صفحات

۱۳۹۴ بهمن ۲۴, شنبه

roozonline.com: Latest News - 5 new articles



roozonline.com: Latest News - 5 new articles


مراقب باشید انتخابات خبرگان گم نشود

سروش فرهادیان

آیت الله احمد جنتی و آیت الله محمد یزدی در یک رقابت شرکت می کنند. همینطور آیت الله محمدتقی مصباح یزدی، آیت الله احمد خاتمی و آیت الله احمد علم الهدی.

رقابت آیت الله ها هیجان خودش را دارد، آن هم آیت الله های حاکم. کم پیش می آید، تقریبا هر هشت سال یک بار. آن هم نه به اهمیت و هیجان این دوره خاص.

این فرصت را نباید از دست داد. فرصت تاثیرگذاری بر رقابت کسانی که خودتان بهتر می شناسیدشان.

تاریخ و جغرافیایشان را می دانید. مدام در رادیو و تلویزیون رسمی کشور درباره شان می شنوید و می بینید. و سالهاست نتیجه عملکردهایشان را دیده اید.

سرشناسان جریانی هستند که اصلاح طلبان در انتخابات خبرگان پنجم قصد رقابت با آنان را داشتند و دارند، با آنان و زیرمجموعه های مشخص شان.

از قضا این سرشناسان بر سمت های حکومتی مهمی هم تکیه زده اند؛ رسمش این است گویا. عضو شورای نگهبان، خطیب جمعه تهران و مشهد و مناسبی حاکمیتی ازاین دست.

مصباح هم که سال هاست در موسسه اش با بودجه عمومی کار خودش را می کند.

تاکید برتلاش برای تاثیرگذاری بر رقابت آیت الله های سرشناس، نه اقدام علیه امنیت ملی است و نه تشویش اذهان عمومی. هیچ بند دیگری از قانون مجازات اسلامی را هم نمی توان برای این تلاش مانع دید.

اگر انتخابات است، که ذات آن رقابت است و رقابت این حرف ها را هم دارد. نامزد انتخابات مخالف دارد، موافق هم. منتقد دارد، معترض هم.

 ورود به چالش های مبتنی بر عرضه و تقاضا همین است دیگر. گله ای هم نمی تواند و نباید باشد. نه به شکل قضایی، نه امنیتی. دستکم باید قاعده رقابت را رعایت کرد دیگر.

نامزد انتخابات شدن و داشتن انتظار ننشستن گردی از رقابت بر وجود، مانند این می ماند که کسی به دریا برود و انتظار خیس نشدن داشته باشد. حالا اگر تا کنار دریا برود، شاید خیلی خیس نشود اما نمی شود تا گردن در آب رفت و خیس شدن را برنتافت.

پس بازی انتخابات است. بالا و پایین دارد. صبر نامزدها، از سر رعایت ظاهر هم که شده باید بالا باشد.

مثلا احمد جنتی و محمد یزدی، همین دو فقیه شورای نگهبان، وقتی وارد یک بازی انتخاباتی می شوند باید لوازم و تبعات آن را هم بپذیرند. ازحضورهمزمانشان در شورای نگهبان و در نقش بررسی کننده صلاحیت رقبای احتمالی خودشان یا جریان سیاسی شان که بگذریم از اینکه خودشان را در جایگاه رقابت نبینند می توان نگذشت. می توان در عرصه رقابت نشان داد اکثریت مردم کدام تفکر را می پسندند.

آیت الله احمد جنتی و آیت الله شیخ محمد یزدی نمادهای شورای نگهبان هستند. هرچند که در این زمینه کسی به پای جنتی نمی رسد. اما حالا در انتخاباتی شرکت کرده اند. پس باید شتافت و فرصت را از دست نداد.

خود اعضای شورای نگهبان وقتی نامزد انتخابات می شوند می خواهند منتقدان درک کنند که آنان با شخصیت های حقیقیشان در انتخابات شرکت کرده اند. پس در لحظه ها و فرایند رقابت هم باید بر همین شخصیت حقیقی باقی بمانند. شخصیت حقیقی هم که زور ویژه ای نمی تواند در یک رقابت داشته باشد. یعنی اصلش این است.

هرچند درک مبنای حقوقی نظارت بر یک انتخابات توسط افرادی که خودشان هم در آن انتخابات نامزد هستند کار دشواری است، اما این "درک" فعلا از بایدهای عرصه سیاست ایران است.

 رقابت در انتخابات خبرگان را باید زنده نگاه داشت. حتی اگر ۸۰ درصد نامزدهای انتخابات خبرگان در این دوره رد صلاحیت شده باشند.

نگاه این آیت الله ها به کشورداری با اصلاح طلبان تفاوتی جدی دارد. چه برسد به کسانی که رهبری نظام می گوید اگر "با نظام مسئله دارند هم در انتخابات شرکت کنند".

اگر گزینه ای با سرلیستی نماد جریان منتقد در انتخابات خبرگان، هاشمی رفسنجانی، بود که رای دادن به آن بازگشت به اصل رقابت در انتخابات را پررنگ می کند. اگر هم نبود باز هم رای دادن مفید است. در حوزه هایی که برای هر کرسی تنها یک نفر وجود دارد هم می شود رقابت را ایجاد کرد.

رقابت تک نامزد تایید شده با برگه های رای به صندوق انداخته شده، رقابت میزان اقبال مردم به عملکرد تک نامزد باقیمانده و تعداد کسانی که در آن حوزه در انتخابات شرکت کرده اند. این تضاد درلحظه نخست شاید عجیب باشد. اما نوعی از رقابت است. شاید همان یک نفر هم در رقابت با خودش به صورت نمادین به دور دوم برود، جالب می شود.

این تفاوت رای ها، هم در یادها می ماند و هم بعدها در همان مجلس پنجم خبرگان تاثیرگذار است. یک جور کارکرد تاریخی- سیاسی پیدا می کند.

***

 می خواهید به رد صلاحیت ها اعتراض کنید، در انتخابات شرکت کنید.

نامزدهای انتخاباتی نزدیک به سلیقه شما را رد کرده اند، در انتخابات شرکت کنید.

از عملکرد آیت الله احمد جنتی در شورای نگهبان راضی نیستید، در انتخابات شرکت کنید.

مواضع آیت الله احمد علم الهدی و آیت الله محمدتقی مصباح یزدی را نمی پسندید، در انتخابات شرکت کنید.

خطبه هایی که آیت الله احمد خاتمی در نمازجمعه می خواند به مذاقتان خوش نمی آید، در انتخابات شرکت کنید.

درباره لیدری سیاسی و عضویت همزمان آیت الله محمد یزدی در شورای نگهبان ابهام دارید، در انتخابات شرکت کنید.

***

"انتخابات" یعنی رقابت. روح این رقابت را باید احیا کرد. حتی با وجود عدم تایید صلاحیت بسیاری از نامزدهای متفاوت. حفظ رقابت هم مدافع می خواهد. مدافعانی که لازم نیست جان برکف باشند و هزینه زیادی بدهند، مدافعانی که رای می دهند و اقبال به صندوق های رای را بیشتر می کنند.

هزینه اش این است که در هفتم اسفند، کفش هایتان را بپوشید و تا نزدیکترین حوزه انتخابیه بروید. تعرفه شرکت در انتخابات خبرگان را بگیرید وخطی بنویسید. بعد هم برگه رای را حتما تا کنید و در صندوق بیندازید.

این البته یک نسخه دائمی نیست. اما برای انتخابات مجلس خبرگان پنجم صادق است.

مراقب باشید انتخابات خبرگان پنجم درهیاهوی انتخابات مجلس دهم گم نشود. رقابت آیت الله ها سرنوشت ساز است. هوای انتخابات خبرگان را داشته باشید.

منبع: رو به رو

    


Sponsor message
powered byad choices

انتخابات؛ کسی از ضد انقلاب دعوت نکرده

جلال یعقوبی

نتیجه تعیین صلاحیت شرکت‌کنندگان در انتخابات جمهوری اسلامی بالاخره مشخص شد و بسیاری از فعالان سیاسی منتقد حکومت و حتی گروه زیادی از اصلاح‌طلبان از شرکت در انتخابات اسفند ماه محروم شدند. گرچه دعوت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای از مخالفان "نظام" برای مشارکت در انتخابات آینده در ابتدا به معنی پذیرش حق مخالفان حکومت برای شرکت در  فرایند تحولات سیاسی تلقی شد، اما توضیحات بعدی او بار دیگر نشان داد که ماجرا چیز دیگری است. انتخابات در ایران به موضوع عشق و نفرت مسئولان حکومتی تبدیل شده است. از یک طرف نیاز نظام به "ژست" دموکراتیک آن را محتاج به انتخابات می‌کند و از سوی دیگر امکان ایجاد بحران در هر انتخاباتی موجب نگرانی های فزاینده است. خامنه‌ای در روز نوزدهم دی‌ماه گفته بود: "حتّی آن کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ کشور، برای اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند." او اما حدود یک هفته بعد در توضیحی دوباره با اشاره به سخنان چند روز قبلش تاکید کرد: "این سخن به معنای آن نیست که بخواهند کسانی که نظام را قبول ندارند به مجلس بفرستند. در هیچ جای دنیا، افرادی را که اصل نظام آن کشور را قبول ندارند، به مراکز تصمیم‌گیری راه نمی‌دهند." اظهارات اولیه رهبر جمهوری اسلامی، آنچنان که پیش از این هم سابقه دارد، موجب برداشت‌های کاملا متفاوتی در میان نیروهای سیاسی شده بود. حتی بعد از اعلام نتیجه ردصلاحیت‌های گسترده هیات‌های نظارت، سیدحسین هاشمی، استاندار تهران با اشاره به این سخنان از ردصلاحیت کاندیداهای انتخابات انتقاد کرده و گفته بود: "ایشان تاکید کردند کسانی که حتی نظام و من را قبول ندارند، رای دهند. اما باید کسی وجود داشته باشد که مردم به او رای دهند. هنگامی که رهبری فضا را این‌طور توصیف می‌کنند، باید تلاش کنیم که حقوق همه افراد رعایت شود." به دلیل همین برداشت‌های خوشبینانه بود که رهبر جمهوری اسلامی ناچار شد سخنانش را توضیح دهد تا سوتفاهم‌ها برطرف شود. حتی بعد از آن سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی یادداشتی با عنوان "کسی از شما دعوت نکرده است!" صریحا نوشت: "کسی از ضد انقلاب نه برای شرکت در انتخابات و نه برای حضور در مجلس دعوت نکرده است." نویسنده این یادداشت تاکید داشت: "ضد انقلاب و دنباله‌روهایش، نظام اسلامی را متهم به سوءاستفاده از رأی مردم می‌کنند. منطق جمهوری اسلامی ایران مشخص است. حفظ و تقویت این حصار امن، در گرو تقویت جمهوری اسلامی است و نظامی که در مدت حیات خود این امنیت را برقرار کرده است؛ اگر راه برای ورود ضد انقلاب به مراکز تصمیم‌گیری نظیر مجلس باز کند، در واقع این حصار امن را به خطر انداخته است." اظهارات دوگانه خامنه‌ای در واقع تصویری واقعی از وضعیت انتخابات در ایران است. سیدعلی خامنه‌ای و متحدان او از یک طرف نیازمند استفاده از مشروعیت انتخابات هستند و از  سوی دیگر حاضر به برگزاری انتخابات بی‌طرفانه و آزاد که نتیجه نامشخصی داشته باشد، نیستند. انتخابات در واقع "زینت" نظام است. "صورت"ی است بر چهره نظام ولایت فقیه تا شباهت به ساختار دموکراتیک یابد و  "دهان" دولت‌های خارجی بسته شود، اما قرار نیست که با انتخابات تغییری مهم اتفاق بیافتد. قدرت در واقع جایی است که رای مردم توان دسترسی به آن را ندارد. برای نمونه، در شهریور ماه سال ۱۳۹۳ وقتی حسن روحانی از "مسئولیت اجرای قانون اساسی" توسط رئیس‌جمهور سخن گفته بود، روزنامه کیهان تعارف را کنار گذاشت و در یادداشتی نوشت: "انتخابات عمومی برای تعیین رئیس‌جمهور، در واقع انتخاب مستقیم رئیس حکومت جمهوری یا رئیس کشور نیست بلکه صرفا انتخاب رئیس قوه مجریه و دستگاه اجرایی است (یعنی همان مفهومی که متاسفانه در اظهارات اخیر آقای روحانی نفی شده است) چرا که در ایران، رئیس کشور یا رئیس حکومت جمهوری اسلامی و یا همان «رئیس‌جمهوری» (در معنای واقعی و حقوقی) حسب اختیارات و صلاحیت‌های پیش‌بینی شده در قانون اساسی، مقام رهبری است." البته از آنجا که در سال‌های گذشته حتی همین "انتخابات" هم موجب بحران‌های داخلی متعددی شده، نگرانی از آن همچنان باقی است. اواسط دی‌ماه گذشته، رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با ائمه جمعه سراسر کشور گفته بود: "ما این مسئله‌ نفوذ را در قضیّه‌ برجام و پس از برجام مطرح کردیم؛ این خیلی مسئلهی عجیب و خیلی مسئله‌ مهمّی است. کسانی که در مسائل گوناگون دسترسی به اطّلاعات دارند، خوب می‌دانند که چه دامی برای کشور گسترده‌اند یا میخواهند بگسترانند برای نفوذ کردن در حصن و حصار اراده و فکر و تصمیم ملّت ایران، با انحاء مختلفِ تدابیر و سیاستها و توطئه‌ها؛ این الان در جریان است؛ مردم در باب انتخابات باید خیلی متوجّه این باشند. اگر فرض کنیم عنصر نفوذی به شکلی وارد مجلس شورای اسلامی بشود یا وارد مجلس خبرگان بشود یا در ارکان دیگر نظام نفوذ بکند، مثل موریانه از داخل می‌جَود و پایه‌ها را سست میکند و فرو می‌ریزد؛ قضیّه این‌جوری است. " خامنه‌ای از مردم می خواست که در انتخابات "خیلی متوجه" این موضوع باشند. مشخص نبود که با وجود شورای نگهبان و ردصلاحیت‌های چند هزار نفره همیشگی آن که همواره مورد حمایت رهبر جمهوری اسلامی است، چرا نگرانی از نفوذ در مجلس شورا و مجلس خبرگان همچنان وجود دارد. احتمالا تجربه انتخابات سال ۱۳۸۸ و پیش از آن انتخابات سال ۱۳۷۶ و همچنین مجلس ششم، زمینه این نگرانی‌ها بود. البته مساله انتخابات سال ۱۳۸۸ که حتی نتیجه اعلام‌شده آن نیز با خواست نظام هماهنگ بود، نشان می داد که در صورت مدیریت نتایج، باز هم امکان بحران‌سازی وجود دارد. در مهرماه سال ۱۳۹۰، حسین شیخ الاسلام مشاور امور بین‌الملل رئیس مجلس شورای اسلامی از اینکه برگزاری انتخابات به یک بحران برای جمهوری اسلامی تبدیل شود ابراز نگرانی کرده بود. او گفته بود: "گناه غیرقابل اغماض این است که افراد براساس ذهنیت‌های غلط نظام را به چالش بکشند چرا که راه برای پیگیری مسائل مختلف و شبهات از مسیر قانونی باز است اما دشمن سرمایه‌گذاری فراوانی کرده که انتقادها و شبهات را به مسیر‌های غیرقانونی وارد و انتخابات را به یک چالش امنیتی تبدیل کند." همین زمینه بحران شدن انتخابات است که امروز نیز موجب نگرانی آیت الله خامنه‌ای و متحدان او شده است. "رای مردم" آنچنان که سیدعلی خامنه‌ای صریحا اعلام کرده، برای "بیمه کردن" نظام در مقابل "دشمنان" مفید است، به شرطی که "مخالفان نظام وارد مراکز تصمیم‌گیری" نشوند. دایره "مخالفان نظام"  نیز در طی سی و چند سال گذشته همواره در حال گسترش بوده است. با این وصف، تنها  کارکرد مفید "رای مردم" کم کردن از فشارهای خارجی است.  سال گذشته آیت‌الله عبدالمحمود عبداللهی، نماینده اصفهان در مجلس خبرگان رهبری گفته بود: "رأی مردم در جمهوری اسلامی ابتکار نظام بود چون جمهوری اسلامی برای مشروعیت نیازی به رأی مردم نداشت." مشابه این سخنان از سوی دیگران نیز بارها تکرار شده است. حکومت جمهوری اسلامی از دیدگاه حاکمان جمهوری اسلامی مشروعیتی الهی دارد و بنابراین چه نیازی است به رای مردم؟ خامنه‌ای روز نوزدهم بهمن‌ماه در یک سخنرانی عمومی گفت: "اصرار بنده بر حضور همه در انتخابات به این دلیل است که مشارکت همگانی، کشور و نظام را عزت می‌بخشد و بیمه می‌کند لذا شرکت در این حادثه عظیم، فریضه‌ای برای همه مردم است."  والبته نظام در صورتی بیمه خواهد شد که هر بار و در هر انتخابات، بحرانی تازه سربرنیاورد. 

    


Sponsor message
powered byad choices

سند تازه ویکیلیکس؛ آخرین روزهای شاه در ایران

سند تازه ویکیلیکس به آخرین روزهای محمد رضا  شاه پهلوی در ایران اختیار دارد.  این سند گزارشی است که آخرین سفیر آمریکا در ایران در روز 7 دی 1357 تنظیم کرده است.ویلیام سولیوان نقش کلیدی در رفتن شاه از ایران ایفاء کرد. گزینه های شاه 28 دسامبر 1978 سری 1- کشور ایران به حالت رکود درآمده است. ظرف چهل و هشت ساعت آینده باید منتظر بود که تمامی ادارات و دوایر خدماتی اصلی در اکثر مراکز پر جمعیت از کار بیفتند. پیشاروی این وضعیت، شاه با بی‌تصمیمی خود، درمانده گشته‌است. 2- بنظر می‌آید شاه قادر نشده‌است خود را متقاعد کند دستور اجرای گزینه پنجه آهنین را که اول خود در نظر گرفته بود، بدهد. هر چند که بعلت وضعیتی که بر میدان های نفتی و تصفیه خانه ها و بوروکراسی حاکم است، سئوال برانگیز است که آیا بکار بردن پنجه آهنین هنوز راه حل است؟ 3- ژنرال اویسی با شاه در بعد از ظهر 27 دسامبر ملاقات داشته‌است. ممکن است او متوجه تمایل شاه شده‌ باشد. من از آرمیش ماگ  MAAG خواستم تا با اویسی ملاقات کند. تا هم با او تبادل نظر کند و هم او را مطمئن سازد که ایالات متحده امریکا به حمایت خود از تمامیت ارتش، بدون توجه به هر چه پیش آید، ادامه خواهد داد. این ملاقات هم‌اکنون که این گزارش نوشته می‌شود در حال انجام است. 4- من 2 علامت دیگر در اختیار دارم که مشخص می کنند شاه در چه جهتی حرکت می‌کند و تمایل او کدام است. علامت اول این است که کنسول به درخواست فوری دربار برای ملکه مادر و اطرافیانش برای 27 دسامبر، ویزا به قصد لس آنجلس صادر کرده‌است. دربار اصرار کرده‌است که ویزاها در همین بعد از ظهر بدست آنها برسد. بنابر این فکر می‌کنم که او و اطرافیانش امروز صبح ایران را ترک کرده‌اند. علامت دوم، پیامی است که امروز صبح 28 دسامبر از امینی دریافت کردم. او گفت شاه که خیلی افسرده بوده در شب 27 دسامبر به او تلفن کرده و گفته‌است که نمی‌داند چکار کند و از امینی مشورت خواسته است. امینی هم توصیه قبلی خود را تکرار کرده است: او به عقب بکشد و شورای سلطنت را تشکیل دهد و به تعطیلات برود. شاه از امینی خواسته که صبح 28 دسامبر به ملاقات او برود تا در این زمینه با او صحبت کند. من بر این فرض هستم که همین الآن این ملاقات در حال انجام است. 6- با توجه به تمامی علامتهای بالا و وضعیت موجود، من فکر می‌کنم ما با سرعت به موقعیتی نزدیک می‌شویم که در آن شاه باید در باره یکی از راه حل ها تصمیم بگیرد تا مگر قانون اساسی و سلطنت را حفظ کند. بنابراین، در مدتی که در تعطیلات بسر می‌برد، مسئولیتهایش را به شورای سلطنت بسپرد. در این مرحله بنظر می‌آید که انتخاب چندانی برای او نمانده‌ است. 7- اگر او به این جهت حرکت کند و بنایش بر این شود که این کار را بکند، موفقیتش بیشتر بستگی به آن دارد که چطور ماهرانه آن‌را انجام دهد. اگر او شورای سلطنت را تشکیل دهد و قدمهای مناسب را بردارد تا که نیروهای ارتش از هم نپاشند و تمامیت آن حفظ شود و او موفق شود حکومت نظامیِ فعلی را با حکومتی غیر نظامی جانشین کند، زمانی که نظم برقرار و چرخهای تولید دوباره بکار می‌افتند، او می‌تواند، با کنار کشیدن، بعنوان راه حل یا مرکز مخالفت، زیر پای خمینی را خالی کند. در این حالت همانطور که تمامی میانه روهای مختلف مخالف به امریکائی‌ها گفته‌اند، یک دولت ملی می‌تواند تشکیل شود. دولتی می‌تواند تشکیل شود که همان تمایل فعلی به غرب را که رژیم دارد، حفظ کند. چنین راه‌حلی حداقل می‌تواند این امکان را که بعدها شاه مشروطه به ایران برگردد، حفظ کند. یا می‌تواند سلسله سلطنتی را بشکلی حفظ کند که پسرش به سلطنت برسد. 8- اگر او تصمیم به استعفا بگیرد، ما با یک موقعیت غیر قابل پیش‌بینی مواجه خواهیم شد که در آن نیروهای ارتش، مخالفین میانه‌رو و روحانیت وارد میدان خواهند شد. در این وضعیت، باز هم ارتش اهمیت بیشتری خواهد داشت و همکاری نزدیک ما با آن حتی اهمیت بیشتری خواهد داشت. 9- بر اساس صحبتهائی که شاه با امینی داشته و صحبتهای که من با او داشته‌ام، من بر این باورم که ما می‌توانیم مطمئن باشیم گزینه‌ای که شاه در سر دارد، حفظ سلطنت و سلسله سلطنتی است. چگونه او و میانه روها قادر خواهند بود آن را سامان ببخشند، بعدا خواهیم دید. میانه رو ها اصرار بر سرعت عمل و اقدام فوری دارند. زیرا از آن ترس دارند که تظاهرکنندگان که در حال حاضر خیابانهای تهران را اشغال کرده‌اند از کنترل ملاها بدر آمده و تحت کنترل توده‌ای‌ها قرار گیرند. میانه‌روها بر این نظرند که اکثر تظاهرکنندگان در خیابانها، تظاهرکنندگان با تجربه هستند که از امریکا و کشورهای غربی برگشته و کمونیستها آنها را بخدمت گرفته‌اند. آنها در اردوهای مختلف مثل ISA تعلیمات نظامی دیده‌اند. میانه‌روها می‌گویند این فعالیت‌ها در خیابانها زمانی شروع شد که دانشجویان با استفاده از بسته شدن دانشگاه‌ها و موسسات مختلف در تعطیلات کریستمس سال مسیحی به ایران برگشتند. 10- آرمیش MAAG  همین الآن تلفن کرد که در راه بازگشت سفارت است تا ملاقاتش با اویسی را گزارش کند. تا یک ساعت دیگر، با رسیدن او به سفارت، ما اطلاعات بیشتری در باره این موضوع پیدا خواهیم کرد. منبع: سایت روزنامه انقلاب اسلامی

    


Sponsor message
powered byad choices

آزادی از زندان شاه، اعدام در زندان جمهوری اسلامی

روز آزادی آخرین سری‌ زندانیان سیاسی از زندان قصر در ۲۱ دی ۱۳۵۷

این فیلم را خبرگزاری آی. تی. ان منتشر کرده است.

تصویر‌ها روز آزادی یکی از آخرین سری‌های زندانیان سیاسی در ۲۱ دی ۱۳۵۷، از زندان قصر تهران را نشان می‌دهند. معصومه شادمانی (مادر کبیری) همین زنی است که به مردم می‌رسد. او را که عضو سازمان مجاهدین خلق ایران بود در تاریخ ۶ دی ماه ۱۳۶۰ تیرباران کردند. از میان ۶۵ زندانی سیاسی‌ای که در این روز از زندان قصر آزاد شدند حداقل ۱۵ نفر پس از سرکوب انقلاب ۵۷، توسط " نظام مقدس" جمهوری اسلامی اعدام شدند. علاوه بر معصومه شادمانی، «جواد زنجیره فروش»، «محمدهادی کاملان نجار»، «احمد منادی»، «مرتضا اعلایی» و «ذبیح‌الله ملکی» همگی از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران در سال‌های ۶۰ و ۶۱ اعدام شدند. «حمید خادمی»، از اعضای سازمان مجاهدین در درگیری ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۰ به همراه همسرش فرشته ازهدی کشته شد.فرزند سه ساله اش در همان خانه به شدت مجروح شد و پس از دو دهه به مادرش پیوست .

«شکرالله پاک‌نژاد»، اسطوره‌ی مقاومت زندان‌های شاه در ۲۸ آذر ۱۳۶۰ تیرباران شد. «محمد سیدمحسن دماوندی» و «جبرئیل هاشمی آذر»، هر دو از اعضای سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) در مهر ماه ۱۳۶۰ اعدام شدند. «حسن صدیقی»، از اعضای راه کارگر در سال ۱۳۶۶ به شکل نامعلومی در زندان درگذشت. «بنده‌علی مرادپور دوشانلو» و «محمود بهکیش»، هر دو از اعضای سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) در جریان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ اعدام شدند. «اصغر فرج‌خواه» که اطلاعی در مورد وابستگی سازمانی او پیدا نشده نیز در شمار اعدام شده‌گان آن فهرست رهایی است.

نفر کلاه به سر در جلو صف حمید خادمی است.

ویدئو را از اینجا ببینید.

    

اعدام اجاره کننده "پرواز انقلاب"

حاج کریم دستمالچی، بازاری ثروتمند تهرانی و از اعضای جبهه ملی که هواپیمای ایر فرانس حامل آیت الله خمینی از پاریس به تهران را شخصا اجاره و بیمه کرد، در سال 60 اعدام شد.
در سال ۵۷ زمانی که قرار بود هواپیمای آیت الله خمینی به سمت ایران پرواز کند هیچ شرکت بیمه‌ای حاضر به بیمه کردن هواپیمای وی نمی‌شد. یک ایرانی به شرکت "ایر فرانس" رفت و هواپیمای حامل آیت الله خمینی و تمامی سرنشینان آن را با یک چک شخصی برای سفر به ایران بیمه کرد. آن فرد کریم دستمالچی از بازاریان معروف و متمول و مالک پاساژ بزرگ دستمالچی بود. کریم دستمالچی, عضو فعال جبهه ملی بود. او برای آقای خمینی در حومه پاریس (ورسای) خانه ای خرید تا اگر انقلاب سریع پیروز نشود، ایشان در آن خانه سکنی داشته باشند.
اجاره کننده پروازی که آیت الله خمینی و همراهان با آن به ایران برگشتند، در ماجرای کودتای نوژه دستگیر و به اعدام محکوم شد.به نوشته روزنامه اطلاعات: کریم دستمالچی فرزند عبدالرحیم عبدالرحیم به جرم ایجاد اغتشاش در بازار مسلمین و به تعطیل کشاندن آن، کوشش در جهت بی اعتبار کردن جمهوری اسلامی ایران از طریق مصاحبه با تلویزیونهای خارج از کشور، ارتباط با سران جبهه ملی جهت راهپیمائی 25 خرداد، کمک مالی به گروهکهای ضد انقلاب، تصویب منشوری علیه جمهوری اسلامی ایران، مفسد فی الارض و یاغی شناخته شد.
حاج کریم دستمالچی را در تاریخ 22 تیر ماه 1360 اعدام کردند.بعد از این اتفاق سرای دستمالچی به سرای آزادی تغییر نام داد. سرای آزادی در انتهای بازار عباس آباد واقع گردیده و در صنف پارچه فعال است.

    

More Recent Articles

You Might Like


Email subscriptions powered by FeedBlitz, LLC, 365 Boston Post Rd, Suite 123, Sudbury, MA 01776, USA.