صفحات

۱۳۹۴ آبان ۱۸, دوشنبه

roozonline.com: Latest News - 13 new articles



roozonline.com: Latest News - 13 new articles

In This Issue...


ترس از سایه دیگران

نیک آهنگ کوثر

    


Sponsor message
powered byad choices

انتقاد روحانی از "پليس مخفى‌ها"

آرش بهمنی

سخنان حسن روحانی در نمایشگاه مطبوعات درباره عملكرد برخی رسانه‌ها و انتقاد از حاشیه امن همیشگی آن‌ها، با واكنش اصول‌گرایان مواجه شد. روحانی در نمایشگاه مطبوعات با اشاره به این‌که "از تیتر برخی رسانه‌ها می‌توان فهمید چه کسی فردا بازداشت می‌شود"، گفت که "نمی‌شود که در کشور برخی رسانه‌ها برای همیشه از تعطیلی و توقیف مصون باشند"، "حاشیه امنی" داشته باشند و نه تنها "هرچه می‌خواهند بنویسند که نقش پلیس مخفی را ایفا کنند". گرچه روحانی از نشریه خاصی نام نبرده، اما روز گذشته روزنامه کیهان در گزارشی به بازداشت‌های اخیر روزنامه‌نگاران، یک ایرانی - آمریکایی نزدیک به نایاک و یک لبنانی - آمریکایی پرداخت و از نصرالله جهان‌گرد (با ذکر نام به شکل مختصر) نيز نام برد و نوشت که "انتظار می رود که نهادهای اطلاعاتی کشور پس از دستگیری مهره عملیاتی وزارت خارجه آمریکا… مدیران نفوذی داخلی را از قلم نیندازند".
جهانگرد، معاون وزیر ارتباطات و رئیس سازمان فناوری اطلاعات و همچنین دبیر شورای عالی فن‌آوری اطلاعات - با حکم روحانی - است.
روحانی همچنین به انتقاد از توقیف رسانه‌ها پرداخت و گفت که "اگر قانون روشن باشد هر روز جمعی با به دست گرفتن یک کلمه و یک جمله نخواهند توانست با آزادی مردم‌بازی کنند". به عقیده رئيس دولت یازدهم "هر مامور امنیتی نمی‌تواند معیاری برای نشریات باشد و ما باید به سمت نظام و قانون یکسان برای همه حرکت کنیم".
هم‌زمان به گزارش رسانه‌های داخل ایران، روحانی در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات با ملیحه حسینی - همسر احسان مازندرانی، مدیرمسئول بازداشت شده روزنامه فریختگان - گفت‌وگو کرد. روحانی خطاب به حسینی گفت: "نگران نباشید. ان‌شاءالله همه چیز درست می‌شود، ما هم پیگیر ماجرا هستیم. این جوانان سرمایه‌های نظام هستند و نباید دلسردشان کنیم".
همسر مازندرانی همچنین نامه‌ای به روحانی تحویل داد و رئیس‌جمهوری به اوتوصیه کرد: "شما به مراجع قضایی نامه بدهید تا پیگیر موضوع باشند، من هم پیگیری می‌کنم تا قضایا حل و فصل شود".
مازندرانی مدیرمسئول روزنامه فرهیختگان - متعلق به دانشگاه آزاد - و از جمله روزنامه‌نگاران نزدیک به خانواده هاشمی‌رفسنجانی است.
او از جمله روزنامه‌نگارانی است که در روزهای اخیر توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده‌اند. عیسی سحرخیز، سامان صفرزایی و آفرین چیت‌ساز دیگر روزنامه‌نگاران بازداشتی‌ هستند. گفته می‌شود روزنامه‌نگار دیگری نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده، اما هنوز نام او فاش نشده است.
این سخنان روحانی اما با واکنش اصول‌گرایان مواجه شد. از جمله روزنامه کیهان در گزارشی با عنوان "دولت به جای نفوذی‌ها یقه منتقدان را گرفت" نوشت: "روحانی در نمایشگاه مطبوعات که بایستی نماد سعه صدر دولت باشد به جای آن که با آغوش باز به استقبال منتقدین رود آنان را مورد آماج حمله قرار می‌دهد و البته این مشی از سوی دولت مسبوق به سابقه است".
روزنامه وطن‌امروز - به مدیرمسئولی مهرداد بذرپاش، نماینده مجلس - نیز در گزارش خود، درباره سخنان رئیس دولت یازدهم چنين اظهارنظر کرد: "او خط و نشان کشید برای رسانه‌های منتقد، همانند همیشه از ضرورت برخورد با رسانه‌ها گفت، از تنبیه گفت و از اینکه مجازات رسانه‌ها باید جریمه، توقیف و زندان باشد، با جانبداری از یک بخش از رسانه‌ها، علیه بخش دیگر گفت".
وب‌سایت رجانیوز، نزدیک به جبهه پایداری نیز سخنان روحانی را "حمله مجدد به رسانه‌های انقلابی" توصیف کرد و خطاب به او نوشت: "آقای روحانی در دولت یازدهم فقط رسانه‌های هتاک به اهل بیت امنیت کامل داشته‌اند. دوره هاشمی تمام شد که با بگیر و ببند مطبوعات، بسط قدرت می دادند؛ باید پاسخ بدهید".
نمایشگاه مطبوعات ایران در حالی افتتاح شده که برخی از رسانه‌های نزدیک به اصول‌گرایان برای نشان دادن اعتراض به سیاست‌های دولتی روحانی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از حضور در این نمایشگاه خودداری کرده‌اند.

    


Sponsor message
powered byad choices

آنچه در نظام جمهوری اسلامی می گذرد مطابق اسلام نیست

فرشته قاضی

نزدیکان آیت الله شیرازی می گویند ماموران امنیتی روز چهارشنبه در مقابل بیت این مرجع تقلید شیعه در قم تجمع و با دادن شعارهایی چون "بیت مرجع فتنه گر تخریب باید گردد و مرجع انگلیسی ننگت باد" اقدام به تخریب بخش هایی از دیوار بیت او کرده اند. مسئول دفتر آیت الله شیرازی از اول ماه محرم بازداشت شده و پسر این مرجع تقلید نیز از سوی نیروهای امنیتی احضار شده است. اما علت این رفتارها چیست؟ آیت الله شیرازی حاضر به مصاحبه نیست، اعضای بیت او هم می گویند که به دلایل امنیتی نمی توانند مصاحبه کنند، اما یکی از نزدیکان و نماینده آیت الله شیرازی در مصاحبه با روز می گوید که او منتقد مذهبی جمهوری اسلامی است و این برخوردها هم به همین مساله برمیگردد. آیت الله سیدصادق شیرازی، یکی از مراجع تقلید قم است که از سوی رسانه های امنیتی و حکومتی به عنوان "مرجعی خودخوانده" و "انگلیسی" معرفی می شود. اقدامات او و اطرافیانش در طی سالهای اخیر هم بحث برانگیز بوده؛ جشن هایی چون عمرکشون، قمه زنی در ماه محرم و اعلام هفته برائت در مقابل هفته وحدت، از جمله این اقدامات است که اتهام سنت ستیزی و تفرقه افکنی بین شیعه و سنی را متوجه او کرده. سجاد نیک آئین، نماینده او اما این اتهامات را رد می کند و حربه های جمهوری اسلامی می خواند. اخباری در خصوص احضار و بازداشت نزدیکان آیت الله شیرازی منتشر شده، ممکن است بگویید مشکل جمهوری اسلامی با آیت الله شیرازی و دلیل این احضارها و بازداشت ها چیست؟ مساله جمهوری اسلامی با آیت الله شیرازی مربوط به دیروز و امروز نیست ، از اول انقلاب بوده. بیت آقای شیرازی و برادرشان محمد شیرازی که تقریبا ۱۰ سال پیش مرحوم شد و از منتقدین جمهوری اسلامی بود. بعد از ایشان سیدصادق شیرازی که الان قم هستند منتقد جمهوری اسلامی هستند، منتهی منتقد مذهبی جمهوری اسلامی. ایشان سالانه یک سخنرانی دارد؛ دو سه روز مانده به ماه محرم در جمع مقلدین اش که در این سخنرانی درباره راهکارهای فعالیت ها و کارهای مورد نظر در ماه محرم صحبت هایی می کند. در همین سخنرانی ها معمول ایشان این بوده که نقدی را نسبت به جمهوری اسلامی مطرح می کند. حالا در زمینه های مختلف، آزادی های اجتماعی یا مناسک مذهبی مربوط به ماه محرم و.. از چند سال پیش هم ایشان چند شبکه ماهواره ای به زبان های مختلف فارسی و عربی راه اندازی کرده که در این شبکه ها برای ماه محرم ـ به دلیل اینکه ایشان در طیف مرجع تقلید سنتی دسته بندی می شود ـ برنامه های مختلفی را می گذارند که در راستای سیاست های تبلیغی نظام نیست. یعنی به هیچ وجه اسم آقای خامنه ای و دفاعی و اسمی از انقلاب آورده نمی شود. مساله فلسطین جایگاهی در این سیاست های تبلیغاتی ندارد؛یکسری تبلیغات مذهبی سنتی است که فقط و فقط مربوط به خود محرم و عاشورا است. نظام از این دو مطلب، یکی نقد ایشان در سخنرانی ها از جمهوری اسلامی و اینکه تریبون های تبلیغاتی که به هیچ وجه پیرو سیاست های نظام نیستند دل خوشی ندارد. هر سال آستانه ماه محرم که می شود این احضارها و بازداشت ها شروع می شود و تا اربعین هم ادامه دارد. سال گذشته هم همین موقع ها تعدادی را به دادگاه ویژه روحانیت احضار کردند. امسال مشخصا خواسته شان این بود که در سخنرانی سالانه به هیچ وجه نه انتقاد ضمنی و نه انتقاد صریح از جمهوری اسلامی و مسولان ارشد نظام نشود و به هیچ وجه شبکه های ماهواره ای نزدیک به ایشان حق ندارند از مراسم های مذهبی و سخنرانی ایشان پخش زنده داشته باشند. فرزندشان را احضار کرده و مشخصا این را خواستند و بعد هم آقای نعمت الهی، مسئول دفتر ایشان را دستگیر کردندکه مدیر شبکه مرجعیت هم است.  منتقد مذهبی یعنی چی؟  جمهوری اسلامی، همانطور که خود همین ترکیب گویاست، مدعی است هرآنچه می کند و هرآنچه رخ می دهد و هرآنچه از قانون و بخشنامه و آئین نامه در جمهوری اسلامی به تصویب می رسد مطابق اسلام است. یعنی حرفی که جمهوری اسلامی می زند این است که قرائت ما، قرائت رسمی جاری و دقیقا تشیع ناب و اسلام ناب است. هم آقای خمینی می گفتند هم آقای خامنه ای می گویند که اینکه ما می گوییم یگانه قرائت از تشیع است و شیوه درستی است و هر قرائت غیر از این، شیوه نادرست است. آقای شیرازی و مرجعیت مذهبی و سنتی شیعه که از اول انقلاب هم بودند مرحوم آیت الله کاظم شریعتمداری، سیدحسن قمی و شبیری خاقانی تیپ هایی بودند و دسته ای از روحانیت که می گفتند نه، آنچه در نظام جمهوری اسلامی می گذرد مطابق اسلام نیست، اسلام این نیست. شما می توانید مدعی شوید هر نظامی هستید، بگویید حکومت ولایت فقیه هستیم و.. ولی نمی توانید هرآنچه را انجام می دهید بگویید اسلام. در اسلام مصادره اموال نداریم. مثلا یکی از فتاوی مشهور آقای شیرازی که سال گذشته بی بی سی هم کار کرد این بود که اموال زندانی سیاسی را نمی توان تحت عنوان دادگاه انقلاب و دادگاه شرع مصادره کرد. ما اصلا در اسلام زندانی سیاسی نداریم و نمی توان تحت عنوان نقد کسی را زندانی کرد. اینها اسلامی نیست و این رفتارها، رفتارهای مذهبی نیست. یکسری از نقدها هم درون مذهبی است مثلا آقای خامنه ای می آید بخشنامه می کند که فلان آئین عزاداری ممنوع و غیر شرعی است. آقای شیرازی می گوید این یک حکم حکومتی است، نگویید حکم مذهبی یا اسلامی است، اینها اصلا ربطی به مذهب ندارد. نگویید که مذهبیون موظف هستند از این اطاعت کنند. جنبه شرعی و جنبه فتوا ندهید، اینها غیر شرعی است. یا همین برخوردهایی که با دگراندیشان می شود فرض بفرمایید حلقه عرفان را می گیرند یا با اهل سنت برخورد می کنند، آقای شیرازی می گوید که در حکومت امیرالمومنین با مخالف و کسی هم که تغییر مذهب و دین می داد، اینطور برخورد نمی کردند. یا مثلا در بحث اجرای حدود، ایشان معتقدست این حدودی که الان اجرا می شود غیر شرعی است. در تشیع در عصری که امام معصوم حاضر نیست نمی توان دست کسی را به عنوان دزد قطع کرد، نمی توان کسی را سنگسار کرد. اینها مستلزم این است که بقیه احکام اسلام هم اجرا شود آن هم به دست امام معصومی که خطا نمی کند و عادل است. بنابراین اجرای این احکام الان غیرشرعی و غیرمذهبی است. اشاره کردید به برخوردهایی که با اهل سنت می شود. یکی از اتهاماتی که متوجه آقای شیرازی می شود این است که او اصلا وحدت بین تشیع و تسنن را قبول ندارد و فعالیت هایش در راستای سنت ستیزی است... این یکی از حربه هایی است که جمهوری اسلامی اخیرا به آن دست زده. من دو نکته عرض می کنم: به تعبیر طلبه های حوزه یک جواب نقدی است اینکه جمهوری اسلامی آخرین جایی است و آخرین کسی است که می تواند مدعی شود که دیگری سنت ستیزی می کند، چرا که تریبون های رسمی نظام، بیشترین ستیز و بیشترین جنگ را با اهل سنت دارند. شما ملاحظه کنید اظهارات آقای مصباح یزدی، که از لحاظ تئوریک و نظری نزدیک تر از او به نظام نیست و هیچ ربطی هم به آقای شیرازی ندارد و ۱۸۰ درجه هم با او اختلاف دارد. مصباح یزدی یک سال و نیم قبل عثمان، سومین خلیفه مسلمانان را که اهل سنت احترام زیادی برای او قائل هستند به فساد و باندبازی متهم می کند. بعد در واکنش به همین وقتی مرزبان های ایرانی را جندالله می گیرد بیانیه ای که می دهند می گویند در واکنش به توهین های مصباح یزدی به خلیفه اهل سنت اینکار را انجام دادیم. نه اسم آقای شیرازی است نه نقش و اظهارنظری از ایشان. مطلب دیگر، شما سوریه را ببینید اسم چه کسی است، به عنوان کسی که دارد سنی می کشد. در سوریه مگر غیر از ایران و حزب الله هستند که دارند سنی می کشند. در عراق غیر از قاسم سلیمانی، مگر کی سنی می کشد؟ گروههای شبه نظامی وابسته به جمهوری اسلامی هستند. در خود جمهوری اسلامی مگر آقای شیرازی حکومت می کند که از رسیدن یک سنی به پست وزارت و ریاست جمهوری و کارگزاری در صدا و سیما ممانعت می کند؟ مگر آقای شیرازی اداره حکومت را برعهده دارد؟ این یک ادعای باطلی است که جمهوری اسلامی دارد خودش را سینه چاک وحدت نشان می دهد در حالی که بیشترین تضییع حقوق اهل سنت را می کند.  نکته بعدی اینکه آقای شیرازی یک خط و یک حرف علیه اهل تسنن ندارد. برادر ایشان منادی همزیستی بین شیعه و سنی بود. ایشان یک طرحی داشت همان ۳۰ سال پیش به نام شورای فقها و می گفت به جای ولایت یک نفر، باید شورایی از فقها باشد. ایشان می گفت این شورا نباید فقط از بین علمای شیعه باشد و باید از علمای سنی هم باشد. آقای شیرازی سخنرانی دارد که وظیفه ما در جامعه اسلامی همزیستی با همه است؛ با بهایی ها، کلیمی ها و حتی کسانی که تغییر مذهب می دهند چه برسد به سنی ها. بله یک جایی نقد تاریخی است و کارشناسانی در شبکه های نزیک به ایشان فلان شخصیت رانقد تاریخی می کنند. نقد تاریخی است، نه توهین و هتاکی، مثل آقای مصباح یزدی که بگوید فاسد و باندباز بوده. بنابراین ایشان شخصا توهینی نکرده بلکه دعوت به وحدت کرده. بله یک عده ای منسوب به ایشان هستند، آقای خامنه ای هم یکسری منسوبین دارد که فساد مالی می کنند و همه می گویند که ربطی به ایشان ندارد و.. آقای شیرازی هم یکسری نزدیکانی دارد که در شبکه ای صحبت هایی راجع به اهل تسنن می کنند ولی ایشان نه تا حالا تایید و نه حمایت کرده. مثل بقیه مراجع که ممکن است نزدیکان شان کارهایی بکنند.  اما مساله جشن عمرکشان را چگونه می خواهید توضیح دهید؟ عمر یکی از خلیفه های مورد احترام اهل سنت است و آیت الله شیرازی چنین جشنی را برگزار می کند. دو مطلب را جدا کنیم، یکی مساله نزدیکان ایشان است یکی شخص ایشان. ایشان هیچ کجا نه دعوتی به مراسمی به این نام عمرکشان داشتند نه از سوی بیت ایشان چنین چیزی برگزار شده. هیچ گاه تحت عنوان عمرکشان یا ترور خلیفه دوم یعنی عمر چنین مراسمی در بیت ایشان برگزار نشده. مطلب دوم، شبکه های وابسته به ایشان است. تریبون رسمی ایشان، دفترشان بارها رسما اعلام کرده که مواضع ما رسما و رسما از طریق شبکه مرجعیت اعلام می شود. این یک اختلاف سیاسی بین جمهوری اسلامی و ایشان است منتهی در پوشش مذهبی عنوان می شود از سوی حکومت. مساله عمرکشان حتی در بدترین حالت اگر از سوی ایشان باشد، که نیست و این ادعای جمهوری اسلامی است، اما الان آقای آسیدتقی قمی است که مراسمی به نام عمرکشان در بیت ایشان در قم برگزار می شود. در مشهد و اصفهان و کاشان روحانیانی هستند که چنین مراسمی برگزار می کنند درحالیکه از سوی آٍقای شیرازی چنین مراسم و جشنی برگزار نمی شود. جمهوری اسلامی چرا به آنها نمی پردازد؟ چون منتقد سیاسی نظام نیستند و اختلاف سیاسی با آنها ندارد اما به آقای شیرازی این اتهام را می بندد. چون یک عده ای که منسوب به ایشان هستند انجام داده اند. ایشان اگر معتقد به عمرکشان باشد چرا یک خط و یک جمله و دعوتی از ایشان برای چنین مراسمی نیست؟ در عراق که اینها آزاد هستند و آقای شیرازی هیچ ممنوعیتی ندارد و جمهوری اسلامی که آنجا وجود ندارد و آزاد هستند ولی دفتر ایشان در کربلا چنین مراسمی برگزار نمی کند. اگر معتقد باشد باید در جایی که آزاد است انجام دهد. می گویید منسوب به او با نزدیکان او انجام می دهند و او قبول ندارد. مساله به این مهمی که توهین به اعتقادات بخش عظیمی از مسلمانان است توسط نزدیکان او انجام می شود و او سکوت می کند؟ کسانی هم که انجام دادند ادعا نکردند که آقای شیرازی گفته. تحلیل بیت آقای شیرازی این است که اگر در اینجا بیانیه صادر کند و بگوید به ما ربطی ندارد یا برای قمه زنی روز عاشورا بیانیه بدهد و بگوید به ما ربطی ندارد و.. یعنی اگر تن بدهد و یک به یک تکذیب بکند فلان مطلب و فلان موضع را، یکی دو تا نیست یکی دو مناسبت هم نیست. در طول سال کلی مطلب و مراسم است که ایشان باید بیاید هی تکذیب کند. هیچ عرفی نمی پذیرد. کسانی هم که انجام داده اند هم نگفته اند از سوی آقای شیرازی است. یک عده آدم مذهبی از قدیم معمول بوده، خیلی مراسم است که انجام می دهند و به فتوای مرجعی هم عمل نمی کنند. پارسال در خمینی شهر، نماینده ولی فقیه حاضر شد و آقایان را جمع کرد و گفت آقای خامنه ای فتوای شرعی داده که قمه نزنید و حرام است بر شما. خود مسئول آنجا گفته بود ما در طول سال از آقای خامنه ای تقلید می کنیم این یک مورد نمی کنیم. یعنی ببینید بعضی کارها که مذهبی ها انجام می دهند دست مرجع تقلید نیست که بگوییم ایشان اگر تکذیب کند همه چیز حل می شود.  شما گفتید که این بحث اختلاف افکنی بین شیعه و سنی ربطی به آقای شیرازی ندارد. در حالی که او هفته وحدت را هفته برائت نامگذاری کرده. بله این مشکل جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی برای اغراض سیاسی اش می آید هفته وحدت اعلام می کند. این که سنت اسلامی نیست که، سنتی است که جمهوری اسلامی گذاشته. ایشان نگفته که جشن بگیرید گفته این هفته ای است که امامان شیعه دستور داده اند هفته برائت از دشمنان اهل بیت است. در حقیقت بدون تعرض به هیچ شخصیتی هفته برائت اعلام کرد. یکی از مشکلات جمهوری اسلامی با ایشان همین است که ایشان مرجعی است که آلترناتیو درست می کند در برابر کارهایی که جمهوری اسلامی با غرض و مرض سیاسی برایش طرح ریخته. هفته وحدت بدعت است و نوآوری که جمهوری اسلامی و آقای خمینی انجام داد با اهداف خاصی. ایشان در برابرش هفته برائت را قرار داد. ضمن اینکه مال سال قبل هم نیست مال دو سال قبل است. سال قبل اصلا به این قضیه نپرداخت اما بعد از اینکه به هرحال بهانه دست جمهوری اسلامی شد و مشکل ساز شد دیگر نپرداختند و حتی نمی بینید سال گذشته شبکه های نزدیک به ایشان هم هفته برائت گرفته باشند. همان دو سال قبل هم که این مراسم برگزار شد دوسه روز بود. بعد از اینکه یک عده ای نقد و نامه نگاری کردند، از جمله خود بنده که نامه نوشتم این سوتفاهم خواهد شد و بهانه دست جمهوری اسلامی خواهد داد و برای اهل سنت سوتفاهم خواهد شد و توهین به خود تلقی خواهند کرد، جمع شد. سال گذشته را نگاه کنید نه برگزار شد نه هیچ کدام از شبکه ها به آن پرداختند. ضمن اینکه همان سال هم شبکه مرجعیت که تریبون رسمی ایشان است دعوت به هفته برائت نکرد، یکی از شبکه های نزدیک به ایشان دعوت کرد ولی به هرحال بگوییم موضع ایشان اینقدر هم که جمهوری اسلامی پررنگ می کند نیست. هفته برائت یعنی چی؟ هفته وحدت تعریفی دارد تحت عنوان هفته وحدت بین مسلمین و تسنن و تشیع. هفته برائت یعنی چی؟ برائت از چی؟ این برمیگردد به هویت شیعه و مرجع تقلید سنتی. این به نظر من بخش قابل انتقاد مرجع تقلید سنتی است. من نمی خواهم همه مواضع ایشان را توجیه کنم و اتفاقا یکی از مواضع قابل نقد همین است. اما این مساله شیعه و سنی نه با گذاشتن هفته وحدت حل است و نه با گذاشتن هفته برائت قابل یکسره شدن. در هر دو وجه اش مذموم است و این را به ایشان هم اعلام کرده ایم. عرض کردم در همان سالی هم که برگزار شد تقریبا کنسل شد منتهی بحث این است که جمهوری اسلامی این را به عنوان پوششی برای تسویه حساب سیاسی استفاده می کند. نقد نیست، اگر مساله ای بود و هدف اصلاح بود که جمع شد اصلا چرا هنوز به عنوان حربه فشار استفاده می شود؟ هفته برائت هم در قاموس مذهبی سنتی که قابل نقد هم است عرض کردم هفته ای است که در آن شما اعلام برائت می کنید از دشمنان تشیع و دشمنان اهل بیت. به اعتقاد ایشان این مراسم بیاد جایگزین هفته وحدت می شد. مثل هر مراسم دیگری که پیروان هر مذهبی می توانند وضع کنند. شما فرض کنید عده ای تصمیم گرفتند وسط سال آيینی مذهبی انجام دهند آیا حکومت باید برخورد امنیتی کند؟ نه، هرکسی آزاد است، ایشان هم به عنوان مرجع تقلید نظرش این بود. با اینکه من به این نقد دارم اما چه اشکالی دارد؟ یک عده ای تصمیم گرفته اند آیین خاصی برگزار کنند مگر حکومت موظف است با اینها برخورد کند؟  این آيین مذهبی خاص که می گویید باز برمیگردد به خلفای مسلمین که اهل تسنن به آنها اعتقاد دارند و اینجاست که او متهم می شود به اینکه دارد اختلاف می اندازد بین تسنن و تشیع؟ خب عرض کردم که شبكۀ مذهبی که این این هفته را برگزار کرده بود، آن را لغو کرد. بعد هم برائت همه اش این نیست. از اصول دین مورد اختراع آقای شیرازی که نیست. حتی آقای خامنه ای هم منکر وجود برائت در مذهب تشیع نیست. بعد هم آقای شیرازی نگفته که بروید از فلانی انتقاد کنید. انتقاد از نحوه عملکرد سیاسی حکومت های بعد از پیامبر بوده، این هم می تواند قالب توهین نداشته باشد کمااینکه خیلی ها نقد می کنند اما توهینی نیست. ایشان هم نگفته بروید به این خلفا یا به اهل تسنن ناسزا بگویید. ضرورتا برائت به معنی توهین و تشدید اختلافات نیست. ایشان می گوید برخورد با اهل تسنن و حقوق شهروندی شان سرجای خود، به اشخاص توهین نکنید ولی عملکرد سیاسی شان را که می توان نقد کرد. نمی توانیم جلو نقد تاریخی را به بهانه اینکه باعث اختلاف می شود بگیریم. در امریکا و اروپا اصلا در حوزه اختیارات دولت ها نیست که بگویند فلان کلیسا فلان حرف را بزند یا نزند. چندین و چند مذهبی که در درون مسیحیت و یهودیت هستند این، آن یکی را تکفیر می کند و آن، این یکی را و هیچ مشکلی هم پیش نمی آید. دولت امریکا هم نمی گوید فلان کلیسا حق ندارد فلان حرف را بزند چون باعث اختلاف می شود، دولت فرانسه هم نمی گوید شما حق ندارید فلان حرف را بزنید چون باعث اختلاف می شوید. حتی اگر باعث اختلاف هم شود. همین جاست که آقای شیرازی به عنوان یک منتقد مذهبی با جمهوری اسلامی مشکل پیدا می کند. با ماهیت حکومت اسلامی ایشان مشکل دارد. حکومتی که یک قرائت خاصی را دیکته می کند و به بقیه هم می گوید همین است که من می گویم. در کشورهای دموکراتیک دنیا مگر می گویند فلان دوره تاریخی مسیحیت را نقد نکنید چون باعث می شود کاتولیک ها یا پروتستان ها یا دیگر گروههای مسیحی رنجیده خاطر شوند؟! حکومت هیچ یک از گروههای مذهبی را نمایندگی نمی کند و در یک فاصله یکسان از همه ایستاده. برای همین است که اینها می گویند خط آقای شیرازی دنبال درست کردن اسلام لیبرال است و می خواهد پای حکومت را از حوزه عقاید بیرون بکشد.  درباره رفتارهایی چون قمه زنی یا قلاده سگ به گردن انداختن و مداحی کردن از سوی نزدیکان و مداحان منتسب به آقای شیرازی چه فکری می کنید؟ کدام مداح منتسب؟ سیدعلی مومنی.  ایشان حتی منتسب هم نیست به آقای شیرازی.  عکس های شان منتشر شده با آقای شیرازی. بله،ایشان با همه عکس دارند با آقای وحید هم عکس دارند با آقای هنرور شجاعی وحتی پیمان عارف هم عکس دارند. ولی عکس داشتن که دلیل نمی شود. ایشان هیچ ربطی به آقای شیرازی ندارد. یعنی قلاده سگ به گردن انداختن از سوی آقای شیرازی پذیرفته نیست؟ نمیدانم استفتا دارند یا نه ولی هیچ جایی نه دستور داده ،نه مجوز چنین چیزی را داده. درباره قمه زنی چطور؟ قمه زنی از دو دیدگاه مورد بررسی است. یکی دیدگاه آقای شیرازی و حرفی که جمهوری اسلامی می زند. مگر آقای شیرازی تنها مرجعی است که می گوید قمه بزنید. اگر این مشکل برای جمهوری اسلامی است پس مشکل اش با یک طیفی از مراجع شیعه است و آقای شیرازی به تنهایی این طیف را نمایندگی نمی کند. آقای وحید در وب سایت اش قمه زنی را جایز می داند. این مساله قدیمی است. شیخ انصاری و نائینی هم مجاز می دانند. مساله امروز و دیروز هم نیست مساله قدیمی است. آقای صافی گلپایگانی که مسولان ارشد سپاه هم دیدن او می آیند مجاز می داند. فقط آقای شیرازی نیست که. اینها طوری می گویند انگار پدیده ای است که آقای شیرازی اختراع کرده. در نجف که پایتخت تشیع و آقای سیستانی است دسته های قمه زنی هرسال بیرون می آیند یکجا ببینید آقای سیستانی گفته باشد. خب آقای سیستانی یا قبول دارد یا ندارد. چیزی هم نیست که ایشان نداند. در مهم ترین شهرهای شیعه قمه زنی می شود و هیچ کسی هم اعتراض نمی کند. اگر جمهوری اسلامی مشکل دارد پس بگوید آقای سیستانی. اختلاف سیاسی را در این پوشش مطرح می کنند. اگر قرار است مست بگیرند پس در شهر هرانکه هست گیرند و.. فقط مساله آقای خامنه ای و جمهوری اسلامی نیست. قمه زنی در جامعه و.. می رسم به این، فشارهای امنیتی جمهوری اسلامی را عرض میکردم. اما برسیم به بحث موجه بودن و نبودن این عمل. ممکن است بگویید در عصر فعلی از جهت قانون مدنی این مساله سلامت روانی جامعه را برهم می ریزد. اما شرعی اش نکنید، نگویید شرع مجاز نمی داند. شرع همین است که هست. ما بپسندیم یا نپسندیم چیزی نمی شود در شرع برای ممنوعیت این مساله پیدا کرد. بگویید قانون مدنی. قانون سکولار و هرقانونی اما جنبه شرعی ندهید که اگر باب این را باز کردید باب خیلی چیزهای دیگر هم باز می شود. همین شرع می تواند دادگاههای شرعی تشکیل دهد، می تواند دادگاههای انقلاب تشکیل دهد، می تواند بگوید در عصر فعلی محاریه فقط شمشیر گرفتن نیست و کسی در روزنامه مقاله بنویسد هم می شود محاربه و پس ما به عنوان برداشت نوین از شرع آن نویسنده را می گیریم و اعدام می کنیم. همان حرفی که آقای خمینی می زند. شمااگر بخواهید دیوار سنت را با این عنوان بشکنید از توی آن اعدام زندانی سیاسی هم در می آید و.. آقای شیرازی می گوید سقف ما همین سنتی است که هست با همه خوبی ها وبدی هایش. ما مثل یک جزیره آرام هستیم در گوشه ای از این اقیانوس متلاطم زندگی می کنیم. ما نه می خواهیم حکومت کنیم نه ادعای حکومت داریم. ما حکومت را شان امام معصوم می دانیم. نه حکومت اسلامی و نه جمهوری اسلامی و هیچ نوع حکومت دینداری را نمی خواهیم. این یک خوبی هایی دارد و یک بدی هایی هم دارد. بدی اش برای خودمان است. من عذر میخواهم از این تعبیر فرض کنید من بخواهم یک نوع رابطه جنسی داشته باشم این حوزه شخصی من است. حالا من می خواهم قمه بزنم به ملا عام کاری ندارم هیج قانونی خودآزاری را که ممنوع نکرده اینکه کسی خودش را آزار می دهد نرفته دیگری را آزار دهد. حوزه آزادی تن خودش است حقوق طبیعی یکی از مواردش همین است که انسان مالک تن خودش است. می گوید من قمه می زنم می خواهم خودم را آزار دهم من که نرفته ام کسی دیگر را آزار دهم، نرفته ام که با ماشین کسی را زیر بگیرم و.. وقتی می آیند در خیابان یا ملا عام چنین کاری می کنند فقط بحث آزار خودشان نیست بحث آزار دیگران است. ملا عام قابل بحث است. آئین قمه زنی که در ملا عام انجام نمی شود. آقای خامنه ای گفته شرعا حرام است. از ایشان استفتا کرده اند. توی خانه که ملا عام و دیگر آزاری نیست اما ایشان گفته آن هم حرام است. ملا عام هم همین الان در امریکا در کالیفرنیا یک عده پاکستانی با مجوز خود دولت قمه می زنند و زنجیر ،هرکسی که داوطلب و است می خواهد انجام دهد یا ببیند می آید آنجا. قمه زن که نمی گوید بیایید وسط خیابان ببینید. یک عده ای دور هم می خواهند جمع شوند نهایت امر هم این است که اینها از نظر شما، خودآزاری کنند بالاتر از این نیست که. خب این مثل اعدام در ملا عام است که حکومت انجام میدهد و هرکسی دوست دارد می رود تماشا و دوست ندارد نمی رود و.. نه ببینید در بحث اعدام در ملا عام، مسأله حقوق دیگری است. در قمه زنی حقوق دیگری نیست. اینجا می گویند هرکسی می خواهد ببیند. حتی در اعدام هم باید نقد فرهنگی جامعه را بکنیم، جامعه ما جامعه عقب مانده ای است که مردم می روند تماشا می کنند. تازه آن حقوق دیگری است. آنجا جان کسی دیگر در میان است، در اینجا اما می گوید نهایتا از نظر شما من خودم را آزار می دهم هرکسی می خواهد بیاید. همین امریکا مرکز اسلامی هست، من اسم و شماره مسئولش را هم می دهم با حضور پلیس و با مجوز هم انجام می شود. هیچ تضییع حقوق دیگری هم نیست. کسی که می خواهد تماشا کند برایش این صحنه دلخراش است، تکان دهنده است و آزارش می دهد این قابل بحث است. بله بگویید در ملا عام انجام نشود اما نگویید شرعا حرام است کسی که در خانه اش انجام می دهد نگویید حرام است و بگیرید و با او برخورد امنیتی کنید. عرض میکنم در جزئیات اجرا می شود بحث کرد که مثلا در ملا عام نشود. ولی کسی هم که در ملا عام می زند هیچ کسی را اجبار نکرده که بیاید نگاه کنید. در اعدام مشکل کسی است که می رود اعدام می کند حکومت هم بخشی از مشکل است می خواهد کسی را اعدام کند می گوید بیایید نگاه کنید. در قمه زنی هیچ کسی دعوت نمی کند. در کربلا قمه زنی می شود. مقایسه دیگری انجام دهیم. همجنسگراها می آیند رژه انجام دهند با آن وضعیت لباس و.. آیا من مسلمان یا یک عده مسلمان می توانیم بیاییم بگوییم اینها آرامش روانی ما را سلب می کنند و یا اخلاق بچه های ما را فاسد می کنند و نباید رژه بروند؟ شمای روشنفکر چنین حقی برای ما قائل می شوید که مذهبی ها بگویند این رژه سلامت اخلاقی بچه های ما را به هم می ریزد و نباید بکنند؟ همین جامعه روشنفکری ما به بحث مذهبی که می رسد دقیقا نوع برخوردش ۱۸۰ درجه عوض می شود. کسی که قمه برمیدارد و می زند توی سر خودش هیچ تعرضی به هیچ حق عمومی نیست شما دایره این حق را چنان بزرگ می کنید که رژه همجنسگراها می افتد داخل همین مقوله. کسانی که قمه زنی می کنند خیلی وقت ها تحت تاثیر آموزه های مذهبی و تبلیغاتی انجام می دهند. یعنی کسی که شما می گویید میخواهد خود را آزاردهد تحت تاثیر فرد یا جریانی دست به چنین خودآزاری ای می زند.  همین را باز روی همجنسگراها می توان باز کرد و گفت اینها برنامه و تبلیغات دارند و فرد همجسنگرا می شود. ما که نمی توانیم آزادی دیگران را محدود کنیم که.. البته کسی همجنسگرا نمی شود. این یک مقوله.. من هم می توانم بگویم که کسی قمه زن نمی شود. هر دو یک کیس است. این را دائما می برم روی همجنسگرایی چون دقیقا حوزه فردی است. چطور می پذیریم در حوزه فردی یک نفر شریک جنسی اش را تعیین کند اما نمی پذیریم یک خراشی به سرش وارد کند؟ چرا استاندارد دوگانه دارد اتفاق می افتد؟ شما قیاس تان مع الفارق است. در همجنسگرایی کسی انتخاب نمی کند که همجنسگرا باشد ولی در خودآزاری شخص خود انتخاب می کند که خود را آزار دهد و قمه بزند بر سر خودش. چرا خودش انتخاب نمی کند؟ یک عده ای هستند تا دیروز بای سکشوال بودند امروز همو سکشوال هستند. طرف دوجنسگرا بوده الان شده همجنسگرا. به اختیار خودش بوده. هر ریشه ای که دارد. ریشه علمی پشت اش نیست که خودش انتخاب نمی کند. بعضی می گویند خودش انتخاب میکند. بعضی می گویند فطری نیست و اکتسابی است. و چیزی نیست که ذاتا طرف به دنیا بیاید. البته از نظر علمی برخلاف گفته شماست. نه بعضی می گویند بیماری است بعضی می گویند نیست. البته خود همجنسگراها که نمی پذیرند مقوله بیماری را. بعضی می گویند، تحت تاثیر تربیت خانواده و محیط انتخاب می کند. کسی هم که انتخاب میکند قمه بزند نمی توانیم بگوییم تحت تاثیر دیگران قمه زده.  الان وضعیت آقای شیرازی به چه شکلی است؟ به صورت آزادانه فعالیت دارد و فقط همین احضارها و بازداشت های گاه به گاه اطرافیان او است یا خود او هم محدودیت هایی دارد؟ دلیل فشارها بیشتر بخاطر همین فشارهایی است که روی برنامه های تلویزیونی که ایشان داشت وارد شد. امسال اول محرم نیروهای خودجوش جمع شدند در مقابل بیت ایشان رساله ایشان را آتش زدند و شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه دادند. سال گذشته هم مراسم ۲۸ صفر ایشان را برهم ریختند. مراسم های ایشان عموما برگزار می شود منتهی با فشار و تهدید و.. مطلب دیگر تبلیغات است چند شب پیش شبکه ۳ سیما یک برنام مفصل به آقای شیرازی و فعالیت های ایشان اختصاص داده بود و انواع اتهامات را متوجه ایشان کرد. در برنامه ای ۴۰ دقیقه ای و آدرس میداد به نیروهای خودجوش که بیت ایشان در قم است بروید و همان بلایی که سر آقای منتظری آوردید سر ایشان هم بیاوید برای دفاع از ولایت و آقای خامنه ای. اطرافیان ایشان ممنوع الخروج هستند. فرزندشان دومین بار است احضار شده، وکلای ایشان را می برند دادگاه ویژه، مسئولان شبکه هایشان را بازداشت می کنند که آقای نعمت الهی آخرین نمونه است. این توجیه خوبی است که شبکه مرجعیت نگفته و شبکه های نزدیک به او گفته؟ به هرحال شبکه های نزدیک به او زیر نظر او یا اطرافیان او فعالیت می کنند. در سیستم مرجعیت وقتی می گوییم کسی نزدیک به کسی دیگر است به معنی مدیریت هرمی نیست. مثلا شبکه امام حسین نزدیک به آقای شیرازی یعنی یکسری از مقلدین آقای شیرازی یک شبکه مذهبی راه اندازی کردند. ارتباط این شبکه با آقای شیرازی دقیقا در همین حد است نه به معنی دیکته کردن اینکه این حرف را بزنید یا نزنید یا اینکار را بکنید یا نکنید. ایشان یک تریبون ویک دفتر رسمی دارد. بارها هم اعلام کرده مواضع رسمی اش توسط دفترش یا شبکه مرجعیت اعلام می شود. آقای وحید به خاطر شبکه ثامن که نزدیک به ایشان است یا آقای مکارم به خاطر شبکه ولایت که نزدیک به ایشان است بازخواست نمی شوند. این عرف پذیرفته شده ای است که مرجع تقلید دفترو سخنگو دارد و تا آن دفتر یا سخنگو موضعی نگیرد و حرفی نزند کسی بازخواست نمی کند. ایشان هم همین طور است. بقیه مراجع تقلید کمتر سخنرانی می کنند نسبت به ایشان. سخنرانی ها و دفترو شبکه مرجعیت است موضع رسمی ایشان.  منابع مالی و تامین مالی این شبکه ها از کجا است؟  مرجعیت آقای شیرازی فقط در ایران نیست. شاید آقای شیرازی در ایران کمتر شناخته می شود اما در چند منطقه نفت خیز، بخصوص در همسایگی ایران که شیعه های بسیار متمول و متمکنی دارد، آقای شیرازی مقلد دارد. از جمله در کویت. تقریبا بین شیعه های کویت، مهم ترین مقلدین، مقلدین آقای شیرازی هستند یعنی مقلدین آقای شیرازی در آنجا بعضاً حتی از آقای سیستانی و بقیه بیشتر است. در بحرین همین طور، در قطر همین طور، در منطقه شرقیه عربستان و در لبنان بخصوص همین طور و شیعیان امریکا و اروپا. در اروپا شیعیان متمول زیاد هستند و بیشترین اسپانسرهای مالی بخصوص این شبکه ها همین ها هستند. مطلب دیگر که باز اشتباه می شود و جمهوری اسلامی متعمد است در چنین تصویری، هرینه های این شبکه هاست که هزینه های میلیون دلاری اعلام می شود. در حالیکه چنین چیزی نیست بنده دست اندرکار برخی از این شبکه ها در اوایل تاسیس شان بودم کاملا در جریان جزئیات هزینه ها هستم مساله اصلا چنین نیست هزینه ایرتایم و ماهواره کمپانی است و این مهم ترین هزینه است. بقیه فقط و فقط هزینه ضبط سخنرانی است. برنامه سازی هزینه بری نیست که برنامه های این شبکه ها. یک سخنران مذهبی می آورند یک دوربین هم می آورند و فیلم می گیرند. اینکه هزینه ای ندارد. هزینه ایرتایم است نهایت هزینه که نسبت به مقلدین ایشان و سرمایه هایی که این مقلدین در کویت و بحرین و قطر دارند چیزی نیست. بخصوص که شبکه های تبلیغ مذهبی هستند. شیعه معتقد بازاری برای تبلیغ امام حسین و مذهب هزینه می کنند؛ مورد داشتیم طرف همه دارایی اش را بخشیده. این هزینه ای نیست که یک مرجع تقلید نتواند. آقای مکارم هم شبکه دارد، آقای سیستانی هم شبکه دارد که بهترین برنامه های مذهبی رای کودکان تولید میکند انیمیشن تولید میکند که بسیار هزینه دارد. خب اینها بازخواست نمی شوند اما آقای شیرازی بازخواست می شود. باز همان مساله سیاسی است که عرض کردم.

    


Sponsor message
powered byad choices

غایبان: بی سوادها، بی شناسنامه ها، چماقداران

آرش معتمد

سایت رجا نیوز با انتشار طرحی، خبر از برگزاری نمایشگاه مطبوعات "بدون حضور منتقدان" داده است. به نوشته این سایت نزدیک به نیروهای جبهه پایداری "برخی رسانه‌های مطرح کشور به دلیل افزایش فشارها بر رسانه‌های منتقد دولت و تبعیض بین رسانه‌های حامی و مخالف دولت از حضور در این رویداد انصراف دادند. خبرگزاری‌های فارس و تسنیم، روزنامه‌های وطن امروز و کیهان، هفته‌نامه ۹ دی، سایت‌‌های رجانیوز، مشرق نیوز، جهان نیوز و پایگاه اطلاع‌رسانی دانا از جمله این رسانه‌ها هستند." بیست و یکمین نمایشگاه مطبوعات روز ۱۷ آبان با حضور مسئولین دولتی و سفرا و کارداران کشورهای خارجی در ایران و با سخنرانی حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی افتتاح شد. روحانی ضمن سخنانی در این مراسم با تاکید بر اینکه "تردیدی نیست که برای ورود در عصر جدید و در دنیای جدید ما نیاز به توسعه داریم و باز تردیدی نیست که برای ورود به توسعه مسیر و راه آن رسانه است" گفته: "بدترین جوانمرگی، جوانمرگی مطبوعات و رسانه است. اینکه رسانه‌ای هنوز متولد نشده و بال و پرنگشوده و خود را به خوبی معرفی نکرده به دلایل واهی دچار تاخت و تاز دیگران قرار می‌گیرد". وی همچنین افزوده: "مگر قابل تحمل است که در کشوری برخی از رسانه ها برای همیشه از تنبیه و توقیف، تعطیل و تهدید مصون باشند و یک حاشیه امن امنیتی دائمی برای آنها مقرر شده باشد که نه تنها هرچه می خواهند بگویند بلکه گاهی به عنوان پلیس مخفی عمل کنند.شما از برخی نشریات می فهمید چه کسی دستگیر می شود و کجا تعطیل می شود و‌ابروی چه کسانی باید برود." اما این نمایشگاه غایبانی داشت که خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، تعداد آنها را ده رسانه اعلام و دلایل عدم حضورشان را هم چنین اعلام کرد: "رفتار تبعیض آمیز دولت به ویژه هیات نظارت بر مطبوعات تا جایی پیش رفت که رسانه‌های منتقد دولت به صورت جمعی از حضور در نمایشگاه مطبوعات در سال جاری انصراف دادند".  دانا نیوز هم در همین ارتباط از "دستور دولتی برای پرکردن غرفه های نمایشگاه" خبر داد و نوشت: "خبرنگار دانا مطلع شده است که برخی از مسئولین مرتبط با رسانه در دولت یازدهم در اقدامی عجیب پس خالی ماندن برخی از غرفه ها در تماسی با وزارت خانه ها از آنها خواسته اند که سریع تر روابط عمومی وزارت مطبوع خود را به نمایشگاه آورده و در غرفه ای اسکان دهند. به نظر می رسد این موضوع در جهت پر کردن غرفه هایی است که از حضور در نمایشگاه انصراف زده بودند". جهان نیوز، دیگر رسانه نزدیک به سپاه هم که این نمایشگاه را "بی رمق ترین نمایشگاه مطبوعات" دانسته، چنین نوشت: "نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها از سال ۱۳۸۵ با هدف آشنایی مردم با رسانه ها و فعالیت های موثرآنها هر ساله برگزار شد که در دولت یازدهم رویه دیگری برای این نمایشگاه در نظر گرفته شد.این نمایشگاه در سال گذشته با یک سال وقفه در حالی برگزار شد که حتی امکانات اولیه در اختیار بسیاری از رسانه ها برای سامان دادن غرفه های خود قرار نگرفته بود و از طرف دیگر رسانه های دولتی و صاحب نفوذ ضمن برخورداری از غرفه های بزرگ، کلیه نمایشگاه را به بنرهای تبلیغاتی خود مزین کرده بودند." همزمان رجانیوز، پایگاه خبری جبهه پایداری، ادعا کرد که "با وجود محدودیتهای جدی مالی که در نتیجه تحریم اقتصادی پیچیده و مفصل دولت تدبیر و امید در قبال رسانه های مستقل، حضور رجانیوز را در نمایشگاه مطبوعات دشوار کرده بود، بازهم تصمیم بر آن شد که خللی در این حضور بوجود نیاید" اما "انتشار خبر تذکر چندین و چند باره به رسانه های منتقد دولت و ارجاع پرونده آنها به دادگاه به جهت استفاده از تیترها و عناوینی مغایر با سیاست مورد پسند دولت توسط هیات نظارت بر مطبوعات سبب شد تا این پایگاه خبری درباره حضور خود در نمایشگاه مطبوعات تجدید نظر کرده و حداقل از این طریق صدای اعتراض خود را به گوش مسئولین و سیاست‌گذاران اطلاع رسانی در دولت یازدهم برساند." روزنامه کیهان نیز از دیگر رسانه های وابسته به جناح راست بود که این نمایشگاه را تحریم کرد و دبیر سرویس سیاسی آن از عدم حضور این رسانه در بیست و یکمین نمایشگاه مطبوعات که در محل مصلی برگزار می شود خبر داد.

    

تجارت صدهزارتومانی فروش کودک در تهران

نازنین کامدار

دو تن از مقامات شهری تهران در دو اظهار نظر جداگانه، آمارهایی درباره فقر ساکنان پایتخت ارائه کردند. نخستین آماردرباره وضعیت فقر شهروندان تهرانی را رئیس سازمان نوسازی شهرداری ارائه کرد که بر اساس آن تنها در یکی از مناطق ۲۲ گانه تهران بیش از ۲۰۰ هزار کارتن خواب وجود دارد. به گزارش واحد مرکزی خبر، عبادالله فتح‌الهی گفته است: "محله‌هایی مانند هرندی ، شوش ، دره فرحزاد و لاله‌زار به مراکز اقامت موقت معتادان و کارتن‌خواب‌ها تبدیل شده به طوری که بر اساس آمار ما ۲۰۰ هزار کارت خواب و بی خانمان در منطقه ۱۲ وجود دارد. از ستاد ملی بازآفرینی پایدار شهری می‌خواهیم تا فکری اساسی برای حل مشکلات لایه‌های پنهان ضد فرهنگی این مناطق و نیز مبارزه با مظاهر آسیب‌های اجتماعی در سطح شهر تهران انجام دهد". او افزوده: "همیشه فرسودگی موضوعی عمرانی و ساختمانی نیست؛ بلکه گاهی فرسودگی انسانی را نیز شامل و به یک معضل اجتماعی تبدیل می‌شود؛ در این نوع فرسودگی، مالکان قدیمی بافت، سکونتگاه را ترک می‌کنند. ساختمان‌های این مناطق نیز به مرور تخریب و بافت این محله ها به مکانی برای استفاده موقت برخی شهروندان بزه‌کار و آسیب‌دیده اجتماعی تبدیل می‌شود. این پدیده در تهران به صورت کارتن‌خوابی در محلات مختلف تهران دیده می‌شود. در بین این افراد از فارغ‌التحصیلان مقطع دکترا از دانشگاه‌های معتبر خارجی تا افراد بی‌سواد و بیکار و فاقد هر گونه شرایط مناسب اجتماعی دیده می شود". این آمار در حالی منتشر شده که پیش از این شهردار تهران ادعا کرده بود کارتن خواب های تهران در کل ۱۵ هزار نفر هستند. وجود ۲۰۰ هزار کارتن خواب در حالی تنها در یکی از مناطق تهران به ثبت رسیده که شهرداری تهران گنجایش اسکان موقت تنها ۱۰ هزار نفر را در گرمخانه هایش را دارد و سرنوشت باقی این جمعیت در زمستان مشخص نیست. آمار دیگر را فاطمه دانشور، عضو شورای شهر اعلام کرده و از تجارت ۱۰۰ هزار تومانی نوزادهای مبتلا به ویروس ایدز در تهران خبر داده است. او گفته است: "متاسفانه گزارشات نشان می‌دهد خانم‌های کارتن خواب و زنان روسپی به هنگام زایمان در برخی از بیمارستان‌های جنوب و مرکز شهر مراجعه و پس از به دنیا آمدن نوزاد با دریافت ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان بچه خود را می‌فروشند. اکثر نوزادان متولد شده مبتلاء بهHIV هستند. خرید و فروش این بچه‌ها هم اکنون در اطراف چند بیمارستان انجام می‌شود که البته این نکته حائز اهمیت است که مسئولان بیمارستان هیچ تقصیری در این زمینه ندارند. علی رغم تماس مکرر مددکاران بیمارستان‌های مدنظر با سازمان بهزیستی،هیچ اتفاق مثبتی از سوی بهزیستی برای ورود به این موضوع و جلوگیری از فروش نوزادان انجام نمی‌شود. نوزادانی که توسط مادران معتاد و کارتن خواب متولد می‌شوند توسط باندهای مختلف اعم از متکدیان خریداری می‌شود که به دلیل بیماریهای بسیار این کودکان و عدم نگهداری صحیح این بچه‌ها هم عمر زیادی ندارند". او اضافه کرده: "سخت گیری‌های این سازمان باعث به وجود آمدن خرید و فروش کودکان شده است که امیدواریم در سیاست‌‌هایشان تجدید نظر کنند به طوری که هم اکنون در شهر روزانه یک کودک به فروش می رسد". گفتنی آنکه در برابر این حجم از کارتن خوابی و معضلات وابسته به آن، شهرداری تهران وعده داده که با کمک یک خیریه تحت نام "پایان کارتن خوابی"، قصد نصب ۱۰۰ کمد لباس و یخچال برای آنها در نقاط مختلف شهر را دارد.

    

شمخانی: بازداشت ها تسویه حساب است

مریم کاشانی

کشمکش مقامات جمهوری اسلامی در ایران بر سر آن چیزی که از طرف سیدعلی خامنه‌ای خطر "نفوذ غرب" در ایران خوانده می‌شود، شدت بیشتری گرفته است. در آخرین نمونه از این کشمکش‌ها، علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در اظهار نظری بی‌سابقه، بازداشت‌های صورت گرفته توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران را به عنوان تسویه حساب سیاسی توصیف کرد. به گزارش خبرگزاری ایسنا، علی شمخانی که در برنامه تلویزیونی "نگاه یک" شرکت کرده بود، درباره دستگیری چند نفر از فعالان رسانه‌ای به اتهام نفوذ و جریان‌‌سازی یا ادارک‌سازی افکارعمومی و این نظر که عنوان می‌شود پس از برجام این دستگیری‌ها با قصد تسویه حساب سیاسی بوده و بزرگ نمایی صورت گرفته است، گفت: "من با این نظر موافقم." شمخانی اضافه کرد: "بحث نفوذ مهم است. اگر از شبیخون فرهنگی با وسعت فکری که ایجاد می کند فقط مبارزه با بدحجابی را بیرون بیاوریم، این تنزل دادن نظر رهبری است. نفوذ و اختلاف دو بحثی است که رهبری بعد از برجام به اشکال مختلف بیان کردند و درست هم هست. شرایط تاریخی در وضعیتی است که ایجاد اختلاف و نفوذ مبتنی بر تضعیف را دنبال می کنند. اینکه از رسانه نفوذ صورت می گیرد وجود دارد و یک اصل است ، اما نباید آنها را در خدمت و اختیار مقابله جناحی قرار دهیم. نباید کسی را فراتر از آنچه انجام داده متهم کنیم." شمخانی کنایه‌ای هم به ماجرای دستگیری جیسون رضائیان و سناریوهای سپاه پاسداران در این زمینه زده و گفته: "می‌گویند خوش و بش پسرخاله فلانی با عروس فلانی یا نقشه صبحانه فلانی، اینها نفوذ نیست، اینها در حقیقت دق و دلی شخصی خالی کردن است و درست نیست. من اینها را می گویم که اشتباه است."  حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی هم چند روز پیش در جلسه هیات دولت گفته بود: "باید به طور واقعی و جدی با هر گونه نفوذ بیگانگان مبارزه کنیم و نباید عده ای با کلمه «نفوذ» بازی کنند." او دیروز هم در سخنان تندی که همزمان با افتتاح نمایشگاه مطبوعات بیان کرد، گفت: "مطبوعات، پایگاه‌هایی که می‌توانند راجع به تنبیه آنها سخن بگویند و قضاوت کنند مشخص هستند و دارای معیارهایی معین‌اند؛ هر مأمور امنیتی نمی‌تواند معیاری برای مطبوعات و نشریات باشد." او اضافه کرد: "قابل تحمل نیست که در یک کشور برخی رسانه‌ها برای همیشه از تنبیه، توقیف، تعطیل شدن و تهدید مصون باشند و یک حاشیه امنیتی دائمی برای آنها مقدر شده باشد که هرچه می خواهند بگویند، گاهی برخی رسانه‌ها به عنوان پلیس مخفی عمل می‌کنند. همچنین گاهی با مطالعه برخی از نشریات می‌توان فهمید که فردا قرار است چه کسی دستگیر شود و آبروی چه کسانی برده شود." به نظر می‌رسد که دستگیری‌های اخیر توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران با مقاومت جدی در سطوح بالای قدرت مواجه شده است. روزنامه کیهان بعد از سخنان حسن روحانی، طی گزارشی با عنوان "دولت به جای نفوذی‌ها یقه منتقدان را گرفت!" نوشت: "رسانه‌های منتقد دولت نیز انتظار تشکر از دولتمردان را ندارند و همین که آنان منتقدان را به باد توهین و تخریب نگرفته و در موضوعاتی مانند پرداخت یارانه مطبوعات اندکی عادلانه رفتار کنند، جای شکر و سپاس دارد." کیهان در یادداشتی دیگر  با عنوان "شبکه‌ای که تمام نشده!" هم به بررسی آنچه که شبکه نفوذ می‌نامد پرداخت و نوشت: "ضرورتا باید افرادی در بدنه حاکمیتی کشور نفوذ کنند. این موضوع نه تازگی دارد و نه مختص ایران است." نویسنده کیهان سپس به کسانی که با این برخوردها مخالفت می کنند پرداخته و نوشته بود: "نخست ساده‌اندیشانی که از درک شدت کینه دشمن نسبت به نظام و از عمق و گستره محبوبیت انقلاب در دل‌های مردم آزاده جهان بی‌اطلاعند و این همه دشمنی برایشان قابل تصور نیست. دوم گروهی که نگرانند با دستگیری سرپل‌ها و سرشاخه‌های نفوذ، پرده از برخی روابطشان برداشته شود." همچنین روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران نیز تیتر اول خود را به سخنان روحانی در نمایشگاه مطبوعات اختصاص داده و نوشت: "دكتر روحاني در سومين سال دولتش براي نخستين بار در افتتاحيه اين نمايشگاه حضور پيدا كرد و ضمن حمله به قوه قضائیه، نهادهای امنیتی و رسانه‌هاي منتقد دولت كه بخشي از غايبان نمايشگاه مطبوعات امسال را تشكيل مي‌دهند، آنها را به بي‌قانوني و سوءاستفاده از آزادي متهم كرد كه به تعبير ايشان از حاشيه امن برخوردارند، اما بايد تنبيه و حتي تعطيل شوند!‌  و سپس در پایان سخنان خود مسئله انتخابات را پیش کشید تا به مخاطبان تفهیم کند که سخنان او در تجلیل از آزادی و برخی واژه‌های مشابه، سخنرانی انتخاباتی بوده است." از سوی دیگر، روزنامه وطن‌امروز در گزارش خود از سخنان رئیس جمهوری اسلامی نوشت: "او خط و نشان کشید برای رسانه‌های منتقد! همانند همیشه از ضرورت برخورد با رسانه‌ها گفت! از تنبیه گفت و از اینکه مجازات رسانه‌ها باید جریمه، توقیف و زندان باشد! با جانبداری از یک بخش از رسانه‌ها، علیه بخش دیگر گفت!  در حالی که خود او اعلام کرده متخصص امنیت ملی است و سال‌های فراوان دبیر امنیتی‌ترین نهاد کشور بوده و بخش قابل توجهی از همکارانش در دولت را نیروهای امنیتی تشکیل می‌دهند؛ بدون ذکر نام رسانه‌ای، منتقدان را متهم به همکاری با دستگاه‌های امنیتی کرد!" در این میان، به نظر می‌رسد که با ورود علی شمخانی به کشمکشی که دولت با نهادهای امنیتی وابسته به سپاه پاسداران دارد، به پیچیده‌تر شدن ماجرا در روزهای آینده منجر خواهد شد.

    

سبقت از كاميون؛ عامل مرگ همدانى

شیرین کریمی

هم‌زمان با اعلام خبر کشته شدن پنج عضو دیگر سپاه پاسداران در سوریه، جزئیات جدیدی از نحوه مرگ حسین همدانی، از فرماندهان ارشد کشته شده در سوریه منتشر شد كه بنابر آن، خودروی او هنگام سبقت از یک کامیون واژگون و او دچار ضربه مغزی شد. اين اخبار هم‌زمان با آن منتشر می‌شود که مشاور امور بین‌الملل رهبر جمهوری‌اسلامی گفته که ایران با حفظ "خطوط قرمز" در کنفرانس بعدی آینده سوریه شرکت خواهد کرد.
به گزارش رسانه‌های مختلف نزدیک به اصول‌گرایان، موسی جمشیدیان از نیروهای لشکر ۸ نجف اشرف سپاه، محمدحسین محمدخانی مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد یزد، محمدحسین عزیزآبادی و امیر حسین هیودی در روزهای اخیر جان خود را از دست داده‌اند.
بلندپایه‌ترین مقام نظامی ایران که در سوریه کشته شده، حسین همدانی است كه از او به عنوان جانشین قاسم سلیمانی در سوریه نام برده می‌شد.
پیش از این وب‌سایت مشرق‌نیوز - نزدیک به سپاه پاسداران - نوشته بود که تاکنون ۴۰ ایرانی در "عملیات محرم" کشته شده‌اند. عملیاتی که از ابتدای ماه محرم و با پشتیبانی نیروی هوایی روسیه، توسط ارتش سوریه، سپاه پاسداران و حزب‌الله لبنان برای بازپس‌گیری شهر حلب آغاز شد.
جمهوری‌اسلامی یکی از حامیان اصلی بشار اسد است که از آغاز اعتراض‌ها در این کشور و سپس درگیری‌های نظامی، به حمایت از حکومت وی پرداخته است. مقام‌های سپاه پاسداران همواره حضور نظامی ایران در سوریه را رد کرده و دلیل حضور نیروهای ایرانی را "ماموریت مستشاری" توصیف کرده‌اند. گرچه حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران دلیل بالا رفتن شمار قربانیان ایرانی در سوریه را "افزایش کمی و کیفی" نیروهای سپاه عنوان کرد.
با این حال محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه پاسداران، در مراسم تشییع جنازه همدانی، خبر از آن داده بود که این فرمانده سپاه در ۸۰ عملیات در سوریه حضور داشته و دو قرارگاه نظامی نیز در این کشور ایجاد کرده است.
در تحولی دیگر محمداسماعیل کوثری، نماینده مجلس و از فرماندهان اسبق سپاه پاسداران در گفت‌وگویی جزییات جدیدی از نحوه مرگ همدانی و حضور ایران در سوریه فاش کرده است.
به گفته رئیس کمیته دفاعی مجلس، همدانی "وقتی در حال حرکت به سوی منطقه بود، به دلیل باریک بودن جاده و زیاد بودن سرعت، خودروی او هنگام سبقت از یک کامیون واژگون و بر اثر این حادثه شهید همدانی دچار ضربه مغزی شد".
کوثری گفته است دلیل افزایش تعداد کشته‌شدگان سپاه در سوریه آن است که "شمار مستشاران را "در صحنه عمل" افزایش دادیم" که همین مساله "به موفقیت‌هایی در زمینه سرکوب کردن گروه تروریستی داعش و بیرون راندن آن‌ها از منطقه‌ای در حلب" منجر شده است.
از سوی دیگر علی‌اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل آیت‌الله خامنه‌ای خبر از آن داد که ایران در کنفرانس آینده سوریه هم "با حفظ موازین اعلام شده و رعایت خطوط قرمز" شرکت خواهد کرد، به ویژه به این دلیل که "دیدگاه کسانی که در مذاکرات وین درباره سوریه شرکت دارند کاملا تغییر کرده است".
ایران هفته گذشته برای نخستین بار در نشستی که برای بررسی بحران سوریه برگزار شد، حضور پیدا کرد. در این نشست وزرای امورخارجه آمریکا، بریتانیا، روسیه، فرانسه، آلمان، عربستان، ترکیه و نماینده‌هایی از کشورهای چین، عراق، قطر، اردن و امارات حضور داشتند.
چند روز پیش نیز آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به همین نشست، گفته بود: "معنی ندارد کشورهای دیگر دور هم جمع شوند و راجع به یک نظام حکومتی و رئیس آن حکومت تصمیم بگیرند، این بدعتی خطرناک است که هیچ حکومتی در جهان اجرای آن را دربارهٔ خود نمی‌پذیرد".
او همچنین اضافه کرده بود: "راه حل مسئله سوریه، انتخابات است و برای اینکار باید با قطع کمک‌های نظامی و مالی به معارضین، ابتدا جنگ و ناآرامی پایان پذیرد تا مردم سوریه در محیطی امن و آرام، هرکس را می‌خواهند انتخاب کنند".
در هفته‌های گذشته تغییرات مهمی در وضعیت سوریه رخ داده است. علاوه بر برگزاری نشست آینده سوریه، روسیه نیز اقدام به حمله هوایی به بخش‌هایی از این کشور کرده است. مقام‌های روسی معتقدند که هدف آن‌ها نیروها و تاسيسات داعش در سوریه است. با این حال آمریکا و متحدانش مدعی‌اند که بیش از ۹۰ درصد اهدافی که روسیه بمباران کرده، متعلق به "مخالفان میانه‌رو"ی سوریه و بشار اسد است.

    

خانه نشینی خاموش زنان

آمنه رضایی

در خردادماه ۱۳۹۲ پس از مطرح شدن سیاست افزایش جمعیت و تصویب مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در راستای این هدف و ابلاغ آن به دولت، نمایندگان مجلس نیز طرحی به نام "طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده" بر مبنای این مصوبه با ۵۵ ماده و امضای ۵۰ نفر از نمایندگان مجلس تقدیم مجلس کردند که پس از بررسی در کمیسیون بهداشت و فرهنگ و حذف چند ماده از آن از طرف کمیسیون فرهنگی مجلس در قالب ۵۰ ماده برای تصویب به صحن علنی مجلس اورده شد. این طرح در پنج فصل به ترتیب به نرخ باروری، کاهش سن ازدواج،کاهش میزان طلاق، سیاست های تشویقی برای فرزندآوری و نظارت بر سلامت باروری تدوین شده بود که در صحن مجلس مورد موافقت و مخالفت تعدادی از نمایندگان مجلس و نیز نماینده دولت قرار گرفت. گرچه موافقان این طرح آن را همگام و همسو با سخنان رهبری و سیاستهای ابلاغی ایشان می دانستند، اما مخالفان نیز ایرادهای اساسی به این طرح داشتند که از جمله می توان به انتقاد فاطمه رهبر، رییس کمیسیون زنان، به ماده ۹ و ۱۰ این طرح اشاره کرد که مربوط به اولویت استخدام برای مردان متاهل و نیز ممنوعیت جذب افراد مجرد را تا پنج سال بعد از تصویب این قانون است. از نظر فاطمه رهبر این دو ماده مغایر با اصل ۳، ۲۰ و ۲۸ قانون اساسی و نیز برنامه پنجم توسعه و قانون تسهیل ازدواج جوانان است. نماینده دولت نیز با ابراز نگرانی از بار مالی این طرح و نیز مغایرت اش با اصل ۷۵ قانون اساسی، به مخالفت با این طرح پرداخت که در نهایت برای بررسی بیشتر به کمیسیون های مربوط ارجاع و به مدت ۱۷ ماه از دستور کار مجلس خارج شد. اما به رغم این مخالفت های اصولی این طرح سرانجام در روز دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۴ دوباره در دستور کار مجلس قرار گرفت و کلیات آن با ۱۴۴ رای موافق و ۲۵ رای مخالف به تصویب رسید، و به علت پاره ای از ابهامات و مسایل مربوط به بار مالی سنگین این طرح، بار دیگر به کمیسیون فرهنگی ارجاع داده شد. لازم به یادآوری است که در این طرح مسایل و نکات منفی وجود دارد از جمله تضیع حقوق شهروندی بخشی از جامعه که در واقع به تبعیض علیه زنان دامن می زند که در ادامه به مواردی از آن اشاره می شود: در این طرح گرچه دغدغه اصلی طراحان آن جلوگیری از کاهش میزان باروری و کاهش رشد منفی جمعیت است، اما به مسایل اصلی که سبب کاهش باروری و کم شدن میل جوانان به ازدواج و افزایش طلاق و افزایش بیکاری است توجهی نشده و متاسفانه با برگزیدن سیاست هایی با نگرشی غالبا ایدیولوژیک، درصدد است افزایش جمعیت را به وسیله خانه نشینی تحمیلی بر زنان و محروم کردن آنان از فرصتهای شغلی محقق سازد! در ماده ۹ این طرح اولویت استخدام را به ترتیب به مردان متاهل فرزنددار و سپس به مردان متاهل فاقد فرزند و در آخر به زنان دارای فرزند می دهد در نهایت افراد مجرد را در انتهای لیست خود می گذارد. در تبصره ۲ ماده ۹ با دادن مشوق هایی به بخش خصوصی در این رابطه عملا به کارفرمایان اجازه اولویت استخدام مردان متاهل و عدم ترغیب برای بکار گیری از نیروی کار زنان را می دهد. در تبصره ۱ همین ماده وقتی که مشاغلی را برای زنان تفکیک می کند ادامه سیاست تفکیک جنسیتی در دانشگاهها مد نظر قرار می گیرد، به طوری که اگر زنان تحصیلکرده بخواهند شغل دیگری انتخاب کنند با چنین قانونی، کارفرمایان هیچ اولویتی برای آنها نباید در نظر بگیرند و به این ترتیب ضمانتی هم برای استفاده از توانمندی زنان در عرصه تخصص هایی غیر از موارد ذکر شده وجود نخواهد داشت. همچنین در ماده ۲۷ این طرح، کاهش ساعت کاری زنان شیرده را مطرح می کند که این موضوع گرچه در ظاهر و در بخش دولتی عملی می شود و برای تعدادی از زنان مفید واقع می شود اما در بخش خصوصی که تعداد بیشتری از زنان در آن شاغل هستند یا مشمول این امتیاز نمی شوند یا کارفرمایان به خاطر همین مسئله حاضر به استخدام زنان نمی شوند و این مورد نیز در نهایت باعث کاهش فرصت شغلی زنان می شود. با توجه به موارد ذکر شده، می توان مغایرت این طرح با حقوق شهروندی زنان و عدم توجه به توانمندی زنان را مشاهده کرد. در واقع می توان گفت که موارد ذکر شده از این طرح با بسیاری از اسناد بالا دستی ما همچون قانون اساسی و اسناد قانونی داخلی و بین المللی مغایرت دارد. چرا که اصل سوم قانون اساسی رفع تبعیض ناروا و ایجاد امکانات عادلانه را برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی در نظر گرفته و اصل ۲۸ قانون اساسی نیز می گوید هرکس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند و دولت موظف است امکان اشتغال را برای همه با شرایط مساوی فراهم کند. در ماده ۶ قانون کار نیز زن و مرد را بطور یکسان مورد حمایت قرار داده و در پیمان نامه بین المللی کار هم که ایران به آن پیوسته، حقوق زن و مرد در کار هم ارزش و مساوی در نظر گرفته شده است و تبعیض میان زن و مرد در اشتغال را ممنوع اعلام کرده است. اما این طرح به صراحت به مراکز دولتی و خصوصی فرمان می دهد که اگر می خواهند کسی را استخدام کنند اول باید مردان را در نظر بگیرید بعد زنان متاهل را و افراد مجرد را هم اساسا در آخرین رده بندی برای کسب فرصت های شغلی در نظر می گیرد، که تصویب چنین قانونی، هم خلاف قانون اساسی است و هم مغایر با قوانین دیگر است و نیز در تضاد با شرایط اجتماعی زنان و مردان جامعه ای است که در یک سطح قرار گرفته اند. از این رو جا دارد نمایندگان مجلس بار دیگر بجای نگرانی نسبت به تامین منابع مالی این طرح به این نکات و مسایل مبهم دیگر طرح توجه بیشتری کنند و از تضییع حقوق مسلم قشر عظیمی از زنان جامعه جلوگیری کنند و در برنامه ها و سیاستهای کلی همانطور که مشوق هایی برای اجرای طرح های اینچنینی در نظر می گیرند، حق انتخاب را برای افراد جامعه و به خصوص زنان که مرجع اصلی این طرح هستند لحاظ کنند. چرا که بازخورد تحمیل این طرح علاوه بر بار مالی سنگین بر هزینه و بودجه کشور، هیچ پاسخ مثبتی از طرف جامعه جهت افزایش جمعیت نخواهد داشت. منبع: مدرسه فمینیستی

    

تقاضای لاله افتخاری برای حذف صدف طاهریان و چکامه چمن‌ماه

لاله افتخاری، نماینده مجلس نهم، خواستارحذف زنانی مانند صدف طاهریان و چکامه چمن‌ماه از جامعه شد.
لاله افتخاری، عضو "کمیسیون فرهنگی" مجلس نهم درباره "صدف طاهریان" و "چکامه چمن‌ماه" بازیگرانی که اخیرا عکس‌هایی بدون حجاب از خود در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده‌اند، با باشگاه خبرنگاران جوان – متعلق به صدا و سیما- گفت:"به نظر من در جامعه هنری باید چهارچوب‌هایی در نظر گرفته شود که این افراد از این جامعه پالایش و حذف شوند لازم است وزارت ارشاد که متولی اصلی در این زمینه است با هماهنگی و همکاری شورای عالی انقلاب فرهنگی، برنامه‌ریزی و سیاستگذاری کلان و اقدامات مناسب را داشته باشند تا هنرمندانی تربیت شوند و به میدان بیایند که واقعاً لیاقت این حمایت‌ها را داشته باشند و بعد هم اگر ذره‌ای انحراف در رفتار بعضی از این افراد دیدند به آن‌ها تذکر دهند، در غیر این صورت تا این کار بیشتر توسعه پیدا نکرده، آن‌ها را از این دایره حذف کنند و به دیگران اعلام کنند، وگرنه خود این جامعه هنری را که کم در آن افراد ارزشمند نداریم، زیر سؤال می‌برد.
اگر کسی نمی‌تواند با این اهداف پیش برود، جایی دیگر باید برود و رشد کند و در نهایت سینمای ایران باید گلزار باشد و گل تربیت کند".

    

'افراد وابسته به داعش هفت تن را در افغانستان سربریدند'

مقامات محلی ولایت زابل در جنوب افغانستان اعلام کردند که شب گذشته نیروهای وابسته به گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) هفت نفر از غیرنظامیان گروگان گرفته شده مربوط به قوم هزاره را کشته‌اند. غلام جیلانی فراهی، مسئول امنیت ولایت زابل به بی‌بی‌سی گفت که شب گذشته بعد از آغاز درگیری میان نیروهای وابسته به داعش و گروه طالبان، گروگان‌ها از سوی جنگ‌جویان ازبکستانی سربریده‌ شدند. آقای فراهی همچنین می‌گوید هفت نفر سربریده شده شامل سه زن و چهار مرد هستند که به صورت بی‌رحمانه به قتل رسیده‌اند. بی بی سی

    

زاکانی: جمع‌آوری سانتریفیوژها در فردو متوقف شد

رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس با تأکید بر ادامه کار این کمیسیون گفت که جمع‌آوری سانتریفیوژهای ایران پس از «تذکر» به مقامات دولتی، «حداقل» در سایت اتمی فردو متوقف شده‌است. به گزارش خبرگزاری مهر، علیرضا زاکانی روز یکشنبه ۱۷ آبان، جمع‌آوری سانتریفیوژها در تأسیسات اتمی را «نادرست» خواند و گفت که مقامات دولت به دلیل این اقدام «تذکر» گرفته‌اند. وی اضافه کرد: «در پی این تذکر، کار را متوقف کرده‌اند و حداقل در فردو این روند متوقف شده‌است.» آقای زاکانی در سخنان خود بیان نکرده‌است که مقامات دولتی از چه فرد یا نهادی به دلیل جمع‌آوری سانتریفیوژها «تذکر» گرفته‌اند. مهر

    

مهارت خلبان جان ۹۰ مسافر را نجات داد

۹۰ مسافر که صبح روز شنبه با پرواز شرکت هواپیمایی ایران ایر ساعت ۲۰: ۷ دقیقه از فرودگاه مهرآباد به سمت رشت حرکت کرده بودند، علی‌رغم دوبار پرواز به رشت به دلیل نقص فنی هواپیما و سپس شرایط نامساعد جوی به فرودگاه مهرآباد بازگشتند. پرواز شماره ۲۴۳ ایران ایر که با هواپیمای فوکر ۱۰۰ انجام شد به دلیل نقص فنی نتوانست در فرودگاه سردار جنگل رشت بنشیند و ساعتی بعد، پس از مشخص شدن عدم امکان تعمیر این هواپیما در کوتاه مدت،مسافران به فوکر ۱۰۰ دیگر منتقل شدند و با‌‌ همان کادر به سوی رشت پرواز کردند. اما بار دوم هم امکان رسیدن به مقصد برای هواپیما و مسافران‌اش ممکن نشد. یکی از مسافران این هواپیما می‌گوید: "هرچند مسافران پرواز به دلیل مشکلات ایجاد شده و معطلی چند ساعته ناراحت بودند و اعتراض داشتند اما تعداد زیادی از آن‌ها از خلبان هواپیما تشکر کردند که با خونسردی،ایجاد فضای آرام،استفاده از راهکار مناسب، بحران ایجاد شده را مدیریت کردند تا مسافران دچار وحشت نشوند. چون ریسک فرود در هر دوبار می توانست جان ۹۰ مسافر را به خطر بیاندازد که خلبان فوکر۱۰۰ چنین کاری را انجام نداد." شرکت ایران ایر  بعد از انجام دو پرواز به سمت رشت که هیچکدام به مقصد نرسید وجه بلیت مسافران را به آن‌ها بازگرداند. هرچند که به آن‌ها اعلام شده بود این امکان وجود دارد که مسافران برای بار سوم به سمت مرکز استان گیلان پرواز کنند . خبری که با تجربه دو پرواز قبلی با هواپیمایی که ۱۸ سال است دیگر تولید نمی شود مسافران را خوشحال نکرد و در نتیجه آن‌ها از فرودگاه خارج شدند.

    

روحانی:رسانه یا پلیس مخفی؟

 حسن روحانی صبح یکشنبه در آیین گشایش رسمی بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات که در مصلای تهران برگزار شده است، مطالبی را بیان کرد. او گفت:
" فرصت مغتنمی برای همه ماست که در نمایشگاهی که به نام رسانه، مطبوعات خبرگزاری، پایگاه های خبری و نشریات مختلف برگزار شده است، تردیدی نیست که برای ورود در عصر جدید و در دنیای جدید ما نیاز به توسعه داریم، تردیدی نیست که برای ورود به توسعه، مسیر و راه آن رسانه است.
برای یک کشور از داشتن یک رسانه یا رسانه ها مهم تر نهاد رسانه است، رسانه ای که دارای سوابق بلند، باهویت، با نگاه و با دیدگاه خاص خود باشد.
گرچه در کشور ما از اولین مطبوعه، کاغذ اخبار یا وقایع اتفاقیه حدود 180 سال می گذرد، اما از آن نشریات روزهای اولیه دیگری خبری نیست، جز در آرشیو، آن هم اگر مانده باشد، اما ما در دنیای روزنامه هایی داریم که بیش از 200 سال سابقه دارند، تایمز لندن دارای عمر 230 سال است و نیویورک تایمز دارای 119 سال عمر است، رسانه ای که دهه ها از عمرش بگذرد، بر حرفه ای بودن و پختگی اش افزوده شود، افکار عمومی را به خود جذب کند و دارای سابقه صد ساله و دویست ساله و بیشتر باشد.
 رسانه ای هنوز متولد نشده بال و پر نگشوده، خود را به خوبی معرفی نکرده به دلایل واهی دچار تاخت و تاز دیگران قرار می گیرد.
ما همان طور که نیازمند به نهاد رسانه هستیم، نیازمند به نظام مطبوعات هم هستیم. نظام مطبوعات شفاف، روشن با قوانین و مقررات روشن.
اگر قانون روشن باشد، هر روز جمعی با بدست آوردن یک کلمه و یک جمله نمی توانند با آزادی مطبوعات بازی کنند.
قانون و مقررات شفاف، تنبیه روشن و تشویق روشن است، در همه جای دنیا، آخرین قانون جزا و شدیدترین آن اعدام است و آن هم کشورهایی که دارای مجازات اعدام هستند؛ اولین مجازات اعدام نیست.
اولین مجازات جریمه است، اولین مجازات توقیف کوتاه مدت طرف در هر جرمی است یا زندان کوتاه مدت است، اولین مجازات که اعدام نیست.
اگر بر فرض یک رسانه تخلف کرده و نهاد رسانه و نه یک نهاد دیگر گفته که متخلف است، ما وزارت ارشاد داریم، هیات نظارت و قوه قضاییه داریم تا نسبت به مطبوعات و آن پایگاه هایی که می توانند سخن بگویند، قضاوت کنند راجع به نشریه که آیا از خود سخن می گوید، از بیگانه سخن می گوید، به نفع کشور یا به نفع بیگانه حرف می زند؟ یک معیاری دارد.
هر مامور امنیتی نمی تواند معیار برای مطبوعات و نشریات باشد، ما نیازمند به یک نظام، قانون، مقررات و یکسانی همه در برابر قانون هستیم.
افتخار قانون اساسی ما و اسلام این است که می گوید همه افراد حتی رهبری معظم نظام در برابر قانون یکسان هستند، در کنار میز محاکمه قاضی، امام مسلمین و امیر مومنین با یک نفر دیگر برابر هستند، کنار هم می نشینند، این افتخار قضای اسلام است که همه در برابر قانون مساوی هستند.
مگر قابل تحمل است که در یک کشوری برخی از رسانه ها برای همیشه از تنبیه، توقیف و تعطیل و تهدید مصون باشند و یک حاشیه امن امنیتی دائمی برای آن ها مقرر باشد که نه تنها هر چه می خواهد بگویند بلکه گاهی هم به عنوان پلیس مخفی عمل کنند؟
شما از برخی از نشریات می فهمید که فردا چه کسی دستگیر می شود، فردا کجا تعطیل می شود، آبروی چه کسانی باید رفته شود، ما نشریه داریم برای آگاهی مردم، بعد هم عده ای ادعای انقلابی گری دارند."

    

More Recent Articles

You Might Like


Email subscriptions powered by FeedBlitz, LLC, 365 Boston Post Rd, Suite 123, Sudbury, MA 01776, USA.