غلامعلی ریاحی
قانون مربوط به ازدواج با فرزندخوانده موج نگرانیآور بزرگی در جامعه ایجاد كرده كه واكنشهای منفی در سطح مطبوعات و رسانهها نمونه آن است. صرفنظر از اینكه برای ازدواج با فرزندخوانده مجوز شرعی وجود دارد در این مورد به خصوص باید به مقبولیت آن نگاه كرد. شورای نگهبان با در نظر گرفتن ملاكهای مربوط به احكام اولیه در ازدواج سرپرست و فرزندخوانده ممنوعیت و خلاف شرع نمیبیند اما مگر هرآنچه خلاف شرع نباشد لزوما می تواند به یك كنش اجتماعی تبدیل شود پاسخ قطعا منفی است. استاد دكتر محقق داماد به پیروی از فقه شیعه و اجتهاد مستمر كه ایشان آن را موجب فخر و مباهات میداند بر این باور است كه اجتهاد برای تطبیق و سازگارسازی احكام اولیه شریعت با مقتضیات زمان و مكان و امور مستحدثه اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی و حتی سیاسی است. وقتی در شرایط خاص ازدواج مثلا یك پیرمرد یا پیرزن 70 – 60 ساله با فرزندخوانده نوجوان خود از آنچنان قباحت اخلاقی و اجتماعی برخوردار است كه كسی در سطح رسانههای عمومی آن را عنوان و از آن دفاع نمیكند مجوز شرعی داشتن چنین ازدواجی مانند خلاف شرع نبودن بردهداری است زیرا با وجود خلاف شرع نبودن، داشتن و حتی خرید و فروش برده قرنها است بردهداری عملا منسوخ شده و احكام مربوط به آن را فقط میتوان در موزهها و كتب عهد عتیق پیدا كرد. فقهای شیعه تاكید دارند كه هرگاه اجرای یك حكم اسلامی موجب وهن نسبت به اصل اسلام و بدبینی جامعه نسبت به آن شود آن حكم باید اجرا نشود. راه دور نرویم موضوع قطع اعضای انسان یا سنگسار از دیدگاه شرع نهتنها ممنوع و نامشروع نیست بلكه به عنوان بخشی از نظام قضایی اسلامی به تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان رسیده و سالها جنبه اجرایی پیدا كرده بود و برخاستن موج منفی علیه این احكام و سیاهنمایی و تبلیغات سوء، مسوولان را بر آن داشت با صدور دستورالعملهای اجرایی و بخشنامهها حتیالمقدور دامنه اجرای این احكام را محدودتر كنند و علت این اقدامات عمدتا بازتابهای منفی اجرای چنین احكامی بوده است كه نمونه جدید آن عدم اجرای حكم سنگسار سكینه محمدی است. در شرایطی كه كشور با هجومهای همهجانبه اقتصادی و سیاسی و امنیتی روبهرو است كه یكی از آنها تحریمهای فلجكننده است آیا به نفع منافع ملی است كه چنین نهاد نازیبا و منفوری با تصویب قانون جنبه اجرایی پیدا كند؟ تصویب چنین قانونی رویكرد انسانی هزاران خانواده را شدیدا تحت تاثیر قرار میدهد؛ زیرا شاید در این یا آن كشور چنین اقدامی توبیخ و نكوهش عقلای جامعه را در پی نداشته باشد كما اینكه در بین اقوام و طوایف و قبایل حاشیههای جنوبی كشور خودمان بعضا ازدواج مردان سالخورده با دختران جوان از باب "فصل خون" یا حتی ازدواج معمولی نفرت اجتماعی را همانند جوامع پیشرفته باعث نمیشود اما تصور كنید پیرمرد سالخوردهیی را كه دختربچه یك سالهیی را با یك احساس زیبای پدری و با علایقی غیرشهوی پرورانده و بزرگ كرده و در عنفوان جوانی آن دختربچه بخواهد آن احساس پدری را یكباره تغییر دهد و در یك رابطه ازدواجی این فرزند را به عنوان جفت خود به آغوش بكشد و یا مادرخواندهیی با همین مشخصهها كه با پسرخوانده خود بر اساس مناسبات زوجیت رابطه برقرار كند در اینجا عرف و اخلاق حسنه قطعا مانع میشود و قبح اخلاقی و اجتماعی چنین اقدامی عملا جواز شرعی آن را مانند بردهداری منسوخ و بلاموضوع میكند. منبع: اعتماد
via RSS
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر