مسعود بهنود روزنامهنگار روزنامه های امروز تهران همچنان تیترهای اول و گزارش ها و مقالات اصلی خود را به حادثه منا اختصاص داده و در تمامی مقالات خود حکومت سلطنتی سعودی را مقصر حادثه منا قلمداد کرده اند. سفر رییس جمهور به نیویورک و ملاقات های وی با سران دولت های جهان، تفاوت های حضور روحانی و احمدی نژاد در سازمان ملل و مخالفت یک تنه دو روزنامه تندرو با برجام از دیگر مطالب این روزنامه هاست. تقدس زدایی از یک بدعت محمود اشرفی در مقاله ای در شهروند با اشاره به حادثه منا نوشته: دفاع از حقوق شهروندان در دایره دفاع از منافع ملی جای میگیرد. بنابراین پیگیری قاطعانه ماجرای کشته شدن اتباع ایرانی در مراسم حج در واقع تلاش در راه حمایت از منافع ملی است. بهطور طبیعی علت وقوع حادثه مشخصکننده نوع برخورد ما و سیاست مترتب بر آن خواهد بود. طیف گستردهای از علل که در یک سوی آن عمد و در انتهای آن بیکفایتی و سوءمدیریت قرار دارد. نویسنده پیش بینی کرده حوادث و اتفاق های اخیر مقدمه نابودی افراطی گری در بین النهرین و مناطق دیگر باشد چرا که جریان های افراطی از داعش تا طالبان همه پیوسته به سعودی هستند و اجماع بینالمللی برای نابودی افراطیگری در برگیرنده حمله مستقیم به افراطیون و فرونشاندن کشورهای پشتیبان آنها است. راز تحولات اخیر ترکیه و عربستانسعودی را در این فرآیند باید جستوجو کرد. مقاله شهروند افزوده: جریان و اجماع مخالف با افراطیگری اکنون تقدسزدایی خاندان آل سعود را هدف گرفته و قطعا از همکاری برخی لایههای صاحب قدرت این کشور بهره میگیرد. در گذشته برای غرب و بهویژه ایالات متحده آمریکا اعتقادات وهابیون اهمیت چندانی نداشت. اما امروز که سرشت ستیزهجویانه وهابیت آشکار شده، قرار است دوستان دیرین عربستان سعودی با حاکمان آن بهگونه دیگری رفتار کنند. در جست و جوی فضای منطقی حمیدرضا دهقانی پوده در مقاله ای در روزنامه ایران از فضای منطقی برای پی گیری ماجرای منا نوشته و نظر داده که اگر حادثه منا معلول بیمبالاتی و سهلانگاری مسئولان امور حج عربستان باشد، ضروری است که با آن برخورد شود. اما اگر علت احتمالی بروز فاجعه «منا» برخی دسیسهها و شیطنتها و سوءنیتها باشد، از قضا، حفظ هشیاری و دقت و پرهیز از هرگونه برخورد احساسی با موضوع ضرورت بیشتری خواهد داشت. زیرا اگر دستهایی بهدنبال ایجاد شقاق و شکاف بین امت اسلامی و کشورها باشند، برای ناکام گذاردن توطئهگران احتمالی باید از هر اقدام و واکنشی که مددرسان دستیابی آنان به اهداف پلیدشان باشد بشدت پرهیز کرد. نویسنده که نماینده پیشین ایران در کنفرانس اسلامی بوده است معتقد است: در باب «مشارکت دیگر کشورهای اسلامی در برگزاری این مناسک» ملاحظات فراوانی وجود دارد چرا که ابعاد حقوقی، سیاسی، بینالمللی و اقتصادی فراوانی به آن مترتب است و چندان ساده نیست. از یک سو؛ حج بر همه مسلمانان مستطیع واجب است. بنابر این این امکان وجود ندارد که این فریضه دینی را ترک کند. از سوی دیگر، مکان برگزاری مناسک حج نیز در خاک کشور عربستان است و به طور طبیعی، قبولاندن برخی محدودیتها به این کار چندان سادهای نیست. مقاله روزنامه دولت با تاکید بر این که مقامات سعودی خود اهمیت موضوع را دریافته اند نوشته: چنانچه برای رفع کاستیهای مدیریتی خود اقدام نکنند، ضربه سنگینی به کارآمدی و اعتبار میزبانی آنان وارد خواهد آمد و در صورت تکرار روال جاری، توجیهی قابل قبول برای متقاعد کردن افکار عمومی مسلمانان و حتی جهانیان نخواهند داشت. بنابراین شرایط فعلی ایجاب میکند که مسئولان عربستان با دیگر کشورهای اسلامی، به همکاری و مفاهمهای دست یابند. زلزله آذربایجان و حادثه منا علیرضا کریمی در سرمقاله آفتاب یزد به پاسخگویی به یکی از نمایندگان هوادار احمدی نژاد در مجلس پرداخته که انتقاد کرده بود که چرا رییس جمهور بعد از اطلاع از حادثه منا سفر نیویورک را ناتمام نگذاشت که به کشور برگردد. و این عمل را اهانت غیرقابل توجیه به مردم و بی اعتنایی به جان باختگان دانسته است. نویسنده به خاطر آورده که در مرداد ماه سال ۹۱ زمانی که محمود احمدی نژاد دو روز قبل از اجلاس اسلامی به مکه و مدینه رفته بود و پس از دو هفته در مناطق زلزله زده حضور یافت. این در حالی بود که رهبر و بسیاری دیگر از مقامات غیر دولتی در همان لحظات اولیه در منطقه حضور یافته و با مردم زلزله زده و مصیبت زده همدردی و همنوایی نمودند. سردبیر آفتاب یزد افزوده: جالب آنکه رسانه های حامی وی در توجیه عدم حضور او ، مدعی بودند که نیازی به حضور احمدی نژاد در مناطق زلزله زده نیست. حال در چنین شرایطی همین رسانهها به یکباره رنگ عوض کرده و مدعی احقاق حقوق مردم شده اند و گفته اند که رییس جمهور می بایست سفر خود به سازمان ملل را لغو و راهی تهران شود.این در صورتی است که امکان حضور مقامات ایرانی در عربستان اصلا و ابدا میسر نیست. علی فراهانی در ابتکار به بررسی تفاوت های ۹ سفر احمدی نژاد و دو سفر روحانی به نیویورک پرداخته و نوشته: محمود احمدینژاد در اولین سفر خود «پیشنهاد تشکیل کمیته ویژهای را ارائه داد که گزارش جامعی پیرامون تدوین راهکارهای عملی خلع سلاح هستهای دنیا ارائه دهد» او همچنین «اشاره به غیر عادلانه بودن ترکیب شورای امنیت و سازمان ملل داشت». در سفرهای دیگر خود نیز انتقاداتی به ساختار سازمان ملل مطرح کرد و در سال ۸۹ پیشنهاداتی برای اصلاح ساختار سازمان ملل مطرح کرد: «مجمع نسبت به اصلاح و نهایی کردن ساختار سازمان اقدام کند. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه پیشنهادات روشنی دارد و آماده مشارکت سازنده و فعال است». به نوشته این مقاله: اما صحبتهای حسن روحانی، رئیسجمهوری دولت یازدهم در این دو سفر در چارچوب و نظم موجود نظام بینالمللی مطرح شد و مانند رئیسجمهوری سابق به دنبال ساختارشکنی و ارائه نظمی جدید نبود. صحبتهای حسن روحانی بیشتر حول محور مقابله با خشونت، افراطیگری و تروریسم بود و اشارهای نیز به صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران داشت. البته صحبتهای روحانی جنبه انتقادی نیز داشت و او در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، با انتقاد نسبت به سیاستهای خاورمیانهای آمریکا، علت رشد تروریسم در منطقه سیاستها و راهبردهای اشتباه این کشور عنوان کرد. در پایان مقاله ابتکار آمده:. تاریخ یادآور آن است که زمان سخنرانی محمود احمدینژاد در مجمع عمومی سازمان ملل متحد با امواج بیاحترامیها، ترک سالن توسط حضار و صندلیهای خالی روبه رو میشد و حامیان او این بیحرمتی را یک حماسه تاریخی برای مردم تعریف میکردند در حالی که چنین رفتارهایی از سوی کشورها در زمان سخنرانی، حجتالاسلام حسن روحانی مشاهده نمیشود. صادق زیبا کلام در سرمقاله روزنامه بهار تفاوت های رییس جمهور قبلی و فعلی را در استفاده از تریبون سازمان ملل به بحث کشیده و نوشته اینکه سخنانش چـه تاثیرى بر منافع ملى مى گذاشت، و چه تصویـر و تصورى از ایران در دنیا ترسیم می کرد خیلى براى آقاى احمدی نژاد اهمیت نداشت. آنچه برایش مهم بـود مطرح ساختن و جلب توجه براى خودش بـود. به همین دلیل بـود که ایشان اغلب به سروقت موضوعـات و مباحثى مى رفتند که بحث انگیـز بود و بـه تیترهاى جنجالى تبدیل مى شد. مدیریت جهان، گفتگو با مردم نه رهبران، موعظه، هولوکاست و مانند این ها. به نظر این استاد دانشگاه: آقاى روحانى نه براى خودش رسالت مدیریت جهانى قائل است و نه تمدن غرب را در مسیر تباهى و سقوط مى پندارد و نه معتقد است آینده بشریت در گروى تمدن ما اسـت. او نه به دنبال صدور انقلاب است و نه اثبات یا انکار هولوکاست. او مى خواهد خیلى ساده به غربى ها و به دنیا این پیام را برساند که ما نه سوداى ساختن دنیاى جدیدى را داریم و نه حتى برنامه اى براى منطقه خودمان؛ نه از کسى طلبکاریم، و نه به کسـى بدهى داریم. اگر حقوق ما در چارچوب عهد و میثاق هاى بین المللى پذیرفته و به رسمیت شناخته شود، نه با کسى سر جنگ داریم و نه اصرار داریم که خلاف جهت آب شـنا کنیم. در پایان مقاله بهار آمده: حیف است که غربى ها و به خصوص آمریکایى ها شـاخه زیتون او را نبینند و رفتارشـان بـا او همانند رفتارشـان با رئیس دولت اصلاحات شود و از فضاى به وجودآمـده در ایران حسن اسـتفاده را نکنند؛ وگرنه یکبار دیگر شاید از ایران رئیس جمهوى در نیویورک ظاهر شـود که باز احساس کند که وظیفه و رسالتش صدور انقلاب اسلامى ایران به دنیا، تغییر نظم موجود در جهان و ایجاد یک مدیریت نوین جهانى است و بالاخره سـخنرانى اش را در نیویورک با دادن نوید فصل "بهار" به بشریت خزان زده به پایان برساند. فرصت نیویورک حسن بهشتی پور در مقاله ای در مردم سالاری نوشته: سفر آقای روحانی به نیویورک از چند نظر هم حائز اهمیت است. در بحث سرمایهگذاری و فناوریهای پیشرفته ایران باید امکان رقابتی را برای کشورهای مختلف فراهم آورد که آن فضای رقابتی به نفع ایران باشد. بدون تردید شرکتهای آمریکایی هم میتوانند در این رقابت شرکت داشته باشند و در صورتی که منافع ملی ما اقتضا کند بعید به نظر میرسد که از نظر اقتصادی منعی وجود داشته باشد که از لحاظ اقتصادی بتوانند در صنایع انرژی و نفت سرمایهگذاری کنند. به نوشته این تحلیلگر سیاسی: به نظر میرسد که برجام توانسته شرایط امکان همکاری و مبادله با سایر کشورها را به وجود آورد و این فضا، فضای مثبتی است و آقای روحانی هم به خوبی میداند که در مجمع عمومی سازمان ملل میتواند احیانا مشکلاتی که بر سر راه مردم وجود دارد را برطرف کند و یا احیانا کمک کند تا زمینههای جدیدی را برای همکاریهای ایران با سایر کشورها ایجاد کند. در نهایت در مقاله مردم سالاری آمده: در مسائلی چون سلاحهای کشتار جمعی و حقوق بشر هم ایران میتواند با رفتارهای درست و اقدامات مناسب در یک دیپلماسی قوی کمک کند تا مشکلات حل و فصل شود. وقتی مواضع ایران درست بیان شود و به جای آنکه برای کشور هزینه ایجاد کند فرصت را فراهم سازد این اقدام خوبی است که البته آقای روحانی به خوبی این اقدام را بلد است که عملیاتی کند. برجام فاجعه آفرین کیهان امروز بار دیگر گزارش و تیتر اصلی صفحه اول خود را به گزارشی اختصاص داده که خلاصه سرمقالات قبلی این روزنامه است و بر اساس آن ادعا کرده اجرای برجام فاجعه آفرین است و مجلس باید اجازه این کار را ندهد. از جمله ده موردی که این روزنامه تندرو برای فاجعه آمیز بودن برجام هسته ای برشمرده یکی هم این است که قوانین تحریمی کنگره آمریکا لغو نمی شود، بلکه هیچ چشم اندازی هم برای لغو آنها وجود ندارد و بطور کلی در برجام هیچ تعهدی در زمینه لغو حتی یک تحریم کنگره آمریکا وجود ندارد و تنها در روز انتقال (۸ سال بعد از روز توافق) سخن از «تلاش» دولت آمریکا برای خاتمه یا اصلاح این قوانین آمده است، که این عبارت «تلاش نمودن» هیچ تعهد حقوقیای را متوجه آمریکا نمیکند. به نوشته کیهان اینها تنها بخشی از واقعیتهای تلخ برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ درباره سرنوشت تحریم هاست. مخاطرات توافق در حوزه امنیت کشور، گشودن راه برای محدود کردن توان موشکی کشور، مکانیزم ماشه برای بازگرداندن تحریمهای تعلیق شده، ماندن ایران ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد، عدم مختومه شدن پرونده ساختگی هستهای و... نشان میدهد اجرای توافق هستهای نه تنها راهگشای مشکلات کشور نیست بلکه فاجعه آفرین هم هست. کیهان در یادداشت روز خود هم همین را تکرار کرده و از نمایندگان مجلس خواسته به دولت کمک کنند و برجام را رد کنند و در صف قهرمانان جا بگیرند و تنها در این صورت است که هشت نه ماه باقی مانده از عمر مجلس نهم را به پرکارترین و درخشانترین دوره این مجلس تبدیل کنند. حسن روانشید در مقاله ای در ابتکار از مهاجرت از روستاها به شهر نوشته. امروز در کپر درس میخوانند و فردا مدرسهای نونوار که معلم ندارد منتظر آنهاست! و روز دیگر معلم و مدرسه هست اما از کتاب درسی خبری نیست! زمین کشاورزی را با دریافت مبلغی به مسکونی تغییر کاربری میدهند و کشاورز را به خانهدار بدون سرمایه اول کار مبدل میکنند! یک روز به او کود شیمیایی میدهند و روز دیگر میگویند از کودهای فسیلی و حیوانی استفاده کن و سال بعد متوجه میشوند این کودها بیماریزاست و بهداشتی نیست! به نوشته این مقاله: روز سوم مدعیاند نه این کود نه آن کود. بکارید به امید خدا! یک روز سد میزنند و آب کشاورزی را در پشت سد در اثر مجاورت با کوهی از سدیم به آبنمک تبدیل میشود که این دریاچه فقط بدرد ریختن خیار در آن میخورد که خیار شور تولید شود! زمینها مستعد کشاورزی را به نمکزار تبدیل کرده و فاتحه آب و زمین را میخوانند! به سراغ قناتهای قدیمی میروند که لایروبیشان کنند و نیمه کار بودجهاش تمامشده رها میشود! خلاصه مقاله ابتکار این که: نسلی خسته میشود و زمین کشاورزی و دامداری را رها میکند و به شهر میآید و نسل بعدی از هوای دمکرده شهر میگریزد و به روستا پناه میبرد! در این گیرودار حدود سی سال است سروکله دانشگاههای غیردولتی در محدوده روستاها پیدا شده و فرزند روستانشین را بجای ورزیدن و آموزش دادن حرفهای برای سوق به سنت کار اباء و اجدادیاش بهسوی فراگیری دروسی میبرد که تئوری و پشتمیزنشینی را بیاموزد! این بچه کشاورز محال است بتواند پس از پایان دوره تحصیلات تئوری بدون آموزش عملی به مزرعه پدری برگردد و کار او را با روش علمی ادامه دهد. چه خوبه زمستان آیدین سیار سریع با اشاره به خبر این فیفا اعلام کرده جام جهانی قطر در زمستان برگزار می شود نوشته: یک معترض سانسور در گفتوگو با بی قانون با حمایت از این اقدام فیفا گفت: با توجه به معتدل بودن هوای کشورهای عربی در زمستان میتوانیم امیدوار باشیم که تماشاگران پوشش مناسبی خواهند داشت و ما در اینجا مجبور نیستیم صحنه آهسته گل اول را ۱۰ بار ببینیم و هر بار هم جواد خیابانی فکر کند واقعا تیم گل زده است. طنز صفحات بی قانون از قول این قربانی افزوده: ای کاش امکانی فراهم میشد تا جام جهانی روسیه هم در زمستان برگزار شود. چون بازیکنان مجبورند به دلیل سرمای هوا ۶ لایه لباس بپوشند و بعد از به ثمر رسیدن گل اگر خدای نکرده یک لایه را در بیاورند لایههای دیگری وجود دارد که خیال ما را بابت پوشش زنده مسابقات آسوده نگه میدارد. مرگ همای تئاتر ایران پیام رضایی در گزارش اعتماد نوشته: شامگاه اول خرداد ماه بود. عمارت مسعودیه با ابرهایی بر فراز و فرو رفته در نرمه بادهای بهاری، آخرین محل عمومی بود که همای تئاتر ایران در آن حضور یافت. هرچند دوستان نزدیکترش پس از آن شب نیز او را دیدند اما بیشتر تئاتریها همان آخرین بار را به یاد دارند. آن شب یاران قدیمی و نو گرد هم بودند. هما روستا کیک تولد سمندریان را برید. به نوشته این گزارشگر: نفس نفس زنان به روی صحنه رفت و مثل همیشه لبخند زنان تولد سمندریان را تبریک گفت. با لبخندهایی گرم و رنگی پریده در حالی که وقار همیشگیاش سعی میکرد ناخوشاحوالیاش را پنهان کند. روستا به گواه دوستانش پر از شور زندگی بود. او حتی برای یادمان سمندریان پیشنهاد داد مراسم هرساله در سالروز تولد سمندریان برگزار شود. اعتماد نوشته: روستا چندوقتی بود که با بیماری دست و پنجه نرم می کرد. اما هنرمندان و اصحاب رسانه به احترام او که دوست نداشت خبری از بیماریاش منتشر شود، چیزی از این موضوع را به رسانهها اعلام نکردند. دوستی می گوید ایشان از قبل از فوت استاد سمندریان سرطان سینه داشتند اما حالشان خوب شده بود که بیماری آقای سمندریان پیش آمد و بعد از فوت ایشان بیماری خانم روستا برگشت و این بار به شکل سرطان ریه.
http://ift.tt/1KEH4Oc
۱۳۹۴ مهر ۶, دوشنبه
روزنامه های تهران: موقع تقدس زدایی از سعودی است
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر