن انقلاب از راه می‌رسد و فروزان مثل دیگر ستاره‌های سینما به انزوا فرستاده می‌شود. انزوایی که به جرم زن بودن سخت‌تر می‌شود تا او در کنار دیگر ستاره‌گان زن سینمای ایران مانند پوری بنایی، ایرن، نوری کسرایی و ... هرگز اجازه‌ی بازگشت به صحنه و پرده را به دست نیاورد. تقی ظهوری در کتاب خاطرات‌اش فروزان را متعهدترین، خوش قول‌ترین و رئوف‌ترین بازیگر سینمای ایران معرفی می‌کند. نشریات زمان گذشته از او با القاب و عناوین چون «بت افسانه‌ای سینمای ایران»، «آفتاب بی‌غروب سینمای ایران»، «افسونگر پرده نقره‌ای»، «شعله همیشه فروزان سینما»، «آن جادوگر دل‌ها» و «مرز تعصب و زیبایی» یاد می‌کردند.  فروزان که متولد سال ۱۳۱۶ بود بار اول در ۴۱ ساله‌گی مرگ حرفه‌ای را تجربه می‌کند و در سینما ممنوع می‌شود. در تمام این سال‌ها پیشنهادهای متعدد برای مصاحبه و حضور جلو دوربین رسانه‌های خارج از کشور را رد می‌کند تا آخرین تصویر از او همان ستاره‌ی در اوج بر پرده‌ی سینما باشد. و عاقبت در سن ۷۸ ساله‌گی مرگ دوم از راه می‌رسد و فروزان روز یکشنبه ۲۴ ژانویه ۲۰۱۶ از این دنیا می‌رود. او که بر چالش اولین مرگ اجباری، ممنوعیت، غلبه کرده بود؛ حالا جاودانه‌تر از آن است که با مرگ جسم‌اش، خاطرات و حضور پر رنگ‌اش در تاریخ سینمای ایران فراموش بشود و به فنا برود.

    


Sponsor message
powered byad choices

فروزانِ بی‌غروب


    

خاموشی فروزان در روزگارِ مداحان هفت‌تیر کش

پویان عسگری

بعد از کلی تائید و تکذیب، بالاخره تصدیق شد که فروزان (با نام شناسنامه‌ای پروین خیربخش) شب گذشته دارفانی را وداع گفته و امروز صبح به سرعت، به خاک سپرده شده تا احیانا مشکلی پیش نیاید! تا خدای نکرده کسی دلواپس نشود و کسی یاد فیلمفارسی و هنر قبل از انقلاب ۵۷ نیافتد. تا اینگونه حکومت (نگاه رسمی) به تاریخ سوزی خود ادامه دهد.  ........ سرنوشت بازیگران زن سینمای ایران همیشه ماهیتی تراژیک داشته. از مرگ غریبانه و در اوج تنهایی روح‌انگیز سامی نژاد (اولین بازیگر زن تاریخ سینمای ایران) تا انبوهی بازیگر زن ریز و درشت که بعد از انقلاب ۵۷، در بدبختی و تنهایی و بی‌پناهی، ریق رحمت را سر کشیدند و جان به جان آفرین، تسلیم کردند. روزی روزگاری که امکانش فراهم باشد، کتاب‌ها و فیلم‌های مختلفی درباره این بازیگران زن نوشته و ساخته می‌شود و حقایق بر ملت روشن خواهد شد. که خداوند بندگان بی‌کس و بی‌پناهش را نزد خود بزرگ و بلندمرتبه می‌دارد و آنها در درگاه او منزلتی ویژه دارند.  ........ فروزان‌ها (رفته‌ها) و پوری بنایی‌ها (مانده‌ها) سال‌ها است که مرده‌اند. دقیقا بعد از انقلاب ۵۷. بعد از، از بین رفتن فرهنگ عامه در ایران؛ آتش زدن سینماها، نابود کردن کتاب فروشی‌ها، برگزار نشدن کنسرت‌ها. وقتی که سلبریتی‌های مورد علاقه مردم، سیاسی شدند و آنها که ماندند به انکار خود و گذشته‌شان برآمدند. وقتی بهروز وثوقی دیگر فرصتی پیدا نکرد تا دلمان را بلرزاند، وقتی فردین دق کرد و حسرت به دل ماند برای بازی در فیلمی دیگر. وقتی ناصر ملک مطیعی به انزوا رانده شد و وقتی نابغه‌ای چون پرویز صیاد، در غربت و دوری، استعدادش پژمرد و کسی شد شبیه به بقیه.  ......... فروزان البته در زمان خودش قدر ندید و منتقدان و روشنفکران تحویلش نگرفتند. خیلی‌ها به داریوش مهرجویی تاختند که چرا از فروزان در نقش زن پرستار فیلم «دایره مینا» استفاده کرده. اما... اما مردم دوستش داشتند و دارند. تنها بازیگر زن سینمای فارسی که دستمزدی بیشتر از بازیگران مرد می‌گرفت و تنها بازیگر زن سینمای فارسی که نامش در تیتراژ فیلم‌ها جلوتر از بازیگران مرد می‌آمد. حتی در فیلمی چون «رقاصه شهر» شاپور قریب، که ناصر ملک مطیعی همبازیش بود. اگر به شکلی آزادانه و فارغ از حساسیت‌های سیاسی به خاک سپرده می‌شد، حضور پرشور مردم را می‌دیدیم که در حال بدرقه هنرمند مورد علاقه‌شان هستند. شبیه به تشییع جنازه پرشور محمد علی «فردین».  ........... تنها بازیگر زن سینمای بعد از انقلاب ۵۷ که به جایگاه خداگونه «فروزان» در شهرت و زیبایی و کاریزمای زنانه، نزدیک شد «هدیه تهرانی» بود. در فاصله سال‌های ۷۶ تا ۸۲. بسیار کمتر از مدت زمانی که فروزان در دل فیلم‌های فارسی می‌درخشید و شهره شهر بود. حالا و بعد از مرگ فروزان، تاریخ سینمای ایران یکی از مهمترین بازیگران زنش را از دست داده. کسی که اگر در هالیوود می‌زیست تابحال صاحب یک ستاره بزرگ در تالار مشاهیر شده بود و به افتخارش چه ها که نمی‌کردند. اما چون ایرانی است، امروز (۵ بهمن ۱۳۹۴) در اوج سکوت به خاک سپرده شد تا کسی شلوغ نکند و همه یادشان برود که او چه بازیگر بزرگی بوده. به چه قیمتی؟  به قیمت اینکه یک مداح گردن کلفت (سلبریتی بعد از انقلاب ۵۷) با هفت‌تیرش در خیابان مردم را تهدید کند. چه داشتیم و چه نصیبمان شد! منبع: صفحه شخصی نویسنده در فیس‌بوک

    

فصلی از دشنه

مروری کوتاه بر یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های فروزان فصلی از «دشنه»ی «فریدون گُله» که «عباس چاخان» (بهروز وثوقی)، «بنفشه» (فروزان) را از یکی از خانه‌های زیرِ نظرِ «ممد دشنه» (حسین گیل) بیرون می‌کِشد و برای همیشه با خود می‌بَرَد، از آن لحظه‌های عاشقانۀ ناب و جان‌دار و گرم و دوست‌داشتنی را- که این روزها در سینمای‌مان کیمیا است- در دلِ خود دارد؛ فصلِ خلوتِ «عباس» و «بنفشه» در هوای سردِ منطقه‌ای ییلاقی و کنارِ رودخانه و چپیدن‌شان زیرِ پتو و خوردن و نوشیدن‌شان و نیز گفتن از آرزوها و حسرت‌های‌شان. این‌جاست که دکوپاژهای فراموش‌نشدنیِ «فریدون گُله» و موسیقیِ «واروژانِ کبیر» جادو می‌کنند و دوزِ عاشقانگیِ این صحنه را به اوج‌اش می‌رسانند... *** عباس‌چاخان: تو نمیری توی قطار تازه فهمیدم که خاطرخواه‌ت شده‌م... بنفشه: خاطرخواهی‌ت بعده... بذار یِه خونه‌زندگی واسه‌ت درست کنم، حسرتِ دلِ همه بشه... *** اوجِ نقش‌آفرینی‌های «فروزان» را نَه در «دایرۀ مینا» (داریوش مهرجویی)، بَل‌که در همین «دشنه» می‌دانم؛ به‌ویژه جایی‌که «عباس»، «بنفشه» را به خانه‌ای می‌بَرد که بارها و بارها وعده‌اش را داده؛ و «بنفشه» با بُغض و غرور به خشت‌ها و آجرهای خانه خیره شده است و به رویابافی‌های «عباس» گوش می‌‌دهد... *** «فروزان»، ستارۀ سینمای سال‌های چهل و پنجاهِ خورشیدی، در سنِ ۷۸ سالگی درگذشت...

    

جرم؛ ستاره بودن!

ستاره‌هایی که پس از انقلاب ممنوع شدند ستاره بودن جرم بود و ستاره‌ی زن بودن جرم مضاعف. برای همین عجیب نبود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی، بخش زیادی از هنرمندان زن برای همیشه از صحنه حذف بشوند. ستاره‌های موسیقی به حکم شرعیِ "حرام بودن آواز خواندن زنان" کاملا به حاشیه فرستاده شدند و بازی‌گران زن سینما هم اگر کمی شهرت و محبوبیت داشتند به جرم "انجام دادن کارهای خلاف شرع" حکم ممنوعیت ابدی گرفتند. چه آن‌که براساس کاراکترهای بازی شده جلو دوربین عریان شده بود، چون ایرن، و چه آن‌که مانند پوری بنایی همیشه در چارچوب زن سنتی با حجب و حیای ایرانی ایفای نقش کرده بود. ایرن ایرن از چند جهت مورد غضب نظامِ اسلامی ایران بود. هم در فیلم‌های پیش از انقلاب برخلاف چارچوب دست و پا گیرِ مذهب و سنت، عریان شده بود؛ هم در در فیلمی چون محلل بازی کرده بود که به نقد قوانین اسلامی می‌پرداخت. ایرن ممنوع شد. برای مدتی کوتاه به آلمان رفت و پس از بازگشت به ایران به اجبار حرفه‌ی دیگری را ادامه داد. در سال 1391 نشریات چاپ داخل حتی خبر درگذشت‌اش را بازتاب ندادند و وقتی تهمینه میلانی، کارگردان سینمای ایران، در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی از بزرگی‌ ایرن گفت، با انتقاد و هجمه‌ی شدید رسانه‌های حکومتی روبه‌رو شد. نوری کسرایی بازی‌گر فیلم‌های موج نو سینمای ایران. از تنگنا و صبح روز چهارم تا سازش و شام آخر. او هم پس از انقلاب اجازه‌ی حضور در هیچ فیلمی را پیدا نکرد و ترجیح داد انزوای‌اش را اعتراض‌گونه پررنگ‌تر بکند و در هیچ محیط هنری و عمومی‌ای حاضر نشد. علاقه‌مندان و دوستان‌اش از او هیچ خبری ندارند. می‌گویند کوچ کرده و در گوشه‌ای از دنیا روزگار می‌گذراند. فرزانه تاییدی شاید از معدود بازی‌گرانی باشد که تمام مصیبت نازل شده بر سرش را خط به خط و فریم به فریم روایت کرده. خاطرات فرزانه تاییدی از زمان ممنوعیت و فشار دادگاه‌های انقلاب و پس از آن کوچ اجباری، سند مکتوب و موجودِ روزهای سرکوب و سانسور اول انقلاب است. فرزانه تاییدی با مشقت بسیار خود را به لندن رساند و در آن‌جا به سختی حرفه‌اش بازیگری را ادامه داد. پوری بنایی همواره مثالِ مثبت سنت‌گرایانی بوده که عریان شدن زنان بر پرده‌ی سینما را تاب نمی‌آوردند. پوری بنایی در اکثر فیلم‌های‌اش بازتاب شخصیت سنتی زن ایرانی بود. با حجب و حیا و کم و بیش پوشیده. اما فضای ستاره‌ستیز ایرانِ پس از انقلاب او را هم تاب نیاورد. پوری بنایی تا امروز ممنوع است. حتی حضورش در جشن منتقدان سینمای ایران هم با اعتراض شدید روزنامه‌ی کیهان و خطاب‌اش به عنوان "نماد ابتذال آریامهری" مواجه شد. فروزان زنِ زیبا. فروزان با این‌که در چنین کلیشه‌ای معرفی و ستاره شد اما توقف نکرد و با حضور در فیلم‌های باارزشی مثل "قلندر"، "بابا شمل"، "دشنه" و "دایره مینا" هنر و قدرت بازی‌گری‌اش را هم به نمایش گذاشت. فروزان هم پس از انقلاب با علامت ضربدر ممنوعیت مواجه شد. ترجیح داد پس از این اتفاق نه در مراسمی عمومی حاضر بشود، نه با رسانه‌ای گفت‌وگو بکنند. هراسِ از او و محبوبیت‌اش آن‌چنان زیاد بود که وقتی جسم‌اش خاموش شد، به سرعت و بدون اطلاع عمومی مراسم خاکسپاری‌اش را برگزار کردند تا مردم او را هم‌چون فردین بر دوش نگیرند. لیست بلندبالا است. ستاره‌های ممنوع شده بی‌شمارند. از شهناز تهرانی تا شورانگیز طباطبایی و چند ده بازیگر و ستاره‌ی دیگر که به جرمِ محبوبیت و شهرت هرگز اجازه‌ی حضور در سینمای پس از انقلاب را پیدا نکردند و خود هم این را نخواستند. نه توبه نامه نوشتند، نه ابراز ندامت کردند؛ که آگاه بودند جرمی ندارند جز ستاره بودن.

    

نامه‌ای به فروزان

میم. صدر

خانم فروزان را من آخرین بار در ۲۸ مرداد ۱۳۷۹ در منزل شخصی ایشان در طهران دیدم. از من نخواهید تا چگونگی صدور اجازه ملاقات و... را به طور کامل بنویسم که ممکن است خدای ناکرده باعث تکدر خاطر ایشان گردد. ولی می توانم هر آنچه که در آن چند ساعت در ذهن من گذشت را به رشته تحریر در آورم. فقط این را اعتراف می کنم که از هر وسیله ای که می توانستم برای اخذ موافقت ایشان استفاده نمودم بدون اینکه متوسل به کسی شوم و این پشتکار حدوداً چهار ماه به طول انجامید. من می دانم و خبر دقیق دارم که سرکار خانم فروزان دعوت ها و درخواست ها و تقاضاهای بسیار متعددی در این دوره طولانی از سکوت و سکون خودشان را برای مصاحبه رد کرده اند. من جمله تقاضای بخش فارسی صدای آمریکا برای یک مصاحبه یک ساعته در مقابل پنجاه هزار دلار هدیه در اسفند ۱۳۸۴ و یا تقاضایی مشابه از سوی بخش فارسی تلویزیون بی بی سی در مقابل وجهی در همین حدود در اسفند ۱۳۸۹ و درخواست های مکرر شبکه من و تو که این مورد را حتی نخواستند در مقابل ایشان مطرح شود. همچنین ایشان حتی درخواست ها و وساطت ها و توصیه های دوستان از سوی برخی بازیگران و هنرمندان همدوره خودشان را نیز محترمانه با جواب منفی پاسخ داده اند. پس از همین جا می توانید حدس بزنید که من برای رسیدن به مقصود چه تلاش پیگیر و عاشقانه ای را به کار بردم و در این راه دشوار با اطمینان از حافظه ام تمامی فیلم های ایشان را برای چندمین بار به منظور نه لذت بردن بلکه حفظ همه نکته های آنها مشاهده نمودم تا مبادا باعث سرافکندگی خودم شوم! لذا من نیز در این نوشتار خودم را موظف و مقید می دانم به خواسته ایشان احترام گذاشته از مرز های ادب و هر آنچه که مربوط به حریم خصوصی ای شان می شود فراتر نروم. من نمی خواهم در این نوشته به اینکه فی المثل ایشان متولد چهارم شهریور ۱۳۱۶ در بندر پهلوی هستند و یا بیوگرافی ایشان که در کتب سینمایی مختلف مانند «فرهنگ سینمای ایران» نوشته جناب آقای جمال امید به کرات آمده است بپردازم. که اینها را علاقه مندان ایشان از حفظ هستند و یا براحتی می توانند در این کتب و یا دنیای مجازی بیابند. بلکه قصد من فقط بیان گوشه ای از اخلاق و رفتار واقعی ایشان در زندگی خصوصیشان است که همیشه بسیار نایاب بوده و است حتی در دوره ای که سینمای ایران متعلق به ایشان و مرحوم آقای فردین بود و می دانم دانستن آن بیشترین خواسته و هدف دوست داران و عاشقان سینمایی ایشان است. لازم به ذکر این واقعیت نیست که تفاوت بسیاری است بین عشق به یک هنرپیشه سینمایی و یا تئاتری و عشقی که در زندگی واقعی هر کسی کم و بیش با آن رو به رو می شود. در تمام دنیا حتی قبل از اینکه دوربین سینما اختراع شود که حدود صد و چند سال از آن می گذرد و بیشتر تئاتر مرسوم بود رابطه عاطفی، عشقی، رویایی، احساسی بین تماشاگر و به اصطلاح امروزه آن «بازیگر» بوجود می آمده و می آید. تماشاگران زن بیشتر با بازیگران مرد و تماشگران مرد بیشتر با بازیگران زن رابطه ای آن طور که خود می خواستند بر قرار می کردند درست مانند قمار بازی که فقط خود می داند در دستش چه دارد. کشور های صاحب سینما که در رأس آنها از نظر قدمت و محتوا و کثرت بازیگران ایتالیا قرار دارد با هنرپیشه هایی مانند جینا لولو بریجیدا، سوفیا لورن، سیلوا کوشینا، ویرنا لیزی، لئا ماسینا، جیووانا رالی و ده ها مورد دیگر تقریباً تا پایان دهه هفتاد یکی تاز سینمای جهان بودند و بنا به آمار وزارت دارایی آن کشور مقدار ارزی که از طریق فروش فیلم های این بازیگران به کشور های خارجی نصیب ایتالیای خسته و ورشکسته و بازنده در جنگ شد و باعث احیای زندگی و صنعت در آن کشور گردید مساوی با خسارات ناشی از شکست سنگین در جنگ جهانی دوم بود. برای همین هم هست که هنرپیشه های اکثراً متوفای ایتالیایی در آن کشور علاوه بر وجهه سینمایی یک حالت تقدس نیز در اجتماعشان دارند. یا در آمریکا مرلین مونرو، کیم نواک، الیزابت تیلور (انگلیسی)، اوا گاردنر، لورن باکال و... همین حالت را دارند و اکثراً بعد از گذشت چند دهه از مرگشان خانه های آنها زیارتگاه عاشقان آنهاست. اما با همه اینها وقتی در مقام مقایسه بر می آئیم خانم فروزان را از تمامی جهات نه تنها همتراز آنها می بینیم بلکه از بعضی ج هات در مقام بالاتری هم قرار می گیرند. مطمئن هستم اگر بودجه، تکنولوژی، امکانات و دانش آکادمیک عوامل سینمای ملی ایران در حد کشورهای ایتالیا یا آمریکا و یا حتی فرانسه بود نه تنها خانم فروزان بلکه بسیاری از دیگر هنرپیشه های سینمای ملی، آزاد و غیر فرمایشی ما نیز به استودیو های هالیوودی و چینه چیتا و براد وی و... راه پیدا می کردند و بین المللی می شدند. هر زمان که به سینمای ملی ۱۳۰۹ تا ۱۳۵۷ ما فکر می کنید در نظر داشته باشید که سینمای ما با چه هزینه ای و با چه دوربین های ابتدایی و لابراتوار های اولیه و توسط کسانی که به جز دو مورد بدون هر گونه تحصیلات مرتبط و فقط و فقط با عشق وافر به این هنر قدم در این راه دشوار گذاشتند تا به گنج قارون، قیصر، طوقی، کاکو و قلندر رسیدند و سینمای عزیز ما را از نابودی حتمی نجات دادند. تصور بفرمائید کشوری با آن عظمت و قدرت اگر بدون سینمای ملی بود؟ سینمای ایران قبل از گنج قارون به معنای واقعی کلمه ورشکسته و حتی مقروض بود و تعدادی از تهیه کنند های عزیز ما بخاطر برگشت چک هایشان در زندان بودند و برخی دیگر در شرف بازداشت و این سیامک یاسمی بود که با اتکا به مرحوم آقای فردین و خانم فروزان و مرحومین آقایان ظهوری و آرمان تا آخرین ریال خودش را برای تهیه این فیلم هزینه کرد و انقلابی در صنعت فیلم ایران بوجود آورد که امواج آن سینمای ما را به ساحل ی امن رسان ید.هر چند که طوفان ۵۷ آنرا بکلی ریشه کن کرد و با خود برد. اکیداً لازم می دانم به این نکته مهم اشاره نمایم که زیبایی خانم فروزان تماماً طبیعی و خدادادی بوده و هست و از معدود بازیگران سینما هستند که کوچکترین عمل زیبایی و یا جراحی های متداول میان بازیگران سینما بر ر وی ایشان انجام نشده بود حتی یک ارتودنسی ساده و این از معجزات طبیعت است. نکته دیگر اینکه بعد از اکران فیلم «مردی از طهران» ابتدا در کشور اردن هاشمی و سپس در بسیاری دیگر از کشورهای عربی (۱۳۴۵) و «یوسف و زلیخا» در کشور ترکیه (۱۳۴۷) که هر دو رکورد فروش در آن کشور ها را بدست آوردند، مافیای سینمایی این دو کشور طبق یک قانون نانوشته از تهیه کنندگان خود خواستند جهت جلوگیری از پسرفت بازیگران مطرح خود دیگر از فروزان ایرانی در فیلم هایشان استفاده نکنند. این نکته از لغو قراردادهای بعدی دو کمپانی فیلمسازی پترا فیلم اردن و یلدیز فیلم ترکیه (با شراکت رودکی فیلم ایران) مشهود است. خانم فروزان را با عناوین و القابی مانند «بت افسانه ای سینمای ایران»، «آفتاب بی غروب سینمای ایران»، «افسونگر پرده نقره ای»، «شعله همیشه فروزان سینما»، «آن جادوگر دلها»، «مرز تعصب و زیبایی»، «جدال رویا با حقیقت» و... در جراید و تیزرها و کلیپ ها و آگهی ها معرفی کرده اند. ولی از نظر من هیچکدام از این توصیفات نتوانستند واقعیت زیبایی صورت و اندام و قدرت بازیگری ایشان در سکانس ها و پلان های دشوار عشقی، سکسی، احساسی، خشم، مهربانی، نفرت و صد البته عاطفی را بیان کنند. من در وصف ایشان فقط می توانم لقب «تصویری جادویی از بهشت» را عنوان نمایم. بله همه ما به بازیگران مردی که نقش مقابل ایشان را داشتند حسادت می ورزیدیم. حسادتی از جنس آرزو، تمنا، رویا و... سرانجام عشق. در بین تهیه کنندگان آن زمان حضور خانم فروزان در فیلم به ضمانت گیشه معروف بود. باز گردیم به سومین و آخرین دیدار من با این رویای بهشتی: بعد از ظهری گرم و دم دار بود. از زمانی که ساعت ملاقات معلوم شده بود یعنی ۲۸ ساعت قبل نه خواب داشتم و نه خوراک. به یاد داشتم که از قدیم می گفتند «هر که برای اولین بار فروزان را ببیند زبانش بند می رود» برای من هم بار اولی که در مراسم سپاس سال ۱۳۴۸ ایشان را از فاصله یک متری دیده بودم (برنده جایزه بهترین نقش اول زن به خاطر بازی در فیلم تنگه اژدها) این اتفاق افتاده بود ولی بعد از چند ثانیه بر خود مسلط شده و در آستانه درب ورودی هتل کنتیننتال فریاد زدم «خانوم فروزان دوستون دارم، دارم له می شم، تو رو خدا.» منبع: قدیمی‌ها

    

۷ پرسش درباره آزادی اطلاع رسانی از حسن روحانی

حسن روحانی در سفر رسمی به فرانسه در تاریخ ۸ بهمن در کنفرانس مطبوعاتی شرکت می کند. گزارش‌گران بدون مرز (RSF) هفت پرسش را برای پرسیدن از او انتخاب کرده است. ۱- شما تغییر « به نفع آزادی بیان و مطبوعات» و «آزادی همه زندانیان سیاسی» را وعده کرده بودید. چگونه است که ایران هنوز یکی از پنج زندان بزرگ جهان برای روزنامه‌نگاران است؟ امروز در ایران ٢٠ روزنامه‌‌نگار و به همین تعداد شهروند خبرنگار برای انجام فعالیت رسانه‌ای خود زندانی هستند. از مرداد ماه ۱۳۹۲ و آغاز دوره ریاست جمهوری حسن روحانی بیش از ۵۰ فعال رسانه‌ای بازداشت شده‌اند که برخی از آن‌ها به حبس‌های سنگین محکوم شده‌اند. مسوولیت بیشتر بازداشت‌ها را اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر عهده داشته است. در این مدت همچنین یازده رسانه توقیف شده‌اند. ۲- شما ناظر اجرای قانون اساسی هستید که در اصل بیست چهار آن نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. چرا اجرای این قانون را تضمین نمی‌کنید؟ در رده‌بندی جهانی آزادی رسانه‌ها ایران در میان ١٨٠ کشور جهان، ایران همچنان در رده ١٧٣ قرار دارد. حسن روحانی به عنوان ناظر اجرای تمام اصول قانون اساسی می‌توان به این وضعیت پایان دهد. دست کم ۹ نهاد رسمی نظام در امر سانسور در مغایرت با قانون اساسی دخالت دارند. ۳- چگونه است که رهبر جمهوری اسلامی ایران در هیچ کنفرانس مطبوعاتی شرکت نمی کند و هیچ‌گاه مصاحبه نکرده است. به جز یک پاسخ کوتاه به هنگام ترک بیمارستان در مهرماه سال گذشته، علی خامنه‌ای هیچ‌گاه نپذیرفته است که در برابر روزنامه‌نگاران قرار گیرد و به پرسش‌های انها پاسخ دهد. وی از همان فردای بدست گرفتن رهبری در خرداد ۱۳۶۴،سیاست شیطان سازی از رسانه‌ها را پیش می‌برد. در اردیبهشت ١٣٧٩دستور حمله به مطبوعات اصلاح‌طلبی را صادر و از آن پس، بیش از ٣٠٠ رسانه توقیف و ده‌ها هزاران صفحه بر روی اینترنت سانسور شد، بیش از ٥٠٠ روزنامه‌نگار و وب‌نگار خودسرانه بازداشت، شکنجه و ناعادلانه به حبس‌های سنگین محکوم شدند. علی خامنه‌ای ایران اعلام کرده است ایران ازادترین کشور دنیا است، اما رهبر با خبرنگار سایت متعلق به خودش نیز مصاحبه نمی‌کند. ۴- بدون شک آمریکا می‌تواند به عملیات بی‌ثبات سازی دست زند. اما چرا نظام به شکل نظامند همه روزنامه‌نگاران منتقد را به چشم جاسوسان غرب و خائن به کشور می‌بیند؟ « جاسوسی» ، « همکاری با دولت‌های بیگانه»، « نفوذی دشمن»، «اقدام علیه امنیت ملی و رابطه با رسانه‌های خارجی» از اتهام‌های رایح علیه بسیاری از روزنامه‌نگاران بازداشت شده در ایران هستند. این سناریوی بر اساس توهم همه دشمن پنداری مسئولان نظام امکان بازداشت های پیشگیرانه را محیا می‌کند تا روزنامه‌نگاران و روشنفکران منتقد به سکوت وادار شوند. ۵- چه زمانی به مجلس شورای اسلامی،طرح تغییر قانون مطبوعات را که روزنامه‌نگاران را به ترویج و تبلیغ برای نظام ملزم می‌کند، ارائه می‌کنید. قانون مطبوعات مصوب ١٣٦٤ که در سال ١٣٧٩ از سوی مجلس پنجم و در سال ١٣٨٨ از سوی مجلس هفتم تغییر داده شد، در آخرین تغییر، با اصلاح ماده یک قانون، رسانه‌های آنلاین و خبرگزار‌ ها به این قانون الحاق شدند. این قانون به قدرت حاکم اجازه می‌دهد تا به بهانه « اقدام علیه جمهوری اسلامی، تحریص و تشویق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی ایران» و «اهانت به مقام معظم رهبری و مراجع مسلم تقلید» فعالیت روزنامه‌نگاران کنترل کنند. اين اصل در تناقض کامل با اصل ۱٩ اعلاميه جهاني حقوق بشر و اصل ١٩ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است که توسط ایران در سال های ١٣٣٣ و ١٣٥٤ به امضا رسیده‌اند. ۶- زندان اوین، منطقه بی‌قانون را چه زمانی تعطیل می‌کنید؟ زندان اوین یکی از بدترین زندان‌های جهان است. که گاه با استادیوم سانتیاگوی شیلی مقایسه می‌شود و گاه گوانتاناموی ایران خوانده می شود. بند‌های ۲۰۹ و ۲۴۰ که تحت کنترل وزرات اطلاعات و سپاه پاسداران هستند. خود زندانی در زندان هستند. بر خلاف قوانین جاری در ایران در این بندها نام زندانیان رسما در دفاتر زندان ثبت نمی‌شوند. حتا رئیس زندان نیز اجازه ندارد از این بندها بازدید کند. ۷- شما فیلترینگ هوشمند را جایگزین اینترنت حلال کرده‌اید، وضعیت کنترل اینترنت تغییر زیادی نکرده است و همچنان تحت کنترل است. دسترسی آزاد به اینترنت چه زمانی ممکن می‌شود؟ از آغاز دوره ریاست جمهوری حسن روحانی در مرداد ماه ۱۳۹۲، چگونگی کنترل اینترنت در ایران به جدلی جدی در راس حکومت تبدیل شده است، ولی نظارت و کنترل بر اینترنت نسبت به دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد محسوس است. با این حال گویا شبکه اطلاعات ملی یا اینترنت حلال از دستور کار نظام خارج نشده است، به واقع این طرح تنها ریتم و نام عوض کرده است و به فیلترینگ هوشمند تبدیل شده است که اتصال گزینشی و کنترل شده به اینترنت و به ویژه در شبکه‌های اجتماعی و نرم‌افزارهای کاربردی است. توجیه سانسور بر روی اینترنت به بهانه حفاظت از شهروندان و علیه محتوا‌های غیر اخلاقی انجام می گیرد، این سانسور اما به وب گاه‌های سیاسی، مذهبی و یا محتواهای در باره حقوق بینادین و به ویژه حقوق زنان تسری پیدا کرده است.

    

واکنش هنرمندان در مقابل حمله به فاطمه معتمدآریا

پس از حمله‌ی گروه‌های فشار به فاطمه معتمدآریا در شهر کاشان و اعتراض امام جمعه‌ی این شهر به حضور این بازیگر، جمعی از سینماگران در صفحات شخصی خود نسبت به این اتفاق واکنش نشان دادند. گروه‌های فشار که به فاطمه معتمدآریا به خاطر حضور در جلسه‌ی نقد و بررسی یک فیلم در شهر کاشان حمله کرده بودند، با واکنش عمومی جمعی از سینماگران ایرانی مواجه شدند. جمشید مشایخی بازی‌گر قدیمی تئاتر، سینما و تلویزیون در گفت‌وگویی این اتفاق را محکوم کرده و گفته: "فاطمه معتمدآریا هنرپیشه‌ای جهانی است و همان‌طور که می‌دانید در سطح دنیا با احترام زیادی با او برخورد می‌شود. ما انتظار رفتارهای به این شکل را نداریم و می‌خواهیم در داخل کشور نیز با این هنرمندان با احترام برخورد شود." پرویز پرستویی در صفحه‌ی اینستاگرام‌اش با انتشار پستی نوشته: "فقط می‌تونم بگم برای اون دسته از هموطنانی که مرتکب چنین عمل زشت و پستی شده‌اند متاسفم؛ چرا که معتمد آریا دشمن نیست. بلکه یکی از هنرمندان خوب کشورمان است." محسن تنابنده بازیگر و فیلم‌نامه‌نویس هم در صفحه‌ی شخصی‌اش خطاب به معتمدآریا نوشته: "توهين به شما بانو جان توهين به همه اهالي سينماست،،انسانم آرزوست." مهناز افشار، صابر ابر، شبنم مقدمی و محسن امیر یوسفی دیگر سینماگرانی هستند که نسبت به این اتفاق واکنش نشان داده‌اند و از معتمدآریا حمایت کرده‌اند. فاطمه معتمدآریا مدتی‌ست که به دلیل مواضع شخصی‌اش از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ممنوع‌الکار شده و امام جمعه‌ی کاشان حضور او در این شهر را بازی با احساسات دینی مردم عنوان کرده!

    

ثریا بهشتی در گذشت

به گزارش خبرگزاری برنا، ثریا بهشتی (زاده ۱۳۲۲ خورشیدی در کرمانشاه) - بازیگر تئاتر و سینما ایرانی که پیش از اتمام دو روز پیش در یکی از  بیمارستان های شمال کشور درگذشت. ثریا بهشتی که بعدها به " ویتامین فیلم فارسی" معروف شد، پیش از اتمام تحصیلات متوسطه ودر سنین ۱۶ سالگی از سال ۱۳۳۸ فعالیت هنری خود را با بازی در نمایش‌های لاله زار آغاز نمود. ثریا با دعوت محمد علی فردین پا به عرصه سینما نهادو با بازی در فیلم خوشگل خوشگلا به کارگردانی محمد علی فردین در سال ۱۳۴۴ فعالیت سینمایی اش را آغاز کرد. از بازی‌های به یاد ماندنی و خاطره‌انگیز وی می‌توان به نقش «طاووس» در فیلم حسن کچلاولین اثر سینمایی شادروان علی حاتمی ونقش‌های کمدی مقابل مرحوم تقی ظهوری اشاره کرد. با اینکه از چهرهٔ زیبا و جذابی برخوردار بود اما اکثراً در نقش‌های مکمل ظاهر می‌شد. آخرین کار سینمایی بهشتی، بازی در فیلم خاطرخواه بود و پس از آن تا امروز در هیچ فیلمی دیده نشده است. او یکی از بازیگران سرشناس نقش‌های مکمل سینمای دهه چهل و پنجاه شمسی در ایران بودو طرفداران بسیاری در بین تماشاگران وعلاقمندان سینمای فارسی داشت.

    

شهرزاد میرقلی خان از عمان برنگشت

شهرزاد میرقلی‌ خان، بازرس ویژه‌ی رییس صداوسیما که به مسقط پایتخت عمان رفته بود، در صفحه‌ی فیس‌بوکش نوشت که خیال بازگشت به ایران ندارد. شهرزاد میرقلی خان به مدت پنج سال در آمریکا زندانی بود و مرداد ۱۳۹۱ آزاد شد و به ایران بازگشت. اتهام میرقلی‌خان «خرید تجهیزات دوگانه» برای دور زدن تحریم‌ها علیه ایران عنوان شده بود. او پس از بازگشت به ایران به عنوان مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل پرس تی وی، شبکه‌ی انگلیسی زبان ایران منصوب شده بود اما بعد از این که سرافراز به عنوان رئیس سازمان صدا و سیما انتخاب شد، شهرزاد میرقلی خان را به عنوان بازرس ویژه‌ی خود منصوب کرد. به نظر می‌رسد در ادامه‌ی مهاجرت بازیگران سرشناس سریال‌های تلویزیونی به شبکه‌های ماهواره‌ای خارج از ایران، حال نوبت مدیران اجرایی رسانه‌های داخلی رسیده باشد.

    

بازیگر پدرخوانده درگذشت

ایب ویگودا بازیگری که به خاطر بازی در  نقش سالی تسیو در «پدرخوانده» شهرت داشت، سه‌شنبه در 94 سالگی درگذشت. دختر ویگودا خبر درگذشت این بازیگر را تائید کرده و گفته: " که او در منزل شخصی خود فوت کرد." ویگودا با چهره‌ی خاصی که داشت سال 1972 با بازی در فیلم «پدرخوانده» به کارگردانی فرانسیس فوردکاپولا به شهرت رسید. او در این فیلم نقش دوست قدیمی ویتو کورلئونه (مارلون براندو) سال تسیو را بازی می‌کرد.موفقیت این فیلم ویگودا را به فیلمسازان معرفی کرد تا پس از آن در نقش‌های بسیاری ظاهر شود که از  مشهورترین آن‌ها نقش‌اش در سریال «بارنی میلر» بود. او در این سریال نقش کاراگاه فیل فیش  را بازی می‌کرد. او برای این نقش سه سال پیاپی نامزد جایزه امی شد. پیش از این 34 سال پیش  مجله پیپل شایعه درگذشت ویگودا را منتشر کرده بود و این بازیگر هم  در واکنش عکسی از خودش درون یک تابوت منتشر کرد در حالیکه یک نسخه از مجله پیپل را در دست داشت!

    

ده کشور با بیشترین آمار خیانت همسران

طبق نظرسنجی کمپانی کاندوم‌سازی دورِکس و وب‌گاه‌های دوست‌یابی برخط، ده کشور با بیش‌ترین آمار خیانت زوجین در جهان از این قرار هستند: 10-فنلاند-36 درصد به گفته‌ی یکی از شهروندان فنلاند، سکس در این کشور تجربه‌ی مثبتی ارزیابی می‌شود. در حقیقت آدم‌ها در فنلاند به یک‌دیگر خیانت جنسی نمی‌کنند. آن‌ها روابط موازی دارند. یک‌پنجم مردان متاهل در این کشورِ اروپای شمالی دستِ‌ِکم با ۱۰ زن دیگر رابطه دارند. 9-بریتانیا-36 درصد آدم‌های مقیم بریتانیا میان کشورهای اروپایی دارای سطح پایینی از بی‌وفایی و خیانت هستند. نیمی از پاسخ‌دهندگان این نظرسنجی در این کشور که مرتکب خیانت شده‌اند، از کارشان پشیمان هستند. البته این نظرسنجی فقط از میان مردم معمولی جمع‌آوری شده. چنانچه روابط اعضای خاندان سلطنتی نیز مورد بررسی قرار می‌گرفت، بریتانیا حتما چند پله در این آمار بالاتر می‌رفت. 8-اسپانیا-39 درصد با این‌که اسپانیا زنان پرحرارتی دارد، به دلیل آن‌که بسیاری از آدم‌های این کشور مذهبی هستند، از لحاظ خیانت جنسی در رتبه‌ی پایینی قرار گرفته. بیشتر اسپانیایی‌ها پایند سنت‌هایی هستند که این آدم‌ها را از روابط جنسی خارج از ازدواج باز می‌دارد. بسیاری از اسپانیایی‌ها کاتولیک هستند، بنابراین نگاه منفی‌شان نسبت به خیانت کاملا طبیعی است. با وجود این، با نگاهی به میزان بالای طلاق نسبت به ازدواج که بیش از ۶۰ درصد است، می‌شود فهمید که احتمالا آدم‌ها در این کشور پیش از شروع یک رابطه‌ی جدید، رابطه‌ی پیشین را تمام می‌کنند.  7-بلژیک-40 درصد جامعه‌‌ی دوست‌یابی برخط و خدمات شبکه‌ی اجتماعی گلیدین محبوب‌ترین وب‌گاه مردان و زنان متاهل بلژیکی برای یافتن افراد جدید برای ایجاد رابطه‌ی جنسی است. این وب‌گاه ۱/۱ میلیون عضو دارد. به گفته‌ی یکی از مشاوران گلیدین، معشوقه داشتن تبدیل به یک موضوع عادی شده و دیگر مخفی و پنهانی نیست. به اعتقادِ وی، داشتن یک یار و همدم غیر از زن رسمی، در از بین رفتن افسردگی بی‌نهایت موثر است. 6-نروژ-41 درصد ثبت‌نام‌های جدید در وب‌گاه خیانت جنسیِ ویکتوریا میلان با فرارسیدن فصل گرما ۷۸ درصد افزایش یافت. اگر در نروژ زندگی می‌کنید، حتما می‌دانید چرا فصل جفت‌گیری در این کشور بسیار کوتاه است. بر اساس نوشته‌ی یک وبلاگ به نام 'یک کانادایی در نروژ'، آمارِ پایین خیانت در نروژ به دلیل کم بودن جمعیت این کشور است. نروژ کشور کوچکی است. آدم‌ها در این کشور هم‌دیگر را می‌شناسند، بنابراین خیانت در این کشور رواج کم‌تری دارد. 5-فرانسه-43 درصد به نظر می‌رسد روابط نامشروعِ روسای جمهوری فرانسه تبدیل به یک سنت شده. این مسئله را در نظر داشته باشید که فرانسوی‌ها تنها مردمان  روی زمین هستند که به بچه‌های ۱۲ ساله هم اجازه‌ دادند فیلم پنجاه طیف خاکستری (یک فیلم اروتیک هالیوودی) را ببینند، و با استقبال خوبی هم مواجه شد. پاملا دراکرمن در کتاب‌اش به نام 'ترجمان شهوت' تاکید می‌کند: " در فرهنگِ فیلم‌های فرانسوی، خیانت به همسر از نشانه‌های قهرمان داستان است." 4-آلمان-45 درصد زنان متاهل آلمانی شهوانی‌ترین زنان اروپا هستند. حدود ۶۰ درصد از آنها به همسران‌شان خیانت می‌کنند. ظاهرا در این مورد، زنان آلمانی از همتایان فرانسوی‌شان پیش‌تر هستند. ولی به نظر می‌رسد فرانسه همسایگان پرشور و هیجانی دارد که شاید در بازی خارج از خانه کمی محتاط‌تر هستند. 3-ایتالیا- 45 درصد ایتالیا کشوری است که مرد شهوتران و زنباره‌ی اصیلی به نام جاکومو کازانووا را به جهانیان معرفی کرد. آن‌ها هم‌چنین مردمی هستند که سیلاویو برلوسکونی را به عنوان رییس جمهورشان انتخاب کردند. پس آن‌قدر هم تعجب‌آور نیست که ایتالیا در رده‌ی سوم این فهرست قرار بگیرد. روزی کازانووا برای یک شهبانو این‌گونه نوشت: "در حقیقت، فقط وقتی بی‌حرمتی اتفاق می‌افتد که خیانت در ملا عام صورت گیرد." 2-دانمارک-46 درصد کپنهاگ، پایتخت دانمارک، به "قلمرو روابط اجتماعی و شهوانی" معروف است. در دانمارک، در کنار هتل‌های مناسب خانواده‌ها می‌توانید به راحتی مغازه‌های فروش وسایل جنسی را ببینید. ویکتوریا میلان در این کشور شمالی اروپا رشد و توسعه یافت. این وب‌گاه شاهد رشد فزاینده‌ای در شمارِ اعضای مونث‌اش بوده است. 1-تایلند-56 درصد تایلند با یک تفاوت خاص - و با شک و تردید-  رتبه‌ی اول میزان خیانت جنسی در جهان را دارد و این مساله به شکل یک صنعت در این کشور خودنمایی میکند و بخش عظیمی از اقتصاد این کشور جنوب شرقی آسیا را به خود اختصاص داده است. کارگران جنسی در پاتونگ به ارائه‌ی هرگونه خدماتی به متقاضیان مشهور هستند. پاتونگ، در شهر بانکوک، یکی از معروف‌ترین فاحشه‌خانه‌های دنیا است. همین مسائل باعث شده است در میان زنان و مردان تایلندی نگرشِ بدون محدودیت و قیدو‌بندی در مورد روابط جنسی به وجود بیاید. آمار خیانت در میان زنان تایلندی بیش‌تر از مردان است.

    

۲۵ شهر عالی دنیا برای عاشقان خرید

متخصصان گردشگری اکسپدیا ۲۵ مقصد نهایی را برای عاشقان خرید انتخاب کرده‌اند. آن‌ها فهرست کوتاهی از بهترین پایتخت‌های جهان برای خرید و نکات مهم و مفید مربوط به آن را گرد هم آورده‎‌اند. این مطلب بهترین مرجع برای جهانگردانی است که عاشق پیدا کردن مراکز خرید و مناسب‌ترین قیمت‌‌‌‌ها هستند.   اکسپدیا این رتبه‌بندی را ‌‌‌بر اساس سه عامل کلیدی تهیه کرده: ارزش پول، رفتار دوستانه، و مقایسه‌ی محبوبیتِ هر شهر. با وجود این‌‌‌که این سه عامل بدون شک ضروری هستند، ولی عوامل مهم و متعدد دیگری نیز وجود دارند که حتما در انتخاب شهر مناسب در ماجراجویی‌های خریدتان باید آن‌ها را در نظر بگیرید. سهولت در حمل‌ونقل چگونگی حمل‌ونقل در یک شهر بسیار مهم است. در شهرهایی که همه‌ی مراکزش به خوبی به هم متصل هستند، با استفاده از خدمات حمل‌ونقل عمومی می‌توانید بدون از دست دادن مکان‌های مناسب، به هر جایی که می‌خواهید، دسترسی پیدا کنید. به نظر می‌آید مسیریابی در شهرهای قدیمی مثل لندن دشوار باشد، ولی با گستردگی شبکه‌های حمل‌ونقل زیرزمینی می‌توانید به راحتی مسیر بین مراکز خرید را طی کنید – و البته به راحتی مسیرتان را هم پیدا می‌کنید. شهرهای کوچک و عجیبی مثل سنگاپور با وجود کوچک بودن‌شان، فضای گلچین‌شده و راضی‌کننده‌ای را به شما ارائه می‌کنند. در این شهر شلوغِ تایلندی، در هر محله معمولا مراکز خرید مدرن را با بازارهای عجیب و جالبِ سنتی‌شان ترکیب می‌کنند. به علاوه، کلان‌شهرهای مدرنی نظیر هنگ‌کنگ از نظر سهولت در شبکه‌ی حمل‌ونقل عمومی‌شان بسیار مناسب هستند. فرار از شلوغی در حالی‌که ستاره‌های درخشان جهانی نظیر نیویورک و لندن همه‌ساله میلیون‌ها خریدکننده را به سمت خود جلب می‌کنند، بسیاری از شهرهای دیگر نیز وجود دارند که علی‌رغم ویژگی‌های فوق‌العاده‌شان برای خرید، هنوز کشف‌نشده باقی مانده‌اند. هنوز مراکز خرید پررونق و خیابان‌های شیک و زیبای زیادی وجود دارند که باید کشف‌شان کنید. این مناطقِ ظاهرا کم‌اهمیت مکان‌های ایده‌آلی هستند که در آن‌ها می‌توانید دور از هیاهوی جمعیت، اجناس خوبی را با قیمت مناسب پیدا کنید. برای مثال، با وجود این‌که ملبورن در رتبه‌بندی اکسپدیا در رده‌ی ۲۱ قرار دارد، یکی از دوست‌داشتنی‌ترین شهرهای دنیا است. این شهر به شکل شگفت‌انگیزی با چشم‌انداز پویا و منحصر‌به‌فردش از شما استقبال می‌کند و ترکیبی از خیابان‌های شیک و زیبا و گنجینه‌ی ناب و نوآورانه‌ی طراحان استرالیایی را به شما ارائه می‌کند. بسیاری از پایتخت‌های مشهور اروپایی نیز می‌توانند برای کسانی که عاشق خرید در فضای آرام و منحصر‌به‌فردی هستند، مقصد خوبی باشند. شهر وین عظمت و شکوه سنتی‌اش را به‌تدریج با ترکیب بهترین و زیباترین سبک‌های بین‌المللی تکمیل می‌کند. در این میان، آمستردام با ترکیبِ درخشانی از مغازه‌های دنجِ کتاب‌فروشی، مراکز خرید گوناگون، و بازارهای باشکوهِ دوست‌داشتنی نظر عاشقان گردشگری و خرید را به خود جلب می‌کند. بنابراین دیگر نیازی نیست مدام خود را محدود به نیویورک و شهرهایی نظیر آن کنید. دنبال شهرهای کم‌تر شناخته‌شده بشد تا بتوانید بهشت خریدِ خودتان را داشته باشید. کشف چیزهای جدید خرید در یک کشور خارجی می‌تواند کمی ترسناک باشد. متقاعد کردن فروشنده برای تخفیف دادن و خرید با قیمت مناسب بسیار دشوار است ولی نباید در یافتن گنجینه‌های پنهان و ایجاد خاطراتی که هنگام برگشت به کشورتان لبخند به لبان‌تان می‌آورند، شک و تردید به دل راه دهید. شهرهایی که فرصت‌ تجربه‌ی چیزهای ناشناخته‌ای به شما ارائه می‌کنند، مکان‌های فوق‌العاده‌ای برای خرید هستند. شهر شگفت‌انگیزی نظیر مراکش به خاطر بازارهای خیابانی خاص‌اش به رشد و توسعه رسیده. در هر گوشه‌ی دنیا می‌توانید ویژگی‌ها و رنگ و لعاب و پویاییِ یکی از این شهرها را مشاهده کنید. در بازارهای شگفت‌انگیز شهرهای عربی، چانه‌زنی و جر و بحث سرِ قیمت کار رایجی است. از ورود به این بازارها نترسید و شانس‌تان را امتحان کنید و ببینید تا چه میزان می‌توانید برای خرید صنایع دستی فوق‌العاده زیبا از فروشنده تخفیف بگیرید.

    

More Recent Articles

You Might Like


Email subscriptions powered by FeedBlitz, LLC, 365 Boston Post Rd, Suite 123, Sudbury, MA 01776, USA.