صفحات

۱۳۹۴ مهر ۷, سه‌شنبه

roozonline.com: Latest News - 17 new articles

roozonline.com: Latest News - 17 new articles

In This Issue...


روابط با عربستان؛ تشنج بیشتر می شود

مریم کاشانی

حسن روحانی سخنرانی خود در سازمان ملل را با اشاره به ماجرای کشتار حجاج در منا آغاز کرد و به تندی از دولت عربستان انتقاد کرد؛سخنانی که نشانگر بحرانی شدن هرچه بیشتر روابط ایران و عربستان است. به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، حسن روحانی گفت: "سالمندان، جوانان، زنان و مردانی که برای انجام مناسک مذهبی در گردهمایی عظیم معنوی و جهانی حج شرکت کرده بودند؛ ولی متاسفانه قربانی بی کفایتی و سوء مدیریت مجریان شده و حتی به دلیل عدم پاسخگویی مسوولان، از شناسایی مفقودین و بازگرداندن سریع پیکر قربانیان به خانواده های عزادارشان دریغ شده است." او تاکید کرد: "ابعاد فاجعه جان باختن و مجروح شدن هزاران انسان بی گناه از چهارگوشه جهان، فراتر از آن است که در حد یک سانحه طبیعی یا یک مساله محلی با آن برخورد شود. [...] افکار عمومی خواستار آن است که مسوولان دولت عربستان سعودی بی‌درنگ، به مسوولیت بین‌المللی خود در تأمین دسترسی کنسولی فوری برای شناسایی سریع و بازگرداندن بدون تأخیر اجساد مطهر عمل کنند. همچنین ضروری است شرایط لازم را برای بررسی مستقل و دقیقِ علل و عوامل این فاجعه و روش های پیشگیری از تکرار آن، در آینده فراهم کنند." سخنان روحانی علیه عربستان ابعاد بی‌سابقه تنش در روابط دو کشور را آشکار کرده است. کشته شدن ده‌ها تن از زائران ایرانی در مراسم حج و سخنان تند سیدعلی خامنه‌ای درباره این ماجرا موجب افزایش تنش میان ایران و عربستان شده و هر یک دیگری را متهم به نقش‌آفرینی در این حادثه می‌کنند. آخرین آمار ارائه شده درباره زائران ایرانی کشته شده در حادثه منا، ۲۲۶ نفر بوده است. ضمن آنکه گفته می شود ۲۴۷ نفر نیز مفقود شده‌اند و تاکنون به محل کاروان‌های خود بازنگشته‌اند.  کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هم دیروز از وزارت خارجه خواست که " در چارچوب شرایط جدید، دیپلماسی جدیدی را در ارتباط با عربستان سعودی" در پیش گیرد. نوذر شفیعی سخنگوی این کمیسیون به خبرگزاری خانه ملت،‌ گفته: "کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی حادثه منا را محکوم کرده و آن را نشانه بی کفایتی خاندان‌سعودی در اداره امور حرمین قلمداد نمود." رئیس کمیسیون امنیت ملی نیز با تاکید بر لزوم پیگیری قضایی حادثه منا در عربستان گفته: "پیگیری این مسئله در دستور کار قوه قضاییه قرار گرفته است. همچنین معاونت های حقوقی ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه کشور نیز درگیر بررسی های حقوقی ابعاد حادثه مذکور هستند." او حتی از احتمال بررسی این مساله در شورای امنیت سازمان ملل هم سخن گفته و اضافه کرده: "قبل از بررسی حقوقی حادثه منا از طریق شورای امنیت سازمان ملل لازم است نظر حقوقدانان خود را در این زمینه بدانیم." پیش از این هم گروهی از نمایندگان مجلس با صدور بیانیه ای خواستار آن شده بودند که سازمان کنفرانس اسلامی مدیریت جمعی مکه و مدینه را بررسی کند. از سوی دیگر سرتیپ پاسدار سید مسعود جزایری، معاون امور بسیج ستاد کل نیروهای مسلح در گفتگو با خبرگزاری فارس از احتمال عمدی بودن "حوادث در مکه و منا" سخن گفته است. جزایری تاکید داشت: "با توجه به نفوذ رژیم غاصب صهیونیستی در آل سعود، احتمال عمدی بودن ۲ حادثه سقوط جرثقیل در مسجدالحرام و جان باختن هزاران نفر در منا بیشتر شده است. یکی از راهبردهای امریکا در منطقه، ناامن سازی کشورهای اسلامی و ایجاد روحیه تزلزل و تشویش در آحاد مختلف مردم است." او معتقد بود: "با توجه به روایت‌های شاهدان عینی و افزایش احتمال عمدی بودن ۲ رویداد دردناک و تأسف بار مسجدالحرام و منا، گروه‌های حقیقت‌یاب از همه کشورهای اسلامی وظیفه دارند این جنایت آل سعود را رمزگشایی کنند." همچنین آیت‌الله محمد یزدی، رئیس مجلس خبرگان نیز خواستار تشکیل کمیته حقیقت‌یاب شده است. او گفته: "ممکن است این اتفاق تنها ناشی از بی‌کفایتی نباشد. اینکه فکر کنیم اینگونه حوادث ناشی از ضعف مدیریت است، بعید نیست، اما بعید هم نیست ناشی از توطئه باشد. چرا باید در چنین روزی و در یک فاصله به این کوتاهی، مسیر را ببندند؟ آن هم با توجه به جمعیتی که هر ساله به همین شکل در منا حضور می‌یابند. طبیعی است که این کار عوارضی دارد و صرف بی‌کفایتی و بی‌تدبیری نمی‌تواند دلیل کافی باشد. چنانکه بعضی از رسانه‌های وابسته مثل «بی‌ بی‌ سی» و بعضی از رادیوهای دیگر وابسته به غرب، توجیهات بیهوده و سبکی ارائه می‌کنند." تاکید بر عمدی بودن حوادث اخیر عربستان ادعایی است که از سوی دیگر مسئولان جمهوری اسلامی نیز تکرار شده است. محمدعلی اسفنانی، سخنگوی کمیسیون قضایی مجلس چند روز پیش گفته بود: "این روش نادرست اداره حریم الهی را به شدت محکوم می کنیم گرچه این شائبه وجود دارد که در علت وقوع این حادثه،عمدی در کار بوده است." حجت‌الاسلام احمد سالک رئیس فراکسیون حج وزیارت مجلس هم در یک کنفرانس خبری تاکید داشت: "این حادثه نشان دهنده بی کفایتی و عدم تدبیر مقامات سعودی بوده و اگر نگوییم عمدی بوده است می توان سستی و غفلت را در به وجود آمدن آن به طور واضح دید. چراکه امسال شاهد حوادث دیگری همچون سقوط جرثقیل درحرم امن الهی و آتش سوزی هتل ها و چادرها نیز بوده ایم که نشان از ضعف مدیریت دارد." او اضافه کرده بود: "مسئولان آل سعود تلاش می کنند با فعالیت در فضای مجازی از کنار این حادثه به راحتی گذشته و آن را به گردن دیگران انداخته و با سلب مسئولیت از خود حجاج ایرانی رامتهم کنند در حالیکه آن ها باید مسئولیت این حادثه رابپذیرند." او درباره ادعای شعار دادن حجاج ایرانی هم گفته بود: "این ادعا بسیار مضحک است چرا که رمی جمرات جای شعاردادن نیست و حجاج در روز عرفه و در مراسم برائت از مشرکین در مکانی خاص این کار را انجام می دهند." همزمان با افزایش تنش های لفظی میان مقامات ایرانی و عربستانی، تجمعی هم در مقابل سفارت عربستان در تهران برگزار شد. خبرگزاری فارس در گزارشی از این تجمع آورده بود: "با توجه به اینکه وزارت کشور برای برگزاری این تجمع مجوز صادر نکرد و بسیج دانشجویی نیز صبح امروز در یک نشست خبری اعلام کرد تجمع امروز به علت عدم صدور مجوز لغو شده است، ولی دانشجویان و مردم برای نشان دادن اعتراض خود در مقابل سفارت عربستان حاضر شدند."

    


Sponsor message
powered byad choices

روحانی سفرش را نیمه تمام گذاشت

آرش بهمنی

حسن روحانی، رئیس‌جمهوری اسلامی در سخن‌رانی خود در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد خبر از آغاز فصل جدید روابط ایران با دنیا پس از توافق هسته‌ای داد، از دخالت غرب و آمریکا در منطقه انتقاد کرد، خواستار پاسخ‌گویی عربستان سعودی درباره حادثه منا شد و در نهایت سفر خود را پیش از موعد مقرر به پایان رساند. روحانی در سومین سخن‌رانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تقریبا همان سخنانی را بیان کرد که پیش از این انتظار می‌رفت. او رسیدن به توافق هسته‌ای را شامل نقش‌آفرینی "همه مذاکره‌کنندگان، سران و رهبران دولت‌های آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، آلمان، چین و جمهوری اسلامی ایران" دانست؛ به گفته‌ى وى طرفین تلاش کردند "با حفظ اصول خود، فضایی تازه" ایجاد کنند و در نهایت "آن‌جا که لازم بود جلو رفتیم و آن‌جا که لازم بود شهامت انعطاف را داشتیم".
روحانی پیش از این بارها مذاکرات هسته‌ای را بازی برد - برد توصیف کرده بود، اصطلاحی که در سخن‌رانی خود بار دیگر از آن استفاده و اعلام کرد ایران قصد دارد روابطی مبتنی بر این قاعده را با همسایگان خود ایجاد کند.
انتقاد از دولت عربستان در مساله منا، انتقاد از حمله نظامی و دخالت آمریکا در منطقه و انتقاد از زرادخانه اتمی اسرائیل، از دیگر مسایلی بودند که مورد اشاره حسن روحانی قرار گرفتند.
پیش از سخنرانی روحانی، منابع خبری اعلام کرده بودند که وی سفر خود را نیمه‌کاره رها و به ایران باز خواهد گشت تا مساله زائران ایرانی کشته شده در عربستان را از نزدیک پیگیری کند. مساله‌ای که پیش از این مورد اشاره اصول‌گرایان قرار گرفته بود. آن‌ها عدم بازگشت روحانی را توهین به مردم ایران توصیف کرده بودند.
ایرنا، خبرگزاری متعلق به دولت، نوشت که روحانی "پنج برنامه مهم خود در نیویورک" را لغو کرد تا در "مراسم انتقال پیکر حاجیان جان باخته ایرانی شرکت کند". برنامه‌هایی که به نوشته ایرنا شامل "دیدار با رییس جمهوری ونزوئلا، نخست وزیر تونس، نخست وزیر عراق و نشست با نخبگان سیاست خارجی" بود. به نوشته ایرنا "یکی از برنامه‌هایی كه احتمال لغو آن بود ملاقات با نخست‌وزیر انگلیس بود" كه به آخرين ساعات قبل از بازگشت روحانى موکول شد؛ بنا بر اين گزارش "نخست‌وزیر انگلیس از رییس جمهوری درخواست وقت ملاقات" داشت.
با این حال منتقدان روحانی نظر دیگری در این زمینه دارند. به عقیده آن‌‌ها روحانی "روغن ریخته را نذر امام‌زاده" کرده. رجانیوز، وب‌سایت نزدیک به جبهه پایداری، در این‌باره نوشت: "پیش از این خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) از ۵ روزه بودن سفر رییس جمهور خبر داده بود و با این اوصاف، به نظر می رسد عملا بعد از سخنرانی آقای روحانی در سازمان ملل، بازگشت وی از آمریکا مصادف با همان روز پنجم سفرش خواهد شد و این به معنای آن است که عملا بازگشت رییس جمهور بر اساس برنامه قبلی بوده و هیچ ارتباطی با حادثه منا ندارد و حکم نذر کردن روغن ریخته بر زمین برای امام زاده است چرا که اگر قرار بود در راستای فاجعه آل سعود اقدامی از سوی رییس جمهور صورت بگیرد بهتر بود ایشان همان روز اول یا نهایتا دوم و قبل از ایراد سخنرانی در سازمان ملل به ترک خاک آمریکا اقدام می کرد تا با این کار، توجه جهانیان را نیز بیش از پیش به این فاجعه انسانی جلب کند".
دولت بهار، وب‌سایت حامی احمدی‌نژاد نیز درباره این خبر نوشت: "انتشار خبر نیمه تمام ماندن سفر رئیس‌جمهور در حالی که ایشان اکثر برنامه های در نظر گرفته خود را در نیویورک اجرا نموده‌اند در نوع خود قابل تامل می‌باشد".
 
جهان‌نیوز - نزدیک به علی‌رضا زاکانی، نماینده مجلس - این خبر را "دروغ" توصیف کرد و نوشت: "در حالی صبح امروز معاون رسانه ای دولت از نیمه تمام ماندن سفر روحانی گفت، که خبر ایرنا در روز اول مهر نشان می دهد این سفر از ابتدا قرار بود در همین روز به اتمام برسد".
روحانی پیش از سخن‌رانی در مجمع عمومی، گفت‌وگویی با شبکه خبری سی‌ان‌ان انجام داد. او در این گفت‌‌وگو به انتقاد از نامزدهای جمهوری‌خواهان برای انتخابات ریاست‌جمهوری پرداخت و سخنان‌ آن‌ها را "عجیب و غریب" توصیف کرد.
روحانی همچنین گفت که امکان آزادی آمریکایی‌های بازداشت شده در ایران وجود دارد، به آن شرط که ابتدا دولت آمریکا ایرانیانی را که به اتهام نقض تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران در این کشور زندانی شده‌اند آزاد کند.

    


Sponsor message
powered byad choices

حق رای پیدا می کنند مراقب باشیم

فرشته قاضی

کلیات طرح اعطای تابعیت به فرزندان مادران ایرانی که هفته گذشته دو فوریت اش با رای ۱۴۰نماینده مجلس تصویب شده بود تنها رای موافق ۷۴ نماینده را کسب کرد و با اکثریت آرا رد شد؛ طرحی که به فرزندان زنان ایرانی که با مردان خارجی ازدواج کرده اند امکان می داد در صورت تولد و ۵ سال اقامت متناوب در ایران و نداشتن سوپیشینه امنیتی یا محکومیت موثر کیفری، پس از ۱۸ سالگی به تابعیت ایران در آیند. براساس این طرح همسران و فرزندان "شهدای غیر ایرانی" به شرط ۵ سال سکونت در ایران و با تایید ستاد کل نیروهای مسلح، وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران به تابعیت ایران در می آمدند؛ طرحی که مخالفت نماینده دولت یعنی سخنگوی دولت را هم در پی داشت و او عنوان کرد که بنیاد شهید در چارچوب مقرراتی که شورای عالی امنیت ملی تصویب کرده درجهت حل مشکلات کسانی که در راستای اهداف انقلاب اسلامی خدمت انجام می دهند اقدام می کند و در این زمینه بیش از ۲۳۰ پرونده در وزارت کشور موجود است. از سوی دیگر براساس گزارشی که از سوی وال استریت ژورنال منتشر شده جمهوری اسلامی با پرداخت ماهیانه ۵۰۰ دلار و دادن مجوز اقامت در ایران به پناهجویان افغان، آنها را برای جنگ به سوریه می فرستد. طرح اعطای تابعیت به همسران و فرزندان "شهدای غیرایرانی" در همین راستا ارزیابی می شود هرچند که از سوی مجلس رد شد اما به گفته سخنگوی وزارت کشور تمهیداتی برای این افراد و خانواده های شان براساس مصوبات شورای عالی امنیت کشور و از سوی وزارت کشور اتخاذ می شود. اما رد کلیات طرح تابعیت فرزندان مادران ایرانی که با مردان خارجی ازدواج کرده اند از سوی مجلس در حالی صورت گرفت که با تصویب دوفوریت بررسی این طرح، امیدواری های زیادی در جهت تصویب آن ایجاد شده بود. اما نماینده دولت این طرح را دارای بار مالی و همچنین ایجاد مشکلات سیاسی، امنیتی و اجتماعی دانسته و گفته است که تصویب چنین طرحی باعث افزایش مهاجرت به ایران می شود. او گفته: "ما هم اکنون با ازدواج‌های غیرقانونی زیادی مواجه هستیم که قانونی شدن این طرح باعث بالا رفتن این ازدواج‌ها می‌شود و این طرح باعث می‌شود به نوعی تابعیت مضاعف را به رسیمت بشناسیم و نظام حقوقی به هم بریزد". مساله ای که نمایندگان مخالف این طرح نیز بدان اشاره کرده و گفته اند که این طرح مهاجرت غیرقانونی به ایران را ترویج می کند، به مخاطرات مرزی و همچنین اختلافات قومی و مذهبی و نژادی دامن می زند. آنها ماده ۹۷۶ قانون مدنی را برای چاره اندیشی مشکلات فرزندان مادران ایرانی کافی می دانند. این در حالی است که بر اساس این ماده "کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارجه است بوجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن هجده سال تمام لااقل یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشند، قبول شدن آنها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود که مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است". موافقان این طرح اما با اشاره به صدها هزار نفر از افرادی که بدون داشتن تابعیت در ایران زندگی و از امکاناتی چون تحصیل، کار و داشتن هویت محروم هستند معتقدند که باید تکلیف این افراد روشن شود. به گفته آنها فرزندان مادران ایرانی هم می بایست همچون فرزندان پدران ایرانی از حق تابعیت در ایران برخوردار باشند. نادر قاضی پور، نماینده ارومیه گفته است: "اگر این طرح تصویب شود، این افراد حق رأی دادن پیدا می کنند از این رو ما باید مراقب تصمیمات خود باشیم و احساسی تصمیم نگیریم. تصویب این امر تبعات امنیتی دارد و مشکلات زیادی را برای کشور ایجاد می کند. ما ایران را باید ایرانی نگه داریم و اجازه ندهیم یک غیر ایرانی در انتخابات شرکت کند، ما باید قداست ایران را حفظ کنیم". محمد دهقان، عضو هیات رئیسه مجلس و عضو کمیسیون حقوقی و قضایی هم که کلیات طرح مذکور در این کمیسیون تصویب و سپیس به صحن علنی مجلس آمده بود گفته است: "افرادی در اوایل انقلاب از کشورهای همسایه به ایران آمده و به صورت شرعی با دختران ایرانی ازدواج کردند، حاصل ازدواج این افراد جمعیت کثیری است که به نظر می‌رسد صد‌ها هزار نفر را شامل می‌شود. از آنجایی که این فرزندان در ایران متولد شده و زندگی می‌کنند باید دارای هویت ایرانی باشند. هر چند که در این طرح ذکر شده است قبل از ١٨ سالگی هویت پیدا کنند تا خدمات به آنها ارایه شود اما افرادی که ١٨ سال به بالا هستند می‌توانند به صورت اختیاری تابعیت ایرانی پیدا کنند". او شناسنامه دار کردن فرزندان دوتابعیتی را اقدامی انسانی دانسته. براساس اعلام موسوی نژاد، نماینده دشتستان، حدود یک میلیون نفر در ایران با مشکل تابعیت و هویت مواجه هستند. براساس قوانین ایران فرزندان مردانی که با زنان خارجی ازدواج می کنند ایرانی محسوب می شوند اما فرزندان زنانی که با مردان خارجی ازدواج می کنند ایرانی محسوب نمی شوند. بیش از صدها هزار کودک ایرانی که از مادران ایرانی و پدرانی افغان در ایران به دنیا آمده اند در ایران دچار مشکلات عدیده ای از جمله نداشتن مدارک هویتی و عدم امکان تحصیل و نداشتن تابعیت هستند. اما این تنها کودکان مادران ایرانی و پدران افغان نیستند که دچار چنین مشکلاتی هستند، مریم میرزاخانی نمونه بارز زنانی است که با یک مرد غیر ایرانی ازدواج کرده و فرزندش ایرانی محسوب نمی شود. او نابغه ریاضی جهان و برنده معتبرترین جایزه ریاضی در جهان است اما برای سفر به ایران ناچار است برای فرزندش ویزا بگیرد.

    


Sponsor message
powered byad choices

وزیر نیرو: سدسازی نتیجه مثبت نداده

کاوه قریشی

چند روز پس از آنکه حسن روحانی در نشست سران توسعه پایدار در نیویورک "چالش‌های خشکسالی ممتد و گسترده" را در کنار "تروریسم و خشونت افراطی"، خشونت علیه طبیعت و انسان‌های خاورمیانه خواند، وزیر نیروی دولت او در تهران از بازنگری و توقف برخی برنامه‌های سد سازی در ایران خبر داد.این در حالی است که طی سه دهه گذشته سدهای متعددی در نقاط مختلف کشور احداث شده است. حمید چیت‌چیان، وزیر نیرو روز دوشنبه، ۶ مهرماه اعلام کرد که وزارت نیرو در دو سال اخیر بازنگری جدی در برنامه سدسازی داشته است. او صراحتا گفت: "سدهایی که در حوزه دریاچه ارومیه بوده هیچ نتیجه مثبتی نداشته است." وزیر نیرو با اشاره به تغییر شرایط آبی کشور همچین افزود: "مثلا ۱۵ سال قبل مطالعه ای برای احداث سد صورت گرفت که آن موقع احداث سد توجیه داشت، اما با توجه به خشکسالی ها و افزایش مصارف آب در بالادست، ساخت سد دیگر توجیهی ندارد." به گفته چیت چیان، تعداد سدهای بزرگ ایران تا پایان مرداد ۱۵۳ مورد بوده است. دو روز پیش از این سخنان، حسن روحانی، ٰرئيس جمهوری اسلامی در نشست سران توسعه پایدار در نیویورک از ضرورت "بازنگری جدی در سیاست‌های سدسازی، احیای تالاب‌های در خطر و همچنين تلاش شبانه روزی برای احیای دریاچه‌های در خطر نابودی" خبر داده و گفته بود این موضوع تنها بخش کوچکی از التزام دولت او "به اهداف توسعه پایدار است." با گسترش خشکسالی و کاهش منابع آبی از جمله خشک‌شدن برخی از تالا‌بها و دریاچه‌ها، ایران نیز مانند بسیاری دیگر از کشورهای جهان درگیر بحران آب شده است. مقامات سیاسی و به ویژه مقامات محیط زیست در سالهای گذشته چندین بار وضعیت آب در کشور را "بحرانی" اعلام کرده اند. پیشتر برخی از مسئولان از سد سازی در کنار برخی از عوامل اقلیمی به عنوان علل اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه خبر داده بودند. به گفته آرمین نوربخش، از مسئولان ستاد احیای این دریاچه "تغییرات اقلیمی و کاهش بارش‌ها، عاملی است که تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد در خشکی دریاچه موثر بوده است و بحث‌هایی مثل سدسازی که آن هم باهدف توسعه کشاورزی اتفاق می‌افتد، عامل پر اهمیتی در ایجاد بحران دریاچه ارومیه است." علاوه بر سد سازی، حفر غیرقانونی چاه در برخی استانها باعث خشک شدن و کاهش آب تالاب‌ها و دریاچه‌ها شده است. عیسی کلانتری، دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه هم در خرداد ماه گذشته در مورد حفر چاه‌های غیر مجاز در دولت دهم گفته بود: "احمدی‌نژاد زمانی که به فیروزکوه سفر کرد، گفت مناطق ممنوعه یعنی چی؟ این دکان وزارت نیرو است هرکس هرجا توانست، چاه حفر کند." در پی این سفر آنطور که مسئول احیای دریاچیه ارومیه گفته بود "سه روز اجازه حفارهای چاه سه‌برابر و روزی هزاران متر چاه زده شد. بیلان منفی برداشت آب از زمان انقلاب تا قبل از دولت احمدی‌نژاد منفی ۴۵ میلیارد مترمکعب بود، اما در هشت سال دولت احمدی‌نژاد ۷۵ میلیارد مترمکعب به آن اضافه شد و این روند هم‌اکنون نیز ادامه دارد." روز یکشنبه، ۵ مهرماه رحیم میدانی معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا نیز به وجود ۳۰۰ هزار چاه عمیق و غیرعمیق در کشور اشاره کرد و گفت که تعداد این چاه‌ها در تهران به ۳۵ هزار حلقه می‌رسد.  این مقام وزارت نیرو "بستن چاه‌های غيرمجاز و جلوگيري از اضافه برداشت آب" را از اولويت‌هاي طرح تعادل‌بخشي دانسته است. به گفته او: "اصلاح صدور پروانه‌ها يک کار قانوني است؛ چراکه اين طرح تضمين‌کننده منافع افرادی است که چاه‌های مجاز دارند." به علت خشکسالی که بسیاری از کشورها و نقاط جهان را در برگرفته، تاکید بر ضرورت مقابله با تهدیدهای محیط زیستی نیز از سوی مسئولان دولتها شدت گرفته است. روز دوشنبه، همزمان با اعلام وزارت نیرو مبنی بر توقف برخی برنامه‌های سد سازی، بسیاری از سران دولت‌ها مانند روسای جمهور آمریکا و روسیه بر ضرورت مقابله با بحرانهای زیست‌محیطی تاکید کردند.

    

وقتی فسادی نیست چرا من اسم ببرم؟

نازنین کامدار

در حالی که تنها ۴ روز تا برگزاری دادگاه بابک زنجانی، موسوم به بسیجی میلیارد،باقی مانده رسانه ها گمانه زنی درباره علنی یا غیر علنی بودن دادگاه وی را آغاز کرده اند. همزمان، تصاویری از نامه وی با سربرگ سازمان زندان ها به حسن روحانی هم که طی آن از رفتارهای صورت گرفته با او در این مدت ابراز نارضایتی کرده، منتشر شده است. خبر قطعی شدن دادگاه بابک زنجانی را سایت "ایرنا" ارگان رسمی دولت جمهوری اسلامی منتشر کرده و درباره آن نوشته است: "بعد از دو سال انتظار در نهایت اولین جلسه دادگاه بابک زنجانی یا همان میلیاردر نفتی معروف، شنبه آینده یازدهم مهرماه در دادگاه انقلاب تهران برگزار می شود". این خبرگزاری درباره علنی بودن یا نبودن دادگاه نیز نوشته: "دادگاه میلیاردر نفتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار خواهد شد اما در مورد علنی یا غیرعلنی بودن جلسه دادگاه، چیزی مشخص نیست. سخنگوی دستگاه قضا در آخرین نشست خبری اش دراین مورد گفت که علنی یا غیر علنی بودن جلسه دادگاه میلیاردر نفتی بر عهده و به تشخیص قاضی پرونده است به هر حال، پس از دو سال انتظار، درنهایت جلسه دادگاه بابک زنجانی تا پنج روز دیگر برگزار می شود و همه و همه به ویژه مردم بار دیگر در انتظار اجرای عدالت از سوی قوه قضاییه هستند؛ از آنجا که قوه قضاییه طی دو سال اخیر گام بلندی در راستای عدالت و پرونده های کلان اقتصادی برداشته است، این انتظار پابرجاست که به این پرونده نیز به نحو احسن رسیدگی شود و پول بیت المال به کشور برگردد".  رسول کوهپایه ای زاده، وکیل مدافع بابک زنجانی نیز در این باره گفته است: "برای پرونده موکلم تقاضای استمهال داده بودم که تاکنون هیچ پاسخی در این زمینه ازسوی دستگاه قضا اعلام نشده است جلسه دادگاه درهمان تاریخ مقرر یعنی یازدهم مهر درشعبه ۱۵ دادگاه انقلاب و به ریاست قاضی صلواتی برگزار می شود به جز قاضی صلواتی، قاضی دیگری نیز به پرونده موکلم رسیدگی خواهد کرد". او افزوده: "هنوز به ما اعلام نشده است که جلسه دادگاه علنی است یا نه؛ اما من و موکلم خواستار علنی برگزار شدن جلسه دادگاه به منظور تنویر افکار عمومی هستیم به لحاظ حساس بودن و پیچیدگی های خاصی که این پرونده دارد نمی توان پیش بینی کرد دادگاه علنی برگزار می شود یا غیرعلنی". خبر برگزاری دادگاه بابک زنجانی در هفته آینده در حالی منتشر شده که طی هفته گذشته برخی از نمایندگان مجلس از تلاش وکلای وی برای آزادی او از زندان خبر داده بودند. این نمایندگان گفته بودند که وکلای زنجانی در پی وقت کشی هستند تا پس از به سر آمدن ۲۴ ماه زندان که بعد از آن امکان نگه داشتن هیچ متهمی بدون حکم در بازداشت مقدور نیست، وی را از زندان آزاد کنند. در همین حال روز گذشته خبرگزاری ها و سایت های داخلی متن نامه ای را به همراه تصاویر آن منتشر کردند که طی آن بابک زنجانی از حسن روحانی بابت اصرار به محاکمه و اعتراف او بر علیه همدستانش به شدت انتقاد و تاکید کرده که هیچ همدستی نداشته و تخلفی هم نکرده است. در این نامه آمده است: "متأسفانه معاون اول محترم ریاست بارها در اذهان عمومی به اینجانب بی احترامی های زیادی می کند و این امر لایق تراز کردن یک دولت یا یک انسان عادی نیست و جاه و مقام این معاونت حفظ حرمت مردم است ایشان بارها اینجانب را به فساد در دولت قبل، ارتباط با افرادی که دنبال پشت پرده آن می گردد، می باشد و جدیداً اینجانب را گردن کلفت عنوان نموده است که این صحبت ها در شأن یک معاون اول نیست جناب رئیس جمهور من در زندانم و دادسرا در حال رسیدگی پرونده است، من چه گردن کلفتی می توانم بکنم؟ وقتی فسادی وجود ندارد، من چرا باید نام افرادی را ببرم و آنها و زندگی آنها را نابود کنم؟ یک کار اقتصادی شده که منجر به ابهاماتی برای شما شده است و من موظفم ابهامات را حل کنم و این کار در حال انجام است در اصل مجموعه شما دنبال یک زیاده خواهی است و اسم آن را فساد من نامیده من هیچ وقت با وزارت نفت معامله نکرده‌ام؛ یک مجموعه نفتی در خارج نفت فروخته و پول آن را در حسابی که معرفی کرده، دریافت کرده و به واسطه آن پول بلوکه شده و حال که دولت عوض شده به زور می گوید پول را دوباره پرداخت کن، چون صاحب بانک و سهامدار من می باشم". بابک زنجانی افزوده: "آقای دکتر من در بانک متعلق به خودم در خصوص همه سپرده گذاران مسئولم؛ چرا باید اطلاعات یک بانکی که ربطی به این کشور ندارد را در اختیار معاون اول شما بگذارم که ایشان به من نگوید گردن کلفت! آیا اگر شما جای من بودید چنین می کردید؟ به من فرمودید من چون صاحب بانکم موظفم پول شما را بدهم و کاری به کسی ندارید من از روز اول تمام زندگیم را دو دستی تقدیم کردم، چه باید می کردم و نکردم که این همه بی احترامی به من می‌شود؟وزارت نفت مگر بارش را به من داده که از من طلب می کند؟ باری در اختیار شرکت خارجی خود گذاشته و آن هم پولش را دریافت کرده، می توانست در بانکی دیگر وصول کند، حال که تحریم شده من مقصرم؟" او در پایان خطاب به حسن روحانی نوشته: "امیدوارم کاری را که شما با من کردید، هیچ کس با شما نکند". انتشار این نامه در آستانه برگزاری دادگاه، گمانه زنی های زیادی را درباره علت زمان انتشار آن در پی داشته است. برخی از کاربران شبکه های اجتماعی علت انتشار این نامه را که در مردادماه نوشته شده، تلاش جریانی برای مسکوت ماندن نام افراد همدست بابک زنجانی در پروژه های فساد اقتصادی اش دانسته اند، چرا که در نامه بارها تاکید شده که وی همدستی ندارد و تخلفی هم انجام نداده است. همزمان، روزنامه اعتماد به نقل از حسين دهدشتي، نماينده عضو كميته پيگيري پرونده بابك زنجاني نوشته است: "با توجه به مداركي كه در اختيار دادگاه قرار گرفته است، انتظار مي‌رود زنجاني محكوم و اين راي به‌زودي اعلام شود." 
دهدشتي گفته: "تمامي اموال بابك زنجاني شناسايي شده است، اما مساله مهم‌تر اين است كه او تمايلي به پرداخت بدهي ندارد، در واقع بابك زنجاني در بازجويي‌ها، مقاومت مي‌كند و همكاري خاصي با ماموران ندارد". گفتنی ست به تازگی اميرعباس سلطاني، نماینده ای که تلاش زیادی برای دیدار با بابک زنجانی در زندان کرد، گفته است: "براساس نوار ضبط‌ شده‌اي كه از بابک زنجانی در كميسيون موجود است، او۲۵ ميليارد يورو در بانك‌هاي ژاپن پس‌انداز كرده است"؛ مسئله ای که ابهامات پرونده این "بسیجی-مفسد اقتصادی" را بیشتر می کند.

    

بورسیه‌های غیرقانونی طلبکار شده اند

جلال یعقوبی

گروهی از کسانی که در دولت سابق بورسیه‌های غیرقانونی دریافت کرده بودند، طی نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس دیوان عدالت اداری خواستار دخالت او در این ماجرا شدند. خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، متن این نامه را بدون اسامی امضا کنندگان آن منتشر کرده است. در بخشی از این نامه آمده است: "از زمان شروع فاز علنی توطئه فتنه گران علیه بورسیه ها در سال گذشته تا کنون دیوان عدالت اداری یکی از اصلی ترین کلیدواژه های اظهار نظرها در این خصوص بوده است. بر اساس قاعده جاری در تاریخ قضایی نظام جمهوری اسلامی ایران، دانشجویان مظلوم بورسیه از شر مظالم واقعه در وزارت علوم به دیوان پناه آوردند و نهایتاً دیوان با استناد به مصوبه ۶۳۰ شورای عالی انقلاب فرهنگی عدم صلاحیت خود را برای ورود به این پرونده اعلام کرد." آنها با تاکید بر اینکه مصوبه "شورای عالی انقلاب فرهنگی" غیر قانونی است، اضافه کرده‌اند: "وزارت علوم در این ماجرا بورسیه افراد زیادی را با دهها مقاله علمی بین المللی، کتاب، ثبت اختراع، نمرات عالی در دوره ارشد و دکترا لغو کرده است که مستندات آن در صورت لزوم در کوتاهترین زمان ممکن ارائه می گردد." آنها همچنین تاکید کرده‌اند: "مطمئناً در نظام مقدس جمهوری اسلامی به برکت نعمت ولایت هیچ بن بستی وجود ندارد و این وظیفه اصلی مسئولان قضایی است که راه را برای اجرایی کردن منویات ولی فقیه زمان (حفظه الله) در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۴، در خصوص بورسیه ها، باز نمایند و هیچ گونه عذری از دستگاه قضا برای کوتاهی در اجرای دستورات رهبر معظم انقلاب پذیرفته نیست." نکته جالب توجه آن است که در این نامه یکی از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی غیرقانونی توصیف شده که موجب محروم شدن این افراد از حق تظلم خواهی است. از دیدگاه بسیاری از حقوق‌دانان مستقل در ایران، اساسا "شورای عالی انقلاب فرهنگی" نهادی غیرقانونی است که همه مصوبات آن نیز غیرقانونی محسوب می‌شود. همچنین این نهاد همانند ده‌ها نهاد موازی دیگر که برای کنترل قوه مجریه ایجاد شده، همواره مورد انتقاد جریان‌های اصلاح‌طلب در ایران بوده است. دارندگان بورسیه غیرقانونی اما تنها از یکی از مصوبات این شورا ناراضی هستند و توجه ندارند که اگر دیوان عدالت اداری اجازه ورود در یک مصوبه شورای انقلاب فرهنگی را داشته باشد، در دیگر مصوبات آن نیز می‌تواند دخالت کند و این همان چیزی است که موجب بی‌اثر شدن شورای مزبور خواهد بود. از سوی دیگر بعد از گذشت دو سال از جنجال مربوط به بورسیه‌های غیرقانونی، و افشای وجود فساد در اعطای این بورسیه‌ها که حتی شامل دانشجویان مردود اما نورچشمی شده بود،‌ ادعا شده است که در "آینده اگر لازم شد" مشخصات دانشجویان نخبه‌ای که محروم شده‌اند را منتشر خواهند کرد. مشخص نیست که بعد از اینهمه کشمکش چرا چنین لیستی تاکنون منتشر نشده است. قسمت پایانی نامه هم مطابق معمول در چنین کشمکش‌هایی توجه دادن به منویات نظام بوده است. در واقع این بخش یادآوری اهمیت بورسیه‌های غیرقانونی برای نظام است. چندی پیش محمد فرهادی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری درباره وضعیت سه هزار نفر از بورسیه‫های غیرقانونی گفته بود که تنها 36 نفر از آنان محروم شده‫اند، تاکید کرده بود: "جمع‌بندی‫ها صورت گرفته و تخفیف‌هایی که باید در بحث معدل و سن انجام شود نیز انجام شده و تا جایی که عدول از کیفیت تحصیلی نباشد این موارد لحاظ شده است. به جز ۳۶ نفری که اطلاعات غلط داده بودند کسی از تحصیل باز نمی‌ماند." با اینهمه به نظر می‌رسد که همین مقدار نیز مورد قبول گیرندگان بورسیه نبوده است. نباید فراموش کرد که این بورسیه‌ها به افراد نزدیک به حاکمیت و جریان‌های موسوم به حزب‌الله اعطا شده بود.  در دی‌ماه سال گذشته هم گروهی از بورسیه‌شدگان، بدون ذکر اسمشان، نامه‌ای سرگشاده به صادق لاریجانی نوشته و ضمن اعتراض به لغو بورسیه‌ها با اشاره به گروهی از "عزیزان شاهد و ایثارگر" در میان بورسیه‌ها آورده بودند: "عملا ۸۴۰ نفر را به بهانه‌هایی همچون سن، شرط معدل و... به لغو بورس و پرداخت ده‌ها میلیون تومان هزینه‌های تحصیلی محکوم نموده است. [...]در این زمینه کمیته فوق، ۲۵۳۱ نفر را به جهت کسر معدل کارشناسی و یا کارشناسی ارشد، کبر سن، اشتغال همزمان با تحصیل و نیز تعدادی از عزیزان شاهد و ایثارگر را نیز به دلایل واهی دیگر به لغو بورس و پرداخت هزینه‌های وزارت علوم محکوم نمود. به دانشجویان بورسیه دیگری که برای لغو بورسشان بهانه‌ای وجود نداشت، نیز تا ۱۵ اسفند ماه امسال مهلت داده شد تا دریکی از دانشگاههای داخلی جایابی شوند." بعدها و در اواسط تیرماه گذشته سیدعلی خامنه‫ای در دیدار با گروهی از هوادارانش به حمایت از این افراد پرداخته و گفته بود: "سیاست‌بازی نشود، سیاسی‌کاری نشود، حاشیه‌سازی نشود. این حاشیه‌سازی‌ها به کار اصلی که عبارت است از کار علم و پیشرفت علم با همه‌ی خصوصیّاتی که این مسئله دارد، لطمه میزند. یکی از غلط‌ترین کارهایی که در این یکی دو سال اخیر اتّفاق افتاد، این مسئله‌ی بورسیه‌ها بود. اگر راست هم بود این حرف -که البتّه بعد تحقیق کردند، معلوم شد به آن شکل، راست هم نیست؛ آن‌طوری که روزنامه‌ها با آن بازی کردند هم نبود؛ به ما گزارشهای دقیق و بر اساس بررسی‌ها دادند- راهش این نبود که ما مسئله را روزنامه‌ای کنیم." پس از آن بود که وزارت علوم در مقابل این ماجرا کاملا عقب‌نشینی کرد و تقریبا همه دارندگان بورسیه غیرقانونی به دانشگاه بازگشتند. با اینهمه به نظر می‌رسد که عقب‌نشینی وزارت علوم کافی نبوده است.

    

حریم خصوصی احسان گنجی

    

تلاش معیشت

حسن کریم زاده

منبع: شهروند

    

شهر دوشنبه‌های اشک

شیده لالمی

نامش را با "خون" نوشتند. در همان روزها که آسمانِ شهر سراسر آتش بود و پیکرهای بی‌جان آدم‌ها را کوچه به کوچه می‌بردند؛ همان روزها که بارانِ موشک و خمپاره می‌بارید و نفس‌های آدم‌ها بوی باروت و گلوله می‌داد؛ در همان روزها بود که گفتند: "شهرخون". سی‌وپنج ‌سال پیش جنگ آمد. شهر زنده بود که جنگ رسید. در کناره اروند کشتی‌ها پهلو گرفته بودند. بندر سبز نخل‌های بلند داشت و شهر، آرامشی در کنارِ کارون و آسایشی روی چاه‌های نفت.
 آن روزها شهر، شهرِخون نبود، خرمشهر بود؛ عروس خوزستان. یک شهر با‌هزار خاطره، یک شهر با‌هزار امید و آدم‌هایی که زندگی در آن شهر مرزی را، در آن بندرِ زنده سبز را با هیچ‌جای دنیا عوض نمی‌کردند. شهرشان همه چیز داشت آسمان صاف، هوای خوب، خاک خوب و روزهای خوب.
"اصلا به زندگی در جای دیگری فکر نمی‌کردیم. خرمشهر همه‌چیز داشت. یک ایران بود و این بندر. از تمام ایران این‌جا کار می‌کردند. خارجی‌ها در محله‌های مختلف خانه داشتند. این زمین‌ها را می‌بینی؟ خشکند نه؟ می‌دانی... تمامشان زمین کشاورزی بود. همه‌ها... تا چشم کار می‌کرد، سبز. آن طرف را می‌بینی؟ عراق است نه؟ می‌دانی... اصلا عراق از این‌جا پیدا نبود. می‌دانی چرا؟ از بس نخل‌ها بلند بودند و تنگِ هم. خرما می‌دادند چقدر. آب کارون که شور نبود... شیریییین. خرمشهر که ای‌جور نبود آباااااد..."
"احمد"، حالا ۶۵ساله است. آن روز که صدای بلند آژیرها در شهر پیچید هنوز جوان بود. کنار محمد و یاسر ایستاده بود و به آن طرف مرزها نگاه می‌کرد. این روزها می‌گوید که آن‌روزها هیچ‌کس باور نداشت روزگار خوب خرمشهر هم می‌تواند تمام شود، کسی باور نمی‌کرد جنگ بیاید و همه‌چیز را با خود ببرد: "هیچ کس...نه من تنها، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد خرمشهر با آن ابهت به این روز بیفتد ما که جنگ ندیده بودیم همان‌طور که شما تا حالا جنگ را ندیده‌اید."
یک روز دوشنبه بود که جنگ آمد. آن دوشنبه که سیاه بود و سیاه ماند. اصلا از همان روز به بعد تمام دوشنبه‌های خرمشهر سیاه شد، سی‌ویکم شهریور ۵۹ دوشنبه شبی بود که احمد و بچه‌هایش در خانه شام می‌خوردند و هیچ نمی‌دانستند که شهرشان، خرمشهرشان چه روزهایی را به چشم خواهد دید.
دو ماه و پنج روز بعد باز هم دوشنبه بود که خیلی‌ها غزل خداحافظی با خرمشهر را خواندند. صدام آمده بود چند ساعته خرمشهر را به نام عراق بزند و برود. در خرمشهر جوی خون به راه افتاد و خاکِ شهر سرخ شد و خانه‌ها همه بی‌سقف و نخل‌‎ها همه بی‌سر.
خرمشهر ۳۵ روز شجاعانه جنگید تا دوشنبه سیاه دیگری رسید. پنجم آبان ۵۹ همان روزی که اشغال شد. بعثی‌ها آمدند و وقتی رسیدند: "همه یا مرده بودند یا رفته بودند... شهدا را روی دست می‌بردند... هیچ‌چیز نمانده بود نه خانه‌ای، نه نخلی. هیچ‌چیز... تو که نمی‌دانی هیچ‌چی یعنی چه... می‌دانی؟..."
"احمد" این "هیچ‌چیز" را که می‌گوید نگاهش روی نقطه‌ای خیره می‌ماند. انگار می‌رود تا روزهای دور و برمی‌گردد به همان روزهایی که نام شهرش را با خون نوشتند و خرمشهرشان شد خونین‌شهر.
یک‌سال و ۶ ‌ماه و ۲ روز بعد بازهم دوشنبه بود که گفتند شهرشان، شهرخون آزاد شد. چه شوقی به دل‌ها نشست، چه اشک‌هایی که صورت‌ها را خیس کرد. آن روز دوشنبه که خبر آزادی آمد، خُرمی دیگر از شهر رفته بود و از آن همه رونق و شکوفایی، نخل‌های سوخته و ویرانه‌هایی مانده بود، شبحی از یک شهر که روزی چراغ زندگی در خانه‌های آن روشن بود. حالا از آن روزها ۳۳‌سال و ٣‌ماه و چند روز گذشته. یاسر و محمد شهید شده‌اند و "احمد" در خرمشهر ماهی صید می‌کند و می‌فروشد و یک دکه کوچک در بازار قدیمی شهر دارد. چهارپایه زهوار دررفته زیر پایش، را بلند می‌کند و می‌گذارد جلوی پاهایت یعنی که: "بنشین!". قوری نیمه‌سوخته دکه‌اش قُل‌قُل می‌کند، همان‌وقت است که یک لیوان چای داغ دستت می‌دهد و می‌پرسد: "می‌دانی امروز چندم است؟" می‌گویی: "دوشنبه است، سی‌ام شهریور".
یک روز دوشنبه است که به خرمشهر می‌رسی. وقتی رسیدی خانه‌های ساده می‌گویند: "سلام" شهر زیر هُرم آفتاب تابستان تب کرده. کارون آرام از زیر پاهایت می‌گذرد. صدای خمپاره و موشک نمی‌آید. از بالای پل تمام شهر پیداست، با خانه‌های کوتاه‌قد که یکدست روی زمین کنار هم پهن شده‌اند. شهر بی‌دار و درخت است و نخل‌های بی‌سر، یادگارهای سال‌های جنگند. زیر پایت چند کشتی باری کوچک لنگر انداخته‌اند و زندگی در یک دوشنبه دیگر در خرمشهر آغاز شده است.
"حسین و محمود" دو مرد میانسال کناره پل را گرفته‌اند و پیاده بالا می‌آیند وقتی از حال و احوال خرمشهر می‌پرسی، "حسین" می‌گوید: "کدام شهر؟ شما شهر می‌بینید اینجا؟" و "محمود" دست‌هایش را در هوا تکان می‌دهد و شهر را از بالای پل نشانت می‌دهد: "آمده‌ای خرمشهر را ببینی؟ ببین! اینجاست، این خانه‌هایمان، این هوایمان، این کارون شورمان» یک لحظه پایش می‌لغزد، می‌ترسی که بیفتد اما تعادلش را باز می‌یابد، وقتی ایستاد بازهم شهر را شاهد حرف‌هایش می‌گیرد و صدایش که به فریاد می‌ماند، در گوشِ تو می‌پیچد: "می‌بینی؟ خوب نگاهش کن. خرمشهر کجا بود؟ خرمشهر نیست... خرمشهر مرده است."
 روز در خرمشهر پیش از آن‌که آفتاب بالا بیاید شروع می‌شود و ظهر هوا آنچنان داغ است که همه به خانه‌ها پناه می‌برند تا عصر. هوا، نه هوای خوب، هوای خاکی و خانه‌ها نه خانه‌های خوب، خانه‌هایِ ملولِ عبوس.
در خرمشهر در این سال‌هایی که از جنگ و آزادسازی گذشته، ویرانه‌ها را خانه کرده‌اند، مردم خرمشهر آهسته‌آهسته خانه‌هایشان را ساخته‌اند اما همچنان در هر کوچه‌ای جای خالی خانه‌ها پیداست، همان خانه‌هایی که جنگ آنها را با خود برده است. سیمای شهری خرمشهر این روزها، سیمای فقر است و خانه‌هایش با ارزان‌ترین مصالح و به ساده‌ترین شکل ممکن و اغلب بدون نمای بیرونی و روکار ساخته شده‌اند، تنگدستی آدم‌های خرمشهری از صورت خانه‌هایشان پیداست: "۶۰۰‌هزار تومان به ما دادند بعد هم دیگر هیچی ندادند، یک‌میلیون تومان هم خودمان قرض کردیم گذاشتیم روی آن ۶۰۰تومان، خانه‌هایمان را ساختیم با این پول می‌خواستی قصر بسازیم؟" این صدای "علی‌اکبر" است که پس از جنگ همراه خانواده‌اش برگشتند خرمشهر. رفته بودند شیراز اما جنگ که تمام شد، دلشان تاب نیاورد، بار زندگی را بستند و برگشتند شهرشان: "بچه‌هایم می‌گویند تو اگر عرضه داشتی ما الان این‌جا نبودیم. آن روزها من فکر می‌کردم اگر قرار باشد همه ما برویم چه کسی بیاید این‌جا را بسازد؟ حالا اما خودم هم پشیمانم. بچه‌هایم درس خواندند اما هر دو بیکارند. در خرمشهر کار نیست اگر هم باشد باید پارتی باشد وگرنه کار نمی‌دهند."
"پارتی" و "بند پ"، وِرد زبان خرمشهری‌هاست. حالِ هرکدامشان را که بپرسی اولین جمله‌ای که می‌گویند اینکه: "کار نداریم. بچه‌هایمان بیکارند." در نگاه اکثریت آنها بزرگترین مشکل این شهرِ مرزی بیکاری و رکود اقتصادی است؛ "محمد" ١٩سالش است، یک سینی بسیار بزرگ را گذاشته روی یک سکو نبش بازار قدیمی خرمشهر و توی همین سینی نشسته است؛ خودش یک طرف سینی و گوجه‌فرنگی‌ها هم یک طرف دیگر، می‌پرسی: "چند؟" می‌گوید: "کیلویی١١٠٠تومان." کارش فروش سیب‌زمینی و گوجه و پیاز است، دیروز بار گوجه را از بازار میوه و تره‌بار آبادان خریده و بار کرده و آورده است: "خرمشهری‎ام. اسمم؟ محمد. وضع بازار خراب است. مشتری ندارد. اگر یارانه دادند بازار شلوغ است اگر ندادند دو، سه نفر در بازار دور می‌زنند و بارمان دو، سه روز می‌ماند و فروش نمی‌رود." او هر روز زیر سایه و آفتاب بازار قدیمی در خرمشهر که بخش عمده دکه‌هایش هم تصرفی است، می‌نشیند به امید این‌که گوجه‌ها و سیب‌زمینی و پیازهایش فروش برود، برای ماهی چقدر؟ "الان این گوجه را کیلویی ١٠٠ تومان سود می‌کنم؟ روزی ١٠ تا ٢٠ هزارتومان درآمد دارم. آخر ماه اجاره این سینی را که بدهم ١۵٠ تا ٢٠٠‌هزار تومان برایم می‌ماند." او حالا در بازار قدیم خرمشهر گوجه‌فرنگی می‌فروشد پیش از این چه؟ "حمالی می‌کردم در بازار اما بعد دیگر بار نبود برای همین آمدم در کار گوجه و خیار." در خرمشهر جوانان اگر دستشان برسد و بتوانند وامی جور کنند، یک ماشین خریده‌اند و مسافرکشی می‌کنند و اگر نه یا یک گاری دارند که با آن در بازار بار ببرند یا سه چرخه‌هایی که با آن در شهر آب می‌فروشند. عده‌ای هم کنار جاده‌ها یا در میانه راه‌ها کارشان فروش بنزین به موتورها و ماشین‌های در راه مانده است، اگر خیلی بخت یارشان بوده باشد در یکی از شرکت‌ها پاره‌وقت راننده تهرانی‌ها یا مدیرانی هستند که از شهرهای دیگر به خرمشهر می‌آیند تا کار کنند. آنها که به خرمشهر می‌آیند تا کار کنند، مسأله خرمشهری‌ها شده‌اند، وقتی با خرمشهری‌ها درباره تهرانی‌ها و شیرازی‌ها، درباره مشهدی‌ها و اصفهانی‌ها حرف می‌زنی، دلخوری توی نگاهشان می‌‎نشیند. فاصله عمیقی است بین "ما" به معنای خرمشهری‌ها و بومی‌ها و "آنها" به معنای تهرانی‌ها و اصفهانی‌ها و غیربومی‌ها. "جاسم"، ٦٠‌سال را رد کرده و در بازار قدیمی خرمشهر یک دکه دارد، خرده‌ریز شانه پلاستیکی و باتری و کش و جوراب زنانه می‌فروشد، بچه‌هایش یکی مهندس و یکی طلبه است. می‌گوید اگر می‌توانست تمام "غیر بومی‌ها" را از خرمشهر بیرون می‌کرد، اوست که می‌گوید: "کار که نیست اگر هم باشد برای ما نیست. بچه‌هاي ما هم همه دکتر و مهندس اند اما به آنها کار نمی‌دهند. محاصره اقتصادی آمد در خانه‌های ما. پنیری که ٧٠٠ تومان بوده را الان ٣٤٠٠ تومان می‌خریم. شیر ٧٠٠ تومانی را ٢٥٠٠ می‌خریم. مگر همه کارمندند؟ ١٥‌درصد حقوق کارمندان را اضافه کردند اما کارگران و آدم‌هایی مثل ما چه باید بکنند؟ کارِ خوب برای تهرانی‌ها، پول خوب برای تهرانی‌ها و حمالیِ تهرانی‌ها و پادویی‌شان برای خرمشهری‌ها. زنان خرمشهری را می‌برند خانه تهرانی‌ها را تمیز کنند و غذا بپزند. ما کی این همه خِفت کشیده بودیم؟ خرمشهر چه گناهی کرده که به این روز افتاده؟ روزی‌ هزار‌بار آرزو می‌کنم کاش در همان جنگ مرده بودم این ذلت را نمی‌دیدم. نه شورای درستی داریم و نه نماینده مجلس پای کار که از این مردم حمایت کنند، خرمشهر هیچ‎کس را ندارد."
موتور سه چرخه‌اش روشن نمی‌شود. نامش "حسین" است، عرق از لابه‌لای موهای سیاهش بیرون می‌دود و راه صورتش را می‌گیرد. نگاهش را می‌دوزد به چشمانت که: "نه... نمی‌شود... نمی‌شود که نمی‌شود به درک که نمی‌شود..." با گوشه آستین پیشانی‌اش را پاک می‌کند، لگدی حواله سه‌چرخه می‌کند و بلند می‌شود و دبه‌ها را یکی‌یکی پایین می‌کشد و ردیف می‌کند کنار دیوار و با خودش غر می‌زند: "این هم زندگی ما است" و البته بخشی از این غرها هم سهم توست: "از تهران آمدی، چه می‌فهمی درد چیست... چه بگم که درد خرمشهر کجاست..." "حسین" آب بر است، یکی از ده‌ها آب بر خرمشهر که هر روز دبه‌های کوچک و بزرگ آب را در سبد سه‌چرخه کوچکی می‌چیند و دور شهر می‌چرخاند: "آب نداریم که، کارونم که شور شده... دبه‌های کوچک ۵۰۰ تومان و دبه‌های بزرگتر ۱۰۰۰ تومان و دبه‌های خیلی بزرگتر ۵۰۰۰‌هزار تومان. مردم روزانه می‌خرند، همه که دستگاه تصفیه ندارند."
سال ٧٥، دولت‌وقت، پایان بازسازی مناطق و شهرهای جنگی را در هتل آزادی تهران جشن گرفت. در آن جشنی که در پایتخت برگزار شد، میهمانان هیچ نمی‌دانستند خانه‌های خرمشهر، خیابان‌‎ها و کوچه‌هایش هنوز زخمدار است، میهمانان آن جشن نمی‌دانستند خرمشهر چطور با زمین‌های کشاورزی آلوده به مین‌جنگ غیرقابل استفاده و رها شده، با انبوه خیابان‌های خاکی و خانه‌هایی که صورت‌هایشان جنگ‌زده مانده، آنها نمی‌دانستند که این‌جا، جای زندگی نیست و بن‌بست سازندگی است. از همان روزها تا همین امروز، جنگ در خرمشهر، در کوچه‌هایش و در لحظه‌هایش و در قلب آدم‌هایش ادامه دارد. ساکنان این شهر مرزی آنچنان محروم و آنچنان مظلوم و دل‌هایشان چنان مجروح است که خیلی‌‎ها دیگر چندسالی هست در مراسم سالانه گرامیداشت دفاع‌مقدس هم شرکت نمی‌کنند و فقر و تنگدستی و روزگار سخت بین آنها و خاطره‌هایشان از سال‌های جنگ هم فاصله انداخته است.
چند‌سال پیش، آن‌روزهایی که کاروان راهیان‌نور را راهیِ شهرهای جنوب کرده بودند، دل‌های خیلی از خرمشهری‌ها امیدوار شد. بسیاری از آنها مخصوصا جوان‌ها رفتند در مسیر کاروان راهیان‌نور، دکه‌های بین‌راهی زدند، آب و غذا برای مسافران بردند و آن‌جا نشستند تا گردشگران بیایند به امید کاری، لقمه نانِ‌حلالی. راهیان‌نور، گردشگران مناطق جنگی آمدند اما: "آمده بودند ما را ببینند اما با ما غریبه بودند. بچه‌های ما رفته بودند سر راهشان با ‌هزار امید رفتند، اما آنها از خرمشهر هیچ‌چیز نخریدند. حتی آب را هم آورده بودند! انگار گناه است از خرمشهر چیزی بخرند. الان نه، دیگر بچه‌هایمان نمی‌روند. از بس دلشان را شکستند. آمدن و رفتن این کاروان راهیان‌نور هیچ درآمد و تاثیری در زندگی خرمشهر که نداشته. وقتی قرار است بیایند می‌آیند و همه ماهواره‌ها را جمع می‌کنند و می‌گویند شهری که نماد مقاومت است، نباید مردمش ماهواره داشته باشند. آنها هم می‌آیند بدبختی و فقر و ما را این‌طور جنگ‌زده می‌بینند، برای ما آه می‌کشند و می‌گویند جنگ چقدر بد است و می‌روند!" این جمله‌ها را "مهدی"، یک راننده‌تاکسی در خرمشهر می‌گوید. این البته حرف او تنها نیست، بسیاری از خرمشهری‌ها همین مضمون را با ادبیات دیگری تکرار می‌کنند. فرآیند بازسازی در خرمشهر حالا دیگر آن‌قدر طولانی شده و فقر و گرفتاری آنچنان گریبان مردم را گرفته که بیشتر خرمشهری‌ها دیگر به این باور رسیده‌اند که در محرومیت خرمشهر و بازسازی‌نشدن آن تعمدی وجود دارد، مثلا "مینو" که ٣۵ساله است و مادر دو بچه می‌گوید: "نمی‌خواهند خرمشهر بازسازی شود و دلشان می‌خواهد این‌جا با همین شرایط بماند و شرایط جنگی را حفظ کند. این همه‌ سال ‌گذشته چطور این‌جا بازسازی نشده و با این همه فشار هیچ‌اقدامی هم انجام نمی‌شود. اراده‌هایی وجود دارد که خرمشهر همین‌طور بماند."
 به خرمشهری‌ها گفته‌اند صبر کنید. خیلی‌وقت است که آنها صبر کرده‌اند، اگر با آنها در شهر حرف بزنی چند جمله‌ای هست که بین بسیاری از آنها مشترک است، مثلا این‌که بیشتر خرمشهری‌ها، در چشمانت زل می‌زنند و با صدایی که تهش یا بغض است یا خشم، می‌گویند: "٣٠‌سال صبر کردیم، بس نیست؟"
به آنها می‌گویند "صبر"، می‌گویند "صبر کنید، درست می‌شود." حتی شهردار خرمشهر هم وقتی تو را می‌بیند، می‌گوید: "گفتند درست می‌شود، مردم خرمشهر صبورند، اما ما از مسئولان می‌پرسیم که برای حل مشکلات خرمشهر چقدر صبر لازم است، ٣۵‌ سال کافی نیست؟"
"عزیز ساعدی"، شهردار این‌روزهای خرمشهر جوان است، قبل از این‌که به خرمشهر بیاید، شهردار سوسنگرد بوده، در خرمشهر او هست و انبوه کارهای ناتمامِ یک شهر جنگ‌زده. شهری که خیابان‌هایش هنوز خاکی است، خانه‌هایش خاکی و آب‌وهوایش هم این‌روزها دیگر خاکی شده است و آدم‌ها، آدم‌های این شهر هم همه خاکی‌اند، بی‌توقع و سر به زیر اما دل‌هایشان، همه خون.
دلِ شهردار خرمشهر هم خون است وقتی که می‌گوید برای سروسامان دادن به انبوه مشکلات انباشته‌شده در خرمشهر در ‌سال ٩٤ یعنی همین امسال، فقط ٣٨٠‌میلیون تومان اعتبار عمرانی دارد، سرش را با افسوس تکان می‌دهد. او که می‌گوید ٣٨٠ تومان؟ فکر می‌کنی حتما منظورش ٣٨٠‌میلیارد ریال است اما او تو را مطمئن می‌کند که منظورش ٣٨٠‌میلیون تومان است !
٣٨٠‌میلیون تومان اعتبارِ عمرانی خرمشهر یعنی پول خرید ١٠سطل زباله مکانیزه در تهران؛ یعنی پولِ خرید یک آپارتمان ١٠٠ متری در منطقه نه‌چندان گرانقیمت پایتخت.
"من ٣٠‌میلیارد تومان پول می‌خواهم که ٤٠‌درصد خیابان‌های خرمشهر را آسفالت کنم، اگر بخواهیم روکش همه خیابان‌ها را تا حد قابل‌تحمل آسفالت کنیم ٨٥‌ میلیارد تومان پول می‌خواهیم. اعتباری که برای من درنظر گرفته شد در‌سال ٩٣ بوده ٦‌میلیاردتومان امسال اما فقط ٣٨٠‌میلیون تومان کل اعتبار عمرانی خرمشهر است، چه‌کسی باور می‌کند، من با این ٣٨٠‌میلیون تومان به کدام درد باید برسم؟"
آن‌طور که شهردار خرمشهر می‌گوید، آمار بیکاری جوانان در خرمشهر بالای ٣٠‌درصد است و این مساله‌ای است که به مجموعه‌ای از مشکلات اجتماعی منجر شده است، مثلا افزایش اعتیاد.
فراتر از اینها، به‌گفته او یکی از مشکلاتی که بعد از جنگ گریبان خرمشهر را گرفت و زمینه‌ساز شکل‌گیری مجموعه‌ای از مشکلات اجتماعی و زیرساختی شده، این‌که این شهر بخش قابل‌توجهی از جمعیت قدیمی‌اش را از دست داده است: "بزرگترین مشکل ما همین بود که وقتی مردم رفتند، برگشت‌شان سخت شد. جنگ طولانی شد و وقتی تمام شد مردم هرجا بودند، همانجا ماندنی شدند. ویرانی بعد از جنگ و وجود نظام بعث در همسایگی خرمشهر هم مزید بر علت شد و آنها دیگر نیامدند."
"اگر آنها آمده بودند..." این را شهردار می‎گوید و جمله‌اش را ناتمام می‌گذارد. واقعیت این است که خرمشهر بعد از جنگ اکثریت ساکنان ثروتمندش را از دست داد، خانه‌های آنها هنوز در محله‌های قدیمی خرمشهر باقی مانده است، ویلاهایی که همین امروز هم با این‌که ویران و درهم شکسته‌اند اما هنوز اصالت و زیبایی گذشته در صورت‌هایشان پیداست. همه ساکنان سال‌های دور آنها رفته‌اند و حالا در آنها مهاجران کم‌درآمدی زندگی می‌کنند که از شهرهای دیگر به خرمشهر آمده‌اند، تعدادی از آنها هم همان‌طور خالی مانده است. این خانه‌های اعیانی سال‌های دور، چه پر باشند و چه خالی حالا یکی از مشکلات خرمشهرند نه‌کسی آنها را بازسازی می‌کند و نه‌شهرداری می‌تواند تخریب‌شان کند: "اطلاعیه‌های زیادی دادیم، از هر طریق که می‌شد اعلام کردیم اما صاحبانشان خانه‌ها را کلا رها کرده‌ و رفته‌اند. متصرفان که اینها را بازسازی نمی‌کنند و می‌گویند مال ما نیست، شهرداری هم پول امورات روزمره را هم ندارد، سیمای جنگ‌زده این خانه‌ها روی روحیه مردم هم خیلی تأثیر منفی می‌گذارد، با این وضع آنها نمی‌توانند جنگ را فراموش کنند، ٣٠‌سال است که با جنگ زندگی می‌کنند و خسته‌شده‌اند."
به‌گفته "ساعدی"، خرمشهر پیش از جنگ از حیث تردد کشتی‌های با وزن بالا، یکی از مهم‌ترین بندرهای ایران بود و مردم از نقاط مختلف در این بندر کار می‌کردند. همین رونق بسیاری از افراد را تشویق به زندگی در خرمشهر می‌کرد: "بعد از جنگ هم افرادی که به خرمشهر آمدند با همان تصویر برگشتند، تصویر خرمشهر قبل از جنگ واقعا مثل یک رویا بود اما متاسفانه انباشت مشکلات و لایروبی‌نشدن اروند و حضور نظام بعث در همسایگی ما شرایط متفاوتی را به‌وجود آورد و شهر هم پر شد از مهاجرانی که با دست‌های خالی آمده بودند".
شهردار خرمشهر درباره علل عقب‌ماندگی در روند بازسازی این شهر می‌گوید: "شهرهای مرزی معمولا دید کنترلی دارند. دید کنترلی درتقابل با اقتصاد و تجارت است. برای این‌که اقتصاد و تجارت پررونق داشته باشید باید دید کنترلی را کم کنید البته امسال برای لایروبی اروند ٩٠‌میلیارد تومان اعتبار اختصاص داده‌اند. لایروبی اروند سه‌سال طول می‌کشد. با این لایروبی خرمشهر خیلی پیشرفت می‌کند. اگر بندر و تجارت و گمرک فعال شوند، اشتغالزایی می‌شود و مشکلاتی مثل بیکاری و بی‌آیندگی جوانان از بین می‌رود."
شهردار خرمشهر هم مثل مردم این شهر می‌گوید، دوست ندارد این شهر در موقعیت جنگی بماند. به‌گفته او افرادی می‌خواهند این تفکر را توسعه بدهند که خرمشهر موزه جنگ باشد اما مردم چه می‌شوند؟ "شما خودتان می‌توانید همه عمر در یک شرایط جنگی زندگی کنید؟ از نظر من این تفکرات مغرضانه بعضی شخصیت‌هاست که باعث می‌شود این تفکر را توسعه بدهند. قانونی نداریم که بگوید خرمشهر باید در حالت جنگی بماند. ما موزه جنگی داریم در خرمشهر و میهمانان می‌توانند بازدید کنند. در خرمشهر شرایط اقتصادی بسیار ضعیف است و مردم نمی‌توانند به خانه‌هایشان برسند و اگر آثار جنگی هنوز روی دیوارها هست به‌دلیل این است که این خانه‌ها مالک نداشته و ما به هیچ‌وجه علاقه‌مند نیستیم شهر را با نشانه‌های جنگ نگاه داریم."
با تصمیماتی که در سال‌های اخیر گرفته شده، خرمشهر منطقه آزاد شده اما این منطقه آزاد شدن چقدر در رونق و تغییر شرایط این شهر مرزی تاثیرگذار بوده است؟ شهردار خرمشهر می‌گوید: "خیلی‌کم" به گفته او، اگر منطقه آزاد به معنای حقیقی‌اش اجرا شود خیلی خوب است اما "با وضع موجود و با حرکت لاک‌پشتی منطقه آزاد اروند" او فکر نمی‌کند تا ٧‌سال دیگر هم در ارتباط با منطقه آزاد اتفاقی در خرمشهر بیفتد.
صدای اوست که در گوشت می‌پیچد: "ما راه خشکی، راه ریلی و هوایی و دریایی را داریم اما دید وسیع و عمرانی و سرمایه‌گذاری را نداریم. اما متاسفانه هر سیستم مدیریتی که در سازمان منطقه آزاد اروند بوده دید سیاسی داشته و نه دید اجرایی و عمرانی و در این سال‌ها مدیریت خوبی در این سازمان نداشتیم."
به‌گفته او یکی از مشکلات در روند بازسازی خرمشهر بعد از جنگ این بوده که پولی که به حساب این شهرها ریخته شده، درست هزینه نشده است: "بعد از جنگ ستاد بازسازی مناطق جنگی که آغاز به‌کار کرد، پول خیلی‌خوبی به‌ویژه حساب شهرهای مرزی مثل سوسنگرد و خرمشهر و حتی دزفول واریز شد و تا ‌سال٨٥ اعتبارات بازی را دریافت می‌کردیم اما به‌جا هزینه نمی‌شد."
از نگاه شهردار خرمشهر، حرکتی که در یکی، دو‌سال اخیر تا امروز صورت گرفته، طلایی‌ترین دوران عمرانی خرمشهر است. دوران طلایی که شهردار می‌گوید، یعنی بسامان‌‌شدن بخشی از سیما و منظر خرمشهر، درختان تازه‌ای در این شهر کاشته‌اند و البته نخل و از نوع درختان بومی جنوب هم نیستند، آنها را از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس آورده‌اند. درختان قد کوتاهی که در مدت‌زمانی کوتاه سبز می‌شوند و ‌با آب و هوای خشک و آب شور خرمشهر هم سازگارند. اسمشان هم هست: کونوکارپوس.
 این روزها اگر در خیابان‌های خرمشهر راه بروید به‌طور عجیبی به‌یاد تهران می‌افتید، بی‌دلیل هم نیست در خرمشهر اتفاقاتی می‌افتد که شبیه همان اتفاقاتی است که پیشتر در تهران افتاده. یک‌سال پیش از این‌روزها پای شهرداری تهران و شهرداری چند شهر دیگر به خرمشهر باز شد اما تهران کجا و خرمشهر کجا؟ شهردار خرمشهر می‌گوید: "ما از دبیرخانه کلانشهرهای کشور دعوت کردیم که جلساتشان را در خرمشهر برگزار کنند. آنها هم پذیرفتند..." قالیباف که به خرمشهر آمد، ٥‌میلیارد تومان به این شهر هدیه کرد. هرچند که در تهران منتقدانش گفتند چرا اعتبارات تهران را به خرمشهر برده‌ای، منتقدانی که شاید خرمشهر را هیچ‌گاه ندیده‌اند، همان‌طور که تو ندیده‌ بودی. شهردار خرمشهر می‌گوید، در جلسه‌ای که شهرداران کلانشهرها به خرمشهر آمده بودند، قالیباف بغض کرده و گفته: "ما خرمشهر را آزاد کردیم اما آباد نکردیم." تهران نه‌فقط  ۵ میلیارد تومان که خیلی بیش از اینها به خرمشهر کمک کرده است. براساس مصوبه دیگری که هرگز رسانه‌ای نشده، اعضای شورای شهر تهران با اختصاص ٣٠‌میلیارد تومان اعتبار عمرانی دیگر برای بازسازی خرمشهر موافقت کرده‌اند. از محل همین اعتبارات است که حالا در خرمشهر پارک‌های بی‌دار و درخت، پارک‌های جنگ‌زده، پارک‌های مرده را زنده کرده‌اند و برای بچه‌ها، بچه‌ها که تنها فراغت‌شان آب‌بازی کنارآب آلوده و خاک‌بازی در کوچه‌های خاک‌آلوده بوده است، تاب و سرسره و اسباب‌بازی‌های رنگی گذاشته‌اند. در خرمشهر این‌روزها، تمام تحولات اخیر را به‌نام شهردار تهران می‌نویسند به‌نام محمدباقر قالیباف. او "مجتبی یزدانی"، شهردار منطقه‌یک را مامور رسیدگی و ناظر بر امورات خرمشهر کرده است و اوست که همراه گروهی از پیمانکاران شهرداری، در خرمشهر کار می‌‎کند. به همین دلیل هم هست که آنچه در خرمشهر ساخته شده، بی‌شباهت به آنچه در خیابان‎‌های شمال تهران ساخته و تجربه شده، نیست.
این‌که قرار است شهرداری تهران در خرمشهر چه‌کار کند، پاسخ روشنی دارد، شهرداری تهران با تقسیم‌ کاری که در دبیرخانه کلانشهرها انجام شده، احیای فضاهای عمومی خرمشهر، پارک‌ها و میدان‌ها و زیباسازی شهری را برعهده گرفته است: "ساماندهی ٣٢پارک موجود در سطح شهر خرمشهر که در فاز اول ٧ پارک ساماندهی شده و به بهره‌برداری رسیده است. فاز دوم ١٠ پارک و ١٥ پارک هم در فاز سوم بازسازی می‌شود. همچنین ساماندهی ١٧ میدان شهر و روکش آسفالت هم از دیگر برنامه‌هایی است که با کمک شهرداری تهران و پیمانکاران آنها انجام می‌شود."
نه فقط شهرداری تهران که شهرداری‌های دیگر شهرهای کشور هم این‌روزها در خرمشهر رفت‌وآمدی دارند: «‌همه کلانشهرها مشارکت نکردند اما علاوه‌بر تهران، شهرداری‌های رشت و کرج، اصفهان و قم و شیراز و اراک ورود خوبی داشتند. پیمانکاران کرج هم در خرمشهر کار می‌کنند بعضی شهرها هم تهران را نماینده خودشان کردند.»
شهردار خرمشهر می‌گوید، این رفت‌وآمدها مردم را امیدوار کرده، این پارک‌های تازه، این نقاشی‌های دیواری رنگی و حال‌وهوایی که شهر گرفته است: "من نگران مردم این شهرم. اگر این بندر آن دوران طلایی و رونق عجیب و رفاه بسیار زیاد برای مردمان را پیش از جنگ نداشت، حالا مردم این‌قدر افسرده و سرخورده نبودند. مردم خرمشهر الان فکر می‌کنند شهرشان را و کارشان و آرامش و زندگی‌شان را از دست داده‌اند. مردم خرمشهر و آبادان پیش از جنگ آن‌قدر اقتصاد قوی داشتند که پنجشنبه‌ و جمعه ها سفر خارجی می‌رفتند الان هم دوست دارند به زمان قدیم برگردند. می‌دانید، خرمشهر نگین تجاری خاورمیانه بود، این مردم آن‌روزها را دیده‌اند و این‌روزها را باور نمی‌کنند. برای همین است که اصلا شهر را با این شرایط، شهر نمی‌دانند."
خرمشهری‌ها، شهرشان را همان خرمشهر قبل از جنگ را می‌خواهند. همان شهری که عکسش را، عکس روزهای سبزش را بالای سردر مغازه‌هایشان زده‌اند و هر روز نیم‌نگاهی به آن می‌اندازند و آهی می‌کشند. همان شهری که انگلیسی‌ها و کره‌ای‌ها آن‌جا زندگی و کار می‌کردند، همان خرمشهری که کمربند سبز داشت و از خانه‌هایش صدای خنده‌های بلند می‌آمد. آنها هنوز که هنوز است در همان روزها زندگی می‌کنند، در رویای خرمشهر، خرمشهر قبل از جنگ. رویای زندگی در همان روزها، پیش از آن دوشنبه‌ای که جنگ آمد، پیش از آن دوشنبه‌ای که بعثی‌ها آمدند، پیش از آن دوشنبه‌ای که گفتند "شهر خون و حماسه آزاد شد" و پیش از تمام این دوشنبه‌هایِ سرنوشت که سخت و تلخ و سیاه گذشت.
در خرمشهر از حال مردم، از احوال شهر که بپرسی، زیر هُرم آفتابِ داغ، چشمانی با نگاه‌های منجمد تو را نگاه می‌کنند و می‌گویند: "چه می‌گویی؟ کجا شهر است؟ این اشک است... این خون است..." منبع: شهروند، هفتم مهر

    

عادل فردوسی پور تابوشکنی کرد!

عادل فردوسی پور در برنامه ۹۰ دوشنبه شب مهمانانی ویژه داشت. مربی و ستاره تیم فوتبال بانوان. او در این برنامه برای اولین بار تصاویر فوتبال بانوان را روی آنتن برد و با ذوق زدگی از این کارش تعریف کند.
 او گفت که تا پیش از این تصاویر مربوط به بانوان از تلویزیون پخش نشده است و وقتی برای اولین بار با مساعدت مدیران شبکه ۳ او توانسته این تصاویر را نشان مردم بدهد، بستری برای پیشرفت این بچه ها بوجود می آید. او در ادامه ابتدا خاطره ای گفت از روزهایی که آتوسا حجازی، ستاره فوتبال بانوان ایران بود. روزهایی که آتوسا گفته بود از آتیلا بهتر بازی می کرده و مرحوم حجازی هم شاهد بازی های خوب او بوده اما در ایران اصلا کسی باور نداشته که دخترها هم می توانند بازی کنند. همزمان با حرف های عادل تصاویر درخشش بانوان ایرانی پخش می شد و تکنیک بی نظیر دختران ایران را که همه مردم دنیا دیده بودند، برای اولین بار از شبکه ۳ هم پخش می شد و تابویی بزرگ شکسته می شد.
    

روحانی: فصل جدیدی در روابط ایران با جهان آغاز شده است

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران امروز دوشنبه ۲۸ سپتامبر (۶ مهر) در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک گفت که فصل جدیدی در روابط ایران و جهان آغاز شده است.

آقای روحانی گفت که مردم ایران در انتخابات دو سال پیش ریاست جمهوری این کشور "تعامل سازنده با جهان" را انتخاب کردند که در نهایت به توافق جامع اتمی ایران و قدرت های جهانی منتهی شد. او گفت: "لازم می دانم بر نقش همه مذاکره کنندگان، سران و رهبران دولت های آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، آلمان، چین و جمهوری اسلامی ایران در دسترسی به توافق تأکید کنم. ما تصمیم گرفته بودیم با حفظ اصول خود، فضایی تازه را رقم بزنیم و این کار را کردیم. آنجا که لازم بود جلو رفتیم و آنجا که لازم بود شهامت انعطاف را داشتیم".
آقای روحانی تأکید کرد که ایران قصد دارد در فضای جدید، "حرکت صلح جویانه" خود را در منطقه هم، بر اساس قاعده برد-برد ادامه دهد و روابط خود با کشورهای همسایه را بر اساس احترام متقابل و منافع مشترک بازسازی کند. اشاره آقای روحانی به رابطه ایران با کشورهای عرب منطقه، به ویژه عربستان بود که در سال های اخیر تحت تأثیر تحولات عراق، سوریه، بحرین و یمن به شدت تیره شده است. رئیس جمهور ایران سخنرانی امروز خود را هم با یادآوری حادثه منا و کشته شدن صدها تن، از جمله حدود ۱۷۰ ایرانی در جریان مراسم حج آغاز و از "بی کفایتی و سوء مدیریت" مقامات مسئول در عربستان انتقاد کرده بود. او با این حال در ادامه سخنرانی لحنی آشتی جویانه داشت و از جمله گفت: "خطاب به همه دولت ها و ملت ها می گویم که ما گذشته را فراموش نمی کنیم، اما نمی خواهیم در گذشته بمانیم. ما جنگ و تحریم را از یاد نمی بریم، اما به صلح و توسعه فکر می کنیم".

مبارزه با تروریسم

آقای روحانی در اشاره به بحران های منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا گفت که ریشه جنگ و ترور و ویرانی امروز، در مداخله نظامی دیروز است: "اگر تجاوز نظامی آمریکا به افغانستان و عراق نبود و اگر حمایت بی حساب آمریکا از اقدامات ضد انسانی رژیم صهیونیستی علیه ملت مظلوم فلسطین نبود، امروز تروریست ها بهانه ای برای توجیه جنایات خود نمی یافتند". او پیشنهاد کرد که مبارزه با تروریسم به یک قاعده الزام آور بین المللی تبدیل شود و هیچ دولتی حق نداشته باشد از تروریسم به عنوان روش مداخله در کشورهای دیگر استفاده کند. رئیس جمهور ایران گفت: همانطور که در عراق و افغانستان به استقرار دموکراسی کمک کردیم، آماده کمک به دموکراسی در سوریه و یمن هم هستیم.

بی بی سی

ویدئوی سخنرانی را از اینجا ببینید.

    

یکی از محکومان پرونده بیمه ایران در زندان درگذشت

داوود سرخوش یکی از محکومان پرونده اختلاس از بیمه ایران شب گذشته در بند ۸ زندان اوین، به علت سکته قلبی درگذشت. به گزارش کلمه، داوود سرخوش از محکومان پرونده بیمه ایران که در زندان تحمل کیفر می‌کرد، به دلیل ناراحتی قلبی به یکی از بیمارستان‌های تهران منتقل شد و در نهایت فوت کرد.

در دو هفته گذشته داوود سرخوش با هزینه خودش دو بار به بیمارستان امام خمینی اعزام شده بود که دلیل آن سردرد های شدیدی بود که از آن رنج می برده است.
سرخوش که در پرونده بیمه ایران به همراه محمدرضا رحیمی و جابر ابدالی به ۲۳ سال حبس تعزیری محکوم شده بود، پس از اعتراض به دیوان محکوم به سه سال حبس تعزیری به اتهام دریافت رشوه و ضبط وجوه پرداختی به مبلغ ۶۷۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال شد. کلمه
    

سخنان مهم اوباما در سازمان ملل درباره ایران و سوریه

باراک اوباما،‌ رئیس جمهوری آمریکا، در هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک درسخنان مهمی از جمله گفت:"‌حکومت‌هایی که صدای مخالفان را خفه می‌کنند، قدرت خود را به رخ نمی‌کشند، بلکه ضعف خود را نشان می‌دهند . تاریخ نشان می‌دهد رژیم‌هایی که از مردم خود می‌ترسند حتما فرو خواهند ریخت.شما می‌توانید فعالان را به زندان بیندازید، اما آرمان‌ها و نظرات آنها را نمی‌توانید محبوس کنید. بازگشت به گذشته «هیچ ثمری برای ما نخواهد داشت»، باید «رو به آینده داشت». سر دادن شعار «مرگ بر آمریکا» در ایران کار ایجاد نمی‌کند و برای ایران امنیت به بار نخواهد آورد. بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، شخصی خودکامه است.آمریکا به حملات خود به گروه «حکومت اسلامی» تا نابودی کامل آن ادامه خواهد داد. باید درک کنیم که آمریکا نمی‌تواند به تنهایی مشکلات جهان را حل کند و در مورد بحران سوریه آمریکا با هر کشوری از جمله ایران و روسیه همکاری می‌کند. پس از این همه خون‌ریزی و کشتار و آواره شدن مردم در سوریه، نمی‌توان انتظار داشت که به وضعیت گذشته بازگردیم و بشار اسد بر مسند قدرت بمانند.

    

سرنوشت نامعلوم نخستین فرماندار زن استان گلستان در منا

 از سرنوشت مرجان نازقلیچ نخستین فرماندار زن استان گلستان که فرماندار شهرستان ترکمن هم هست، هنوزخبری نیست. آخرین عکس سلفی مرجان نازقلیچ (سمت راست) همراه شهناز علاقی (سمت چپ) که همراه تعداد زیادی از اهل سنت ترکمن صحرا که در این حادثه جان باخته اند.  درحالیکه نام مرجان ناز قلیچ درلیست مفقودین فاجعه مناست، آخرین اخبار غیر رسمی حاکی از این دارد که فرماندار بندرترکمن در یکی از بیمارستانهای عربستان بستری است. 

    

جنیفر لوپز سفیر زنان و دختران جهان شد

جنیفر لوپز، خواننده بازیگر آمریکایی بعنوان اولین سفیر جهانی زنان و دختران بنیاد زنان سازمان ملل برگزیده شد. این ستاره ۴۶ ساله به سرتاسر جهان سفر خواهد کرد تا پیام رسان مشکلات زنان و دختران در مناطق جنگی و کمپ های پناهندگان و حتی خیابان های نیویورک باشد. جنیفر لوپز می گوید:« مادر شدن به من کمک کرد که نسبت به مشکلات زنان و کودکان در جهان، آگاه شوم. اگرچه پیشرفت هایی صورت گرفته است اما همچنان کارهای زیادی مانده است که باید برای برابری جنیسیتی و دسترسی جهانی به درمان صورت بگیرد. من از اینکه به یونیسف پیوستم خوشحالم و مفتخرم از اینکه صدای بنیاد زنان سازمان ملل باشم تا زمانی که اطمینان حاصل کنم که زنان و دختران امنیت دارند، سالم هستند، امکان تحصیلات دارند و قدرت دارند."

    

حادثه حج؛ روحانی سفر به سازمان ملل را نیمه‌کاره می‌گذارد

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران که برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرده، امروز دوشنبه ۶ مهر (۲۸ سپتامبر) بعد از سخنرانی در این مجمع، سفر خود را زودتر از موعد پایان می‌دهد و برای شرکت در مراسم انتقال اجساد قربانیان حج به تهران برمی‌گردد. پرویز اسماعیلی معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رییس جمهوری ایران با اعلام این خبر گفت با وجود "کارشکنی‌ها و تعلل مقامات سعودی" اولین گروه از اجساد قربانیان حادثه منا فردا سه‌شنبه به ایران منتقل می‌شود و به همین دلیل آقای روحانی "با لغو تعدادی از برنامه و دیدارهای پیش‌بینی‌شده خود در سازمان ملل" بعد از ظهر دوشنبه نیویورک را ترک خواهد کرد. به گزارش بهمن کلباسی خبرنگار بی‌بی‌سی در نیویورک، کنفرانس خبری روز سه‌شنبه رئیس جمهور ایران لغو شده، اما او پس از نطق دوشنبه صبح در مجمع عمومی و پیش از ترک نیویورک با دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، دیدار خواهد کرد. بی بی سی

    

خواهر موسوی و فرزند کروبی: وضعیت حصر هیچ تغییری نکرده

فرشته قاضی

نه پرونده کشته شدن فرزند جوان اش در عاشورای ۸۸ به سرانجامی رسیده و نه هیچ تغییری در وضعیت برادر و همسر برادرش که در زندان خانگی هستند ایجاد شده؛ خدیجه موسوی، خواهر میرحسین موسوی، اما همچنان بر درستی راهی که رفته اند تاکید دارد و می گوید او و خانواده اش وضعیت را می دانند و هیچ انتظاری از کسی ندارند. تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی هم می گوید وضعیت پدرش هیچ تغییری نکرده و هیچ گام عملی از سوی دولت در خصوص مساله حصر برداشته نشده است. مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از ۲۵ بهمن سال ۸۹ در حالی در بازداشت خانگی به سر می برند که علیرغم همه اتهاماتی که حامیان محمود احمدی نژاد و رهبر جمهوری اسلامی، متوجه آنها کرده اند هیچ دادگاهی برای رسیدگی به این ادعاها برگزار نشده است. تاکنون هیچ یک از مقامات جمهوری اسلامی نیز مسئولیت حصر مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را برعهده نگرفته است. حسن روحانی در دوران تبلیغات انتخاباتی وعده هایی مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز داده بود. او در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در زمان تبلیغات انتخاباتی و در پاسخ به آنها گفته بود: "به نظر من مشکل نیست شرایطی را در یک سال آینده بشود فراهم کرد که نه تنها آن‌هایی که در حصرند آزاد شوند بلکه حتی آن‌هایی که به خاطر سال ۸۸ در زندان هستند هم آزاد شوند". اما با گذشت بیش از ۲ سال از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، هیچ گونه تغییری در وضعیت حصر رهبران جنبش سبز صورت نگرفته و خانواده های آنها می گویند حتی تماسی نیز از سوی دولت با آنها گرفته نشده است. روحانی هفتم شهریور ماه در کنفرانسی مطبوعاتی و در پاسخ به سوالی درباره حصر گفته بود: "ادامه یک مشکلی که در جامعه به وجود آمده، حالا حق با این یا آن بوده، نباید مساله‌ دائمی کشور شود. اگر چیزی را می توان بر اساس قانون خاتمه داد باید بر این اساس عمل شود". او در پاسخ به خبرنگاری که خواهان پاسخ صریح او شده بود افزود: "پيش از موعد اعلام كردن [جزئیات] چيدن ميوه نارس است... قبلا گفتم در برخی مسائل دولت به تنهایی نمی‌تواند کاری انجام دهد اما دولت می‌تواند مقدمات و شرایط امر را فراهم کند". طی دو سال گذشته حامیان دولت همواره تاکید داشتندکه تمرکز دولت بر حل مساله هسته ای است اما حالا با توافق هسته ای بین ایران و گروه ۵+۱ نگاهها به سوی دولت است که در عرصه داخلی و در ارتباط با شعارها و وعده هایی که رئیس دولت، بخصوص در مورد زندانیان سیاسی و حصر داده چه اقداماتی صورت خواهد گرفت. در همین زمینه سراغ خانواده های میرحسین موسوی و زهرا رهنود و مهدی کروبی رفته و از آنها سوال کرده ام که وضعیت حصر و محصورین به چه صورتی است و آیا تغییری ایجاد شده؟ زلیخا موسوی، خواهر میرحسین موسوی میگوید که هیچ تغییری ایجاد نشده و البته تاکید میکند که او و خانواده اش هیچ انتظاری هم ندارند: "وضعیت مثل سابق است هیچ فرقی نکرده جز اینکه بچه ها هفته ای یکبار ملاقات دارند به صورت مرتب. دو روزنامه هم می دهند قبلا روزنامه نبود اما الان روزنامه شرق و روزنامه جمهوری اسلامی می دهند و همین. تغییر دیگری ایجاد نشده". خانم موسوی که یک ماه پیش با برادر و همسر برادرش ملاقات کرده می افزاید: "من یک ماه است که آنها را ندیده ام، تماس تلفنی هم که با هیچ کسی ندارند و حالا تا دوباره اجازه دهند و ملاقات کنیم تماسی نیست. اما در کل روحیه شان خیلی عالی است. ممکن است از لحاظ جسمانی بالاخره مشکلاتی باشد اما از نظر روحی هیچ فرقی نکرده اند و خیلی خوب است". به سخنان اخیر حسن روحانی در کنفرانس مطبوعاتی اش اشاره و سوال میکنم که تماسی از سوی دولت با خانواده شما گرفته شده ؟ می گوید: "نه ما تاکنون از جایی خواسته ایم که صحبت کنیم نه از هیچ جایی با ما صحبتی شده و نه اصلا ما انتظار داریم. ما هیچ انتظاری از اینها نداریم، فقط توکل به خدا کرده ایم، اگر خدا بخواهد مشکل حل می شود، ما انتظاری از کسی نداریم". می گویم یکی از وعده های حسن روحانی رفع حصر بوده و مردم انتظار دارند وعده او تحقق پیدا کند شما چطور؟ او می گوید: "نه چه انتظاری؟ خودمان میدانیم وضعیت چطور است؟ حالا او گفته، آن موقع نظرش این بوده و با این نیت آمده اگر توانایی داشته باشد میکند، لابد نمی تواند دیگر. ما هم هیچ انتظاری نداریم که چرا نشد و.. من فکر میکنم فقط دست خدا است. هرچی صلاح خدا است ما راضی به رضای او هستیم خودشان هم همین طور هستند. راهی که رفته اند راه درستی بوده و همین کافی است". او درباره نحوه ملاقات با میرحسین موسوی و زهرا رهنورد هم می گوید: "صحبت خاصی نمی شود، دوربین است فرستنده و.. کاملا مجهز است و البته ماموران هم هستند و صحبتی جز احوالپرسی نمی شود". سیدعلی موسوی، فرزند زلیخا موسوی هم عاشورای ۸۸ با اصابت گلوله ای کشته شد، سوال میکنم که بالاخره توضیحی در این خصوص به شما داده شد؟ می گوید: "ما که سراغ اش نرفتیم و نمی رویم هیچ حرفی هم که خودشان نزده اند و.. از کی بپرسیم ؟ با کی حرف بزنیم؟ خودشان اینکار را کردند". محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی هم می گوید: "واقعیت اش در ارتباط با شرایط حصر هیچ اتفاق خاصی نیفتاده، وضعیت جسمی پدر البته خدا را شکر بهتر است. ایشان عمل چشم داشتند و آقای دکتر هاشمی عمل کردند، پی گیری های بعدی هم انجام شده و الان بهتر هستند. اما به لحاظ وضعیت حصر و رفتار حکومت در قبال حصر تاکنون هیچ گشایشی صورت نگرفته. ملاقات ها کما فی السابق هفتگی است. حسین آقا که مدت بیش از ۳ سال از ملاقات به جز در موارد استثنایی محروم بودند به مناسبت عید قربان ملاقات کردند و امیدواریم این روند ادامه پیدا کند و مثل سایر اعضای خانواده از ملاقات هفتگی برخوردار شود.رسانه تصویری شان تلویزیون ایران است و دو روزنامه به ایشان داده می شد اطلاعات و همشهری که گاهی به جای همشهری، روزنامه جام جم داده می شد، اخیرا بیش از یک ماه است که روزنامه کیهان هم به ایشان می دهند. از روزنامه های اصلاح طلب اما نداده اند. ایشان از ابتدا درخواست شان این بود که هم کیهان بدهند هم روزنامه اصلاح طلب، اما نمی دهند". او می گوید: "تاکنون هیچ اقدام عملی از سوی دولت صورت نگرفته اگر رایزنی های پشت صحنه ای وجود داشته ما بی اطلاع هستیم ولی در روند رفتار در قبال زندانیان سیاسی و فراتر اگر بخواهیم بگوییم در ارتباط با فعالان سیاسی و حقوق بشری، متاسفانه ما روند خوبی را شاهد نبودیم. به طور مثال دستگیری های هفته های اخیر است یا کسانی که پرونده های شان به دادگاه رفته با احکام بسیار عجیبی مواجه شده اند. شما حکمی را که برای یک جوان فعال مانند آقای علی شریعتی صادر شده با دکتر علی شریعتی، معلم بزرگ انقلاب که در طول انقلاب فعال بوده مقایسه کنید. برای دکتر شریعتی چه حکمی پیش از انقلاب صادر شده و الان برای این جوان بی نام و نشان چه حکمی؟ ۱۲ سال و ۹ ماه حکم. یا آقای گرامی مقدم از اعضای اعتماد ملی که در فرودگاه دستگیر شده و با آن وضعیت جسمی اش که بسیار بسیار نگران کننده است در زندان نگاه داشته شده و کسی هم پاسخگو هم نیست. صرفنظر از حصر تاکنون قدم جدی از سوی دولت در جهت تغییر رفتار دستگاه امنیتی و رایزنی با قوه قضائیه در جهت تغییر رفتار دستگاه قضایی ندیده ایم.تاکنون از سوی دولت هم هیچ کسی هیچ تماسی با خانواده ما نداشته". محمد تقی کروبی می گوید که بعد از توافق هسته ای انتظار صراحت بیشتری از سوی حسن روحانی و دولت او در خصوص زندانیان سیاسی و حصر وجود دارد: "آقای روحانی در شرایط خاصی رئیس جمهور شده و کشور دچار مسائل و گرفتاری های متعددی بوده اینکه آقای روحانی بخش اعظم توان دولت را گذاشته بود برای حل مساله هسته ای بسیار ارزشمند است و مورد حمایت همه مردم بوده اما همزمان طبیعی است که دولت باید به مسائل داخلی هم توجه کند. از شخص آقای روحانی و تعداد اندکی از وزرایش ما اقداماتی در این زمینه می بینیم، اما متاسفانه هیات دولت و مجموعه دولت این رویکرد را ندارند و این جای تاسف و جای نگرانی دارد؛ دولت برآمده از مردمی که به دنبال حل و فصل مساله هسته ای و حل مسائل ۸۸ داخلی بودند و می خواستند حقوق شان به رسمیت شناخته شود اما در عمل شاهدیم که اقدام جدی در این زمینه نشده. من فکر می کنم آقای روحانی پایبند است به تعهداتش اما در مقام اجرا شاید نتواند بدنه دولت را در این زمینه هماهنگ کند که رایزنی و تعامل را با سایر قوای کشور انجام دهند. تردیدی نیست که بخشی از مسائل در اختیار دولت نیست و قوا در کشور ما مثل بخشی از کشورهای دیگر تعریف شده و استقلال دارند اما تعامل قوه مجریه با سایر دستگاهها تعیین کننده است. اختیارات رئیس جمهور و هیات دولت در بسیاری از موارد از جمله شورای عالی امنیت ملی خیلی فراتر از چیزی است که ما شاهد بوده ایم. جامعه انتظار دارد اقدام عملی ببیند و من فکر میکنم اگر دولت اقدامی هم پشت صحنه انجام داده و نتیجه نگرفته شایسته این است که به مردم گزارش دهد و مردم را در جریان تعاملاتش قرار دهد اما فکر میکنم که تاکنون اقدامی عملی در این زمینه ها نشده. چرا که برخی از دولتی ها بر این باور بودند که پرونده هسته ای حل شود و بعد از آن دولت با اختیار بیشتری به مسائل داخلی برسد. من از ابتدا هم با این تقسیم بندی مخالف بودم اما اگر فرض کنیم که این تقسیم بندی درستی در درون دولت بوده طبیعی است که جامعه از حالا به بعد انتظار دارد که یک مقدار صراحت بیشتری را از دولتی ها در این زمینه ها ببیند".

    

More Recent Articles

You Might Like


Email subscriptions powered by FeedBlitz, LLC, 365 Boston Post Rd, Suite 123, Sudbury, MA 01776, USA.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر