مسعود بهنود روزنامهنگار روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه هفتم مهر همچنان در صفحات اول خود از فاجعه منا نوشته و به سخنان رییس جمهور در اجلاس سازمان ملل هم اهمیت بسیار داده اند. کوشش یک روزنامه برای رد برجام در مجلس، افزایش انتقادها از وضعیت اقتصادی کشور و یادآوری از روزهای جنگ با عراق در هفته ای که به این ماجرا اختصاص دارد از دیگر مطالب این روزنامه هاست. فاجعه منا در سازمان ملل الهه کولایی در سرمقاله اعتماد نوشته: رییسجمهور در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با تكیه بر ظرفیت صلحسازی و صلحبانی این سازمان، به نوعی تجربه دیپلماتیك دولت خود را در برجسته كردن نقش و ابزار سیاسی در حل و فصل مشكلات منطقه و جهان مورد تاكید قرار داد. سخنگوی پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مهمترین محور سخنان روحانی را حل چالش بزرگ ایران با جامعه جهانی دانسته و نوشته: آنجا كه هنوز با گذشت چند ماه از توافق هستهای از پیروزی دیپلماسی ایرانی در عرصه سیاست خارجی یاد میكند و منطق، استدلال و اخلاق را كلیدواژههایی میخواند كه در این دنیای پر از خشونت روی میز ایران قرار گرفتند تا بزرگترین پرونده سالهای اخیر كشور را به سرانجام مطلوبی برسانند. به نظر این سرمقاله با این همه مهمترین مبحثی كه حسن روحانی به درستی به آن اشاره كرد حوادث تلخی بود كه جامعه مسلمانان در كنگره حج با آن مواجه شدند؛ موضوعی كه آنچنان از درجه اهمیت برخوردار بود كه مطلع سخنان وی شد و او به نمایندگی از ملت سوگوار ایران سخنان خود را آغاز كرد. آفرین چیتساز اول در سرمقاله ایران نوشته: ماه مهر در سیاست خارجی ایران با دو رویداد متفاوت آغاز شد؛ اولی ماهیت فاجعه را داشت و دومی صورت یک فرصت سیاسی. فاجعه در «منا» بروز کرد و فرصت سیاسی در نیویورک. کاروان دیپلماسی ایران در آغاز مأموریت مهم خویش در مقر سازمان ملل بود که قربانی شدن صدها زائر در منا، فضای ایران و منطقه را در اندوه و ماتم فرو برد. به نظر نویسنده مقاله با وقوع فاجعه «منا» مأموریت تیم دیپلماسی ایران در نیویورک سمت و سوی تازهای یافت. اجلاس سازمان ملل به عنوان قویترین تریبون جهانی اکنون برای روحانی یک فرصت بزرگ بود تا حق و حقوق زائران قربانی در منا را پیگیری و مطالبه کند.اتفاق دومی هم آنجا بود که محمدجواد ظریف طرح بازنگری در اداره مناسک حج را به میان وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی برد. طرحی که سعودیها تحت هیچ شرایطی حاضر به شنیدن آن نبودند و سالیان طولانی خط قرمز سعودیها به حساب میآمد. سرمقاله روزنامه دولت در پایان گلایه کرده که سفر روحانی و تحرکات دیپلماتهای ایران با همه بازتابهای کوبندهای که در جهان عرب داشت در رسانههای داخل در دایره تنگنظریهای جناحی گرفتار آمد. شبکه تندروهای داخل کشور با همان عینک بدبینانه و غرضآلود در سفر نیویورکی روحانی نظاره کردند که توافق هستهای را به بوته فراموشی یا تحریف سپرده بودند. محمد توسلی در مقاله ای در شرق از سخنرانی روحانی در سازمان ملل تجلیل کرده و نوشته: همانطور که رئیس دولت در پیامشان به مناسبت این حادثه تأکید کردند تشکیل کمیته حقیقتیاب در این زمینه ضروری است تا دلایل این رخداد ظالمانه مشخص و پیگیری شود. همچنین پیشنهاد رئیس اسبق سازمان همکاریهای اسلامی مبنیبر پیگیری فاجعه رخداده توسط سازمان همکاریهای اسلامی میتواند راهکار مناسبی برای این موضوع باشد. نویسنده سپس به گزارش های یک طرفه ای اشاره کرده مانند آن چه از ریاض رسیده و ایرانی ها را مقصر ازدحام در منا خوانده اند در حالی که خوشبختانه خبرنگارانی از ایران در زمان حادثه در محدوده منا حضور داشتهاند و گزارشهای عینی و موثقی از این حادثه ارائه میدهند. برای مثال یکی از گزارشها به گشودن ناگهانی مسیر یکطرفه برای رمی جمرات اشاره میکند که این سؤال را ایجاد میکند چرا این تصمیم برای گشودن مسیر گرفته شده است؟ این فعال سیاسی در مقاله خود اما به نکته دیگری هم اشاره کرده و آن تدبیر سیاسی است. درحالحاضر منطقه خاورمیانه با بحرانهای زیادی روبهرو است مخصوصا بحران یمن که نقش عربستان در آن غیرقابلانکار است. دیپلماسی و عقلانیت حکم میکند این حادثه بهانهای نشود برای افزایش تشنجهای منطقه. معامله بر سر هیچ یا بر سر آینده؟ در حالی که اخبار و گزارش ها نشان می دهد ایران و شش کشور طرف مذاکره اش اجرای برجام را آغاز کرده اند کیهان گزارشی از بسیج دانشجویی را تیتر اول خود قرار داده و برای دومین روز پی در پی در آن نوشته مذاکرات هسته ای معامله بر سر هیچ بود چرا که لغو تحریم ها توهم است. کیهان گزارش بسیج دانشجویی را بررسیهای متقن و غیرقابل تردید خوانده و به نقل از آن نوشته هیچ یک از تحریمهای اقتصادی، مالی و بانکی اعمال شده علیه ایران لغو نشده و ساختار تحریمها حفظ شده است و همچنین برداشته شدن تحریمها (تعلیق، توقف موقت اجرا و ...) منوط به انجام تعهدات ایران و راستیآزمایی آژانس بینالمللی انرژی اتمی شده است. بازگشتپذیری سریع تحریمها نیز شبحی دایمی از ترس را بر روی ایران ایجاد خواهد کرد و زمینهای برای نفوذ بیشتر آمریکا مهیا میکند. به نظر گزارش این روزنامه مخالف توافق ها: متاسفانه در هیچ کجای برجام سخنی از برداشته شدن تحریم درآمدهای نفتی نشده است. تازه تحریم چرخه دلار تا چه زمان ادامه خواهد یافت؟این تحریم از سوی وزارت خزانهداری آمریکا وضع شد. براساس این تحریم دیگر بانکهای خارجی قادر به کلیر کردن تراکنشهای دلاری بانکهای ایرانی نیستند. به این تحریم در برجام اشاره نشده است و در نتیجه باقی خواهد ماند. نه در روز اجرا و نه روز انتقال و نه حتی در روز خاتمه این تحریم تغییر نخواهد کرد. طهماسب مظاهری در مقاله ای در جام جم با اشاره به احتمال اجرا شدن یا نشدن برجام نوشته: به نظر میرسد دولت باید خودش را برای هر شرایطی که متاثر از شرایط سیاسی ماه ژانویه (دیـ بهمن ۹۴) میشود، آماده کند. حال باید دید دولت یازدهم تا چه حد آمادگی مدیریت این شرایط و طراحی و برنامهریزی متناسب با آن را دارد. رییس سابق بانک مرکزی با نگاهی به وضعیت فعلی تیم اقتصادی دولت به این نتیجه رسیده که آن هماهنگی و همدلی که در اوایل دولت وجود داشت ، اکنون کمتر وجود دارد و لذا این نگرانی هست که تیم اقتصادی نتواند در شرایط جدید که به هر حال فضای اقتصادی کشور در انتظار باز شدن و تحول به سر میبرد، ماجرا را بهدرستی مدیریت کند. در حالی که امروز وزارتخانههایی چون صنعت، معدن و تجارت، نفت و اقتصاد برای طراحی و پیادهکردن مسیری که بعد از دیماه مملکت را به سوی رونق اقتصادی پیش ببرد، باید همدل و همگرا شوند. این اقتصاددان به دولت توصیه کرده: علاوهبر تجدید روحیه همگرایی ماههای نخستین فعالیت، مقداری سرعت خود را در اجرای اصلاحات اقتصادی بیشتر کند. بهعنوان مثال با اینکه ۹۵ درصد محتوای قانون تصویب شده بهبود فضای کسب و کار بدون هیچگونه پیشنیاز مکملی، قابل اجرا شدن است، اما دولت با خونسردی و احتیاط بیش از حد، اجرای آن را منوط به قوانین دیگری میکند. در چنین وضعیتی در شش ماهه پیش رو در خوشبینانهترین حالت فقط زمینه و انتظار سرمایهگذاری داخلی و خارجی ایجاد میشود، اما از سرمایهگذاری عملی و فیزیکی خبری نخواهد بود. تنها افراط مجاز حسن هاشمی در مقاله ای در روزنامه ایران با اشاره به ظهور افراطی گری در جهان که منطقه خاورمیانه را به وضعیت فعلی کشانده نوشته: نتیجه سقوط به همین پرتگاه و در غلتیدن به دامان جهل و افراط است. البته باطل ماندنی نیست و جریانهایی چون داعش، دیر یا زود در پرتو خورشید حق، محو خواهند شد. وزیر بهداشت در ادامه این مقاله به دانشجویان توصیه کرده که از یاد نبرند که در دنیای امروز قدرت از آن کسانی نیست که زرادخانههای عظیم، منابع طبیعی و ثروت دارند. قدرت از آن آنهاست که به دانش مجهز هستند. امروز یک گرم از برخی داروها به اندازه ۳۰۰ بشکه نفت ارزش دارد و این یعنی پایان دوران قدرت منابعی چون نفت، گاز و… مقاله روزنامه ایران اضافه کرده: مسئولان دانشگاهها نیز باید محیطی مناسب، پرشور و بانشاط تدارک ببینند؛ کسب علم و مهارت، در چنین فضایی امکانپذیر است. استادان دانشگاه هم باید بر دانستههای خویش بیفزایند؛ باید با دانش روز جهان همگام شوند و آن را به نسل جدید منتقل کنید. دانشجویان نیز باید با پرسیدن، مطالعه و شور و اشتیاق، استادان را بر سر شوق آورند. این تنها افراط مجاز است. شهر دوشنبههای اشک شیده لالمی در گزارشی به مناسبت هفته دفاع مقدس، در سالگرد آغاز جنگ هشت ساله ایران و عراق در شهروند نوشته: نامش را با «خون» نوشتند. در همان روزها که آسمانِ شهر سراسر آتش بود و پیکرهای بیجان آدمها را کوچه به کوچه میبردند؛ همان روزها که بارانِ موشک و خمپاره میبارید و نفسهای آدمها بوی باروت و گلوله میداد؛ در همان روزها بود که گفتند: «شهرخون». گزارشگر از خرمشهر نوشته: سیوپنج سال پیش جنگ آمد. شهر زنده بود که جنگ رسید. در کناره اروند کشتیها پهلو گرفته بودند. بندر سبز نخلهای بلند داشت و شهر، آرامشی در کنارِ کارون و آسایشی روی چاههای نفت. آن روزها شهر، شهرِخون نبود، خرمشهر بود؛ عروس خوزستان. یک شهر باهزار خاطره، یک شهر باهزار امید و آدمهایی که زندگی در آن شهر مرزی را، در آن بندرِ زنده سبز را با هیچجای دنیا عوض نمیکردند. شهرشان همه چیز داشت آسمان صاف، هوای خوب، خاک خوب و روزهای خوب. و سرانجام به گزارش شهروند: یک روز دوشنبه بود که جنگ آمد. آن دوشنبه که سیاه بود و سیاه ماند. اصلا از همان روز به بعد تمام دوشنبههای خرمشهر سیاه شد، و حالا خرمشهریها، شهرشان را همان خرمشهر قبل از جنگ را میخواهند. همان شهری که عکسش را، عکس روزهای سبزش را بالای سردر مغازههایشان زدهاند و هر روز نیمنگاهی به آن میاندازند و آهی میکشند. در خرمشهر از حال مردم، از احوال شهر که بپرسی، زیر هُرم آفتابِ داغ، چشمانی با نگاههای منجمد تو را نگاه میکنند و میگویند: «چه میگویی؟ کجا شهر است؟ این اشک است... این خون است...» پنهان کردن چاره نیست مصطفی عابدی در سرمقاله شهروند به گفته یکی از مقامات قضایی اشاره کرده که در انتقاد از وضع نامناسب ظاهری شهر تهران، حضور کودکان دستفروش، سیدیفروش، گلفروش و متکدیان را باعث این نازیبایی دانسته بود. او نوشته: این اظهارنظر از دو وجه باید مورد بحث قرار گیرد. ابتدا وجه مثبت و بسیار مهم آن است، چرا که یك مقام قضائی درخواست برخورد اجتماعی با پدیده «تنفروشی» را کرده است. به نوشته این روزنامه تن فروشی از منظر حقوقی یك جرم قطعی است و میبایست با آنان برخورد قضائی کرد. اما برخلاف گذشته مقامات قضائی هم به این نتیجه رسیدهاند كه جرم خطاب كردن برخی از رفتارهای ناهنجار نهتنها كمكی به كاهش آنها نمیكند، چه بسا ممكن است موجب تشدید آنها نیز بشود، بنابراین باید راه حل را در سیاستهای اجتماعی و فرهنگی جستوجو كرد. این نگاه نشان میدهد كه از منظر مسئولان «تنفروشی» را نمیتوان به یك رفتار فردی تقلیل داد. بلكه پدیده مزبور اجتماعی است. مقاله شهروند در عین حال انتقاد کرده که: جمعآوری كودكان كار یا معتادان و تن فروشان و متکدیان از سطح شهر را نباید به مشكل نازیبایی سطح شهر تقلیل داد. البته كه وجود این پدیدهها شهر را نازیبا میكند، ولی اگر این پدیدهها از سطح شهر برچیده و نازیبایی درمان شود، كافی نیست و چه بسا موجب شود كه حل معضل به فراموشی سپرده شود. در اینصورت عوارض این مشكل دیر یا زود بهصورت دیگری و البته بدتر بروز میكند. انواع سوختگی شهرام شهیدی در ستون طنز شهروند با اشاره به روز آتش نشانی نوشته اما چندین سوختگی داریم از جمله: یک مدل سوختگی بعد از قهرمانی تیمملی فوتسال بانوان بروز میکند که چند مدل است. سوختگی و نشستن حسرت بر دل به خاطر عدم همراهی کاپیتان تیمملی بانوان در تنها قهرمانی این تیم به علت اجازه ندادن همسر برای سفر خارجی کاپیتان تیمملی. همین کارها را میکنند که بعضیها از اول مهر بدشان میآید. سوختگی برخی آقایان که چه معنی میدهد خانمها بروند ورزش و تازه قهرمان هم بشوند. البته این نوع سوختگی متاسفانه با پاشیدن پودر و خالی کردن کپسول آتشنشانی و حتی با مالیدن مرهم و پماد و ضماد هم خوب نمیشود و التیام نمییابد. طنز نویس از سوختگی نویسندگان روزنامه هم یاد کرده وقتی احساس میکنند مطلبی نوشتهاند که میترکاند و مثل بمب صدا میدهد اما ناگهان با اعمال نظر سردبیری مطلب به ستون سبدیات سپرده میشود. و بالاخره نوع سوم سوختگی که ناشی از شنیدن برخی واقعیتهای اجتماعی است. فرض کنید شما چندرغاز حقوق دو ماه پیشتان را گرفتهاید و شاد و خندان درحال رفتن به خانهاید. پشت چراغقرمز یک گدا سر راهتان سبز میشود و شما چون همیشه آدم خیری بودهاید بخشی از آن چندرغاز مورد اشاره را به او میبخشید. فردا صبح در روزنامه میخوانید: متکدیان تهرانی بهطور متوسط بین سه تا هفتمیلیون تومان درآمد دارند. الان کجایتان آتش گرفت؟ دلتان سوخت؟ یادش به خیر. قبلا کسی در این کشور بود که راهکار بسیار خوبی این مواقع داشت. میگفت آب را بریزید آنجا که میسوزد. باغ اراج سوخت بهار در گزارشی نوشته: اراج، محله قدیمی شمیران را با لطافت هوایش می شناسند؛ محله ای که سهم زیادی از اندک باغ های باقیمانده در تهران دارد. باغها در آن اگرچه شبیه به آغاز مهاجرت لواسانی ها به تهران و ساکن شدنشان در این محله نیست اما نشانی هم از همان زمان دارد؛ باغهایی که حفظ آنها چنگ ودندان میخواهد. یکی از همین باغها مدتی است که اراج را دوباره بر سر زبانها انداخته است. با این مقدمه روزنامه از باغی ۲۹ هزار متری می نویسد که ۸ بار آتش گرفته است و هر بار تکه ای از آن و درختهایی از آن مرده اند. میراندن درختان باغها در تهران اصلا عجیب نیست. خشکاندن درختان باغها راهی برای تغییر کاربری آنها بوده است. به نوشته این گزارش: هجوم شهرها و شهرنشینی با ویژگیهایی که به همراه دارد، آپارتمانها و مجتمعهای تجاری و مسکونی بزرگ، باغها را ناگزیر به تسلیم کرده است. کمبود هوا برای تنفس اما کمترین نتیجه میراندن باغها بوده است. باغ اراج حالا محل دعوای شهرداری تهران ومالک آن است. دیروز در آتش سوزی ۴۰۰ اصله درخت باغ سوزانده شده. این آتشسوزی اما باعث تلاش دوباره شهرداری برای تملک این باغ شد. اما تملک باغ اما کار راحتی نیست؛ مالک باغ،سازمان اوقاف است. آینده با کاهش باروری و بی آبی آیدین سیارسریع در صفحه طنز بی قانون از قول یک جمعیت شناس نوشته در ده سال آینده پسران متولد دهه هفتاد با بحران ازدواج مواجه می شوند، چون از طرفی به خاطر کاهش باروری تعداد دختران کم شده و از طرفی دختران تمایلی به ازدواج ندارند. اینطور که دانشمندان و متخصصان هر روز دارند پیش بینی میکنند و هشدار میدهند جوانان باید خودشان را برای سالهای سختی آماده کنند. ظاهرا در ده بیست سال آینده نه آب هست نه آدم. یعنی ازدواج با هر دختری مستلزم مهریه سنگین است. طنزنویس با اشاره به این که در آینده مورد خواهیم داشت که برای مهریه سد کرج را به نام خانم زدهاند، سد خشک شده، طرف افتاده زندان نوشته: حالا همه اینها به کنار، هیچ فکر جمعیت را کردهاید؟ این دخترهایی که حاضر نیستند ده بیست سال بعد ازدواج کنند، بر فرض محال ازدواج هم کردند واقعا فکر میکنید حاضر به فرزندآوری میشوند؟ حاشا و کلا! کارشناسان و جمعیتشناسان پیش بینی میکنند تا آن زمان جمعیت موجوداتی که نیاز کمتری به آب دارند از جمعیت انسانها بیشتر خواهد شد. پیش بینی طنز بی قانون این است که: اکثریت را در کشور یک سری خزنده و شتر تشکیل خواهند داد که احتمالا باید به نظرشان هم احترام گذاشت و به خواستههایشان تمکین کرد. ادامه این وضعیت را بخواهم توضیح بدهم مطلب سیاسی میشود، فقط این را بگویم که در این مدل همزیستی انسان و خزندگان فقط دلم برای آفتابپرستها میسوزد که وقتی بین ما انسانها میآیند و میبینند ما خیلی بهتر از آنها رنگ عوض میکنیم دچار افسردگی میشوند و غمگین و ناراحت یک گوشه برای خودشان استتار میکنند و به شغل دیگری میاندیشند.
http://ift.tt/1FyN64f
۱۳۹۴ مهر ۷, سهشنبه
روزنامه های تهران: فاجعه منا فراموش نمی شود
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر